• امروز : چهارشنبه, ۲۲ مهر , ۱۴۰۵
  • برابر با : Wednesday - 14 October - 2026
کل اخبار 6411

اطلاعیه ها

زایمان در آب برای چه مادرانی شدنی است؟ فواید دمنوش جنسینگ به همراه آموزش تهیه فعالیت‌های قرآنی اردستان نیازمند انسجام و تقسیم کار تخصصی است چگونه شماره ها و مخاطبین تکراری اندروید و آیفون را پیدا و حذف کنیم ؟ غریب‌آبادی: آمریکا به‌جای موعظه دیگران، پاسخگوی جنایات خود باشد ترافیک نیمه‌سنگین در ۵ محور مواصلاتی کشور حرکت سازمان فناوری اطلاعات به سمت حکمرانی داده‌محور مجلس نمایندگان آمریکا برای سومین بار رای به پایان جنگ علیه ایران داد تیم میکس کامپوند حذف شد شعری در وصف پاییز چگونه از دوست پسر یا دوست دختر خود جدا شویم؟؟؟!!! بوی مهر و حساب‌وکتاب خانواده‌ها؛ هزینه تحصیل چندفرزندی‌ها چقدر است؟ ادعای رسانه‌های یونانی درباره انتقال سامانه پدافند هوایی به جزیره کرت پیاتزا مربی کوچکی نیست؛ فدراسیون باید درباره آینده او تصمیم بگیرد اجرای دیوارکشی مجموعه ورزشی شهید بهشتی دیلم جدیدترین تصاویر و اخبار چهره ها و بازیگران مشهور توپ ترین جوک های خنده دار تلگرام پاسخ نماینده کشورمان به اتهامات وزیر خارجه کانادا جاذبه های دیدنی و گردشگری مسکو در روسیه مهندسی هسته‌ایی، انرژی و اپتیک در فهرست رشته‌های جدید دانشگاه شیراز بانک اتریشی در ایران شعبه دایر می کند

♥2

یک دختر خوب چه جوریاس ؟ (طنز)

  • کد خبر : 15740
  • ۲۲ اسفند ۱۳۹۴ - ۱۱:۴۸
یک دختر خوب چه جوریاس ؟ (طنز)

یک نوع نگاه در جامعه وجود دارد که به خاطر یک فوت اختراع تلفن را زیر سوال می‌برد و تلفن خانه را جمع می‌کند. مثل عموی من. همین که دخترعموهایم کمی بزرگ شدند و به سن شوهر کردن رسیدند و همین که اولین‌بار یک از خدا بی‌خبری زنگ زده بود خانه عمو و توی گوشی […]

یک نوع نگاه در جامعه وجود دارد که به خاطر یک فوت اختراع تلفن را زیر سوال می‌برد و تلفن خانه را جمع می‌کند. مثل عموی من.

همین که دخترعموهایم کمی بزرگ شدند و به سن شوهر کردن رسیدند و همین که اولین‌بار یک از خدا بی‌خبری زنگ زده بود خانه عمو و توی گوشی فوت کرده بود، عمو تصمیم گرفت کلا این وسیله گناه را از خانه حذف کند.

منظورش تلفن بود، می‌گفت آن پدرسوخته فوت می‌کند، این دخترها هم ممکن است خبط کنند و فوت کنند، بعد آن بی‌شعور دوباره فوت کند، بعد دوباره اینها فوت کنند و بعد کارشان بشود فوت کردن و بعد از فوت کردن ممکن است با هم حرف بزنند و کار از کار بگذرد. خلاصه عمو تلفن خانه را جمع کرد و زیر بار استدلال‌های فامیل که می‌گفتند مگر به دخترهایت اعتماد نداری نرفت. مدتی بعد عمو دور پشت‌بام خانه را تورمرغی کشید. پرسیدیم عمو تور چرا؟ گفت: شنیده‌ام دختر پسرهای جوان می‌روند بالای پشت‌بام و به هم چشمک می‌زنند. یک چشمک این می‌زند، یک چشمک آن، یک چشمک این می‌زند یک چشمک آن و بعد ممکن است با هم حرف بزنند یا نامه ردوبدل کنند.

 

بله، عموی جالبی دارم. اگر بخواهم دقیقا عمویم را دقیق توصیف کنم او کسی بود که عقیده داشت همه باید حتا به زور شده به بهشت بروند و کسی نباید در آسفالت کردن جاده جهنم بکوشد. عمویم کسی بود که وقتی دخترهایش می‌پرسیدند عروسکم خوشگل است می‌گفت: نگویید خوشگل بگویید زیبا، نه زیبا هم نگویید، بگویید مامانی، نه مامانی هم نگویید، بگویید قشنگ، نه قشنگ هم نگویید، اصلا شما چرا باید پیش غریبه‌ها از عروسک‌تان تعریف کنید و کلمات قبیح درباره‌اش به کار ببرید؟

یک بار یادم هست یکی از دخترعموهایم که لباس نو پوشیده بود به عمویم گفت: بابا خوشگل شدم؟ و عمویم با خشم گفت: برازنده شدی دخترم. دخترعمویم وقتی برازنده را شنید گریه کرد چون آن‌قدر بچه بود که نمی‌دانست برازنده یعنی چه! آن موقع من هم آن‌قدر بچه بودم که نفهمیدم برازنده یعنی چه، ولی فهمیدم دختر خوب نهایت باید برازنده باشد. همین.

 



لینک کوتاه : https://balasari.com/?p=15740
 

نوشته های مشابه

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0