به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری بالاسری، مراسم اظهار کردوگو در مورد کتاب خاطرات محمود خلیل با عنوان No Land to Stand on «سرزمینی برای ایستادن نیست» در کتابفروشی «Book Culture» در نزدیکی دانشگاه کلمبیا با حاشیهای همراه بود. دقایقی پیش از آغاز سخنرانی، گروه کوچکی متشکل از طرفداران رژیم صهیونیستی با پرچم مشترک آمریکا و اسرائیل، بلندگو و پلاکارد وارد کتابفروشی شدند و خواستار اخراج محمود خلیل از خاک آمریکا شدند.
رهبری این گروه را راس گلیک، مدیرعامل سابق سازمان Betar US بر عهده داشت؛ گروهی که نام فعالان حامی فلسطین را پیشتر در اختیار مقبا این حالت مهاجرتی قرار داده بود و از سوی اتحادیه ضد افترا (ADL) به دلیل اقدبا این حالتش در آزار و اذیت دیگران، یک گروه افراطی شناخته شده است.

در جریان بیرون راندن معترضان، تنش فیزیکی رخ داد و یکی از معترضان به بازوی کارمند کتابفروشی ضربه زد.
این اولینبار نیست که یک رویداد فرهنگی حامی فلسطین در غرب با تلاش برای بایکوت و سانسور مواجه میشود. در دو سال پیشین موارد متعددی از این دست اقدبا این حالت از سوی طرفداران رژیم صهیونیستی نسبت به رویدادهای فرهنگی و هنری که تلاش دارند صدای فلسطین باشند، در سرزمینهای غربی به ویژه آمریکا گزارش شده است؛ اقدبا این حالتی که تلاش دارند هزینه برگزاری این دست از برنامهها را برای مجریان آن سنگین کنند و این قبیل رویدادها را به حاشیه برانند.

محمود خلیل که در سال 2022 به آمریکا مهاجرت کرده و در مقطع تحصیلات تکمیلی در دانشگاه کلمبیا مشغول تحصیل شد، در اعتراضات ضد اسرائیلی دانشگاههای آمریکا پس از کشتار فلسطینیان توسط رژیم صهیونیستی به چهرهای شناخته شده و محوری در این تجمعات شناخته و معرفی شد.
چندی بعد، دولت ترامپ او را به مدت 104 روز بازداشت کرد؛ در حالی که او کارت سبز اقامت داشت. این حبس از چند وجه تجربهای تلخ برای خلیل بود؛ چرا که در این مدت فرزندش به دنیا آمد و او مجبور بود بدون دلیل قانونی، نظارهگر تولد فرزندش از پشت میلههای زندان باشد.
حبس خلیل این پرسش را مطرح کرد که چرا آزادی بیان در آمریکا و دیگر سرزمینهای غربی تا جایی جایز است که به سیاستهای آنان به ویژه در حمایت از اسرائیل کاری نداشته باشد؟
خلیل این تجربه خود را در کتابی با عنوان «سرزمینی برای ایستادن نیست» نوشت و در اختیار مخاطبان قرار داد. او میگوید هدف دولت ترامپ فقط شخص او نبود، بلکه میخواستند از او «درس عبرت» بسازند تا بقیه شهروندان (حتی خود شهروندان آمریکایی) بترسند و اگر حرفی خلاف میل دولت زدند، از عواقب و انتقام آن هراس داشته باشند.
خلیل میگوید همسرش در آن زمان 8 ماهه باردار بود و آخرین چیزی که شنیده بود، تهدید مأموران به بازداشت همسرش بود.

او در این کتاب لحظاتی را توصیف میکند که خواندن آن برای مخاطبان آمریکایی تکاندهنده توصیف شده است، او طی 30 ساعت بارها جابجا شد؛ از نیویورک به نیوجرسی، دوباره به نیویورک، سپس تگزاس و در نهایت به بازداشتگاهی در مناطق دورافتاده لوئیزیانا (حدود 2200 کیلومتر دورتر از خانهاش)؛ جایی که تا آن روز اصلاً نمیدانست وجود خارجی دارد.
خلیل در کتاب خود با نثری روان و خواندنی، بیرحمی حاکم بر بازداشتگاههای اداره مهاجرت آمریکا را به تصویر میکشد. جایی که کارگران برای یافتن رفاه و زندگی بهتر راهی آمریکا شدند با این حال سر از بازداشتگاه درآوردند. جایی که ممکن است زندانیان شبانه ناپدید شوند و خانوادههایی که از ترس بازداشت خودشان، قید ملاقات را میزنند.
کتاب خلیل تنها یک کتاب خاطرات از روزهای پرالتهاب زندگی شخصی او نیست، او با ثبت این خاطرات سیستم حاکم بر آمریکا و شعارهای پر رنگ و لعاب غرب در آزادی بیان و حقوق بشر را به چالش میکشد.
انتشار این اثر واکنشهای بسیاری به همراه داشت. نیویورک تایمز کتاب خلیل را “مهم و هولناک” توصیف کرد و پانکاج میشرا، نویسنده، در وصف آن اظهار کرد: “این کتاب با دقتی خیرهکننده استبداد جدید جهان آزاد و رنج ادامهدار تبعید را نشان میدهد”.
/
