• امروز : چهارشنبه, ۲۲ مهر , ۱۴۰۵
  • برابر با : Wednesday - 14 October - 2026
کل اخبار 6406

اطلاعیه ها

بیوگرافی و زندگینامه مرحوم دنیا فنی زاده موزه دفاع مقدس خوزستان با حضور رئیس‌جمهور افتتاح می‌شود راه اندازی سایت فروش فایل با افزونه Easy Digital Downloads فرد عبوس در معرض خطر جدی افسردگی پاداش مدال آوران بوکس در بازی‌های آسیایی ناگویا اعلام شد استاندار کرمانشاه بر توسعه تجارت با عراق تأکید کرد فال روز ۱۵ بهمن ماه ۹۴ تغییرات آرایشی در بهار نایابترین و دیدنیترین عکسها از ۱۰ سالگی آیت الله خامنه ای زنجیره دارو باید از سررسید اوراق گام اطمینان داشته باشد برگزاری دوره «زیبانویسی به خط فارسی» برای فارسی‌آموزان غیرایرانی فال روزانه یکشنبه ۳۰ بهمن ۹۴ آموزش ترفندی برای دانلود کردن از یوتیوپ جملات زیبا و خواندنی عاشق واقعی هستید یا تنها وابسته شده اید؟؟؟ وزیر بهداشت زنگ آغاز سال تحصیلی جدید را نواخت عکس جدید سوشا مکانی و نامزدش بعد از آزادی بقایی: هر روز بر سیاهه جنایات آمریکا علیه مردم ایران افزوده می‌شود ۱۵ خاصیت پرتقال پیشنهاد افزایش ۲ میلیونی اعتبار کارت امید مادران به‌جای یارانه شیرخشک دانلود بازی Rambo The Video Game Baker Team برای PC

♥2

اس ام اس عاشقانه و احساسی سری۴۵

  • کد خبر : 38095
  • ۱۵ شهریور ۱۳۹۵ - ۹:۳۳
اس ام اس عاشقانه و احساسی سری۴۵

[ad_۱] اس ام اس عاشقانه و احساسی سری۴۵ خودت می دانیبهانه گیر می شوم زمانی که کمتر تو را می بینم کمتر با هم حرف می زنیم کمتر می گوییم دوستت دارم … بیا و بهانه های مرا از من بگیر ++++++++++++++++ نام بهار بر سر زبان ها افتاده ولی هنوز هم وِرد زبان من […]

[ad_۱]
اس ام اس عاشقانه و احساسی سری۴۵

خودت می دانیبهانه گیر می شوم

زمانی که کمتر تو را می بینم

کمتر با هم حرف می زنیم

کمتر می گوییم

دوستت دارم … بیا

و بهانه های مرا

از من بگیر

++++++++++++++++

نام بهار

بر سر زبان ها افتاده

ولی هنوز هم

وِرد زبان من

نام توست

++++++++++++++++

با نوک انگشت نوشتم بر آب :

مال منی ! مال منی ! مال من !

حیف که در ثانیه ‌ای محو شد

آن « سَنَدِ مِلکیِ اقبالِ » من

++++++++++++++++

آنقدرها که یاد ما نکنی

آنقدر یاد کرده ایم تو را

کوه و صحرا پر است از نامت

بسکه فریاد کرده ایم تو را

++++++++++++++++

تمام روز

اگر بی تفاوتم

اما

شبم قرین شکنجه

دچار بیداری است

++++++++++++++++

خاموش می‌ شود این رخسار

در صراحت مسلّم بازوان تو

و بازوان تو

عریانی‌ ی دریاست

++++++++++++++++

دستانم در تو گره می‌ خورد

دستانت در من می‌ کاود

و در این تکاپوست

که به هم بافته می‌ شویم

آن‌ سان که چون صدایم می‌ کنند تو سر بر می‌ داری

++++++++++++++++

از چه بترسم

تو با منی

با تاری ابریشم

و نفس‌ های عاشقانه‌ ام

غبار هفت فصل را از شانه‌ هات درو می‌ کند

++++++++++++++++

بهار، بی‌ حضورِ قدم‌ هات

کابوسِ این خوابِ زمستانی ست

دوست دارم

شکوفه، بهانه‌ ی تو باشد

وَ تو

پیراهنِ تمامِ فصل‌ ها که در راهند…

++++++++++++++++

من پله های یشت بام را جارو کرده ام

و شیشه های پنجره را هم شسته ام

کسی می آید

کسی می آید

کسی که در دلش با ماست ،

در نفسش با ماست ، در صدایش با ماست

[ad_۲]

لینک کوتاه : https://balasari.com/?p=38095
 

نوشته های مشابه

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0