• امروز : چهارشنبه, ۲۲ مهر , ۱۴۰۵
  • برابر با : Wednesday - 14 October - 2026
کل اخبار 6412

اطلاعیه ها

بقائی: جهان‌بینی ترامپ، نماد پوچی و استبداد و خطری برای صلح جهانی است نفوذ غیرمجاز هکرهای کلاه سفید به ۴۱ سایت در سمنان مدل های مبلمان حصیری حیاط خلوت، باغ و پاسیو ویلایی امیر قلعه‌نویی: از مردم می خواهم فرصت بدهند تا تیم را بسازم این تصویر متحرک چه چیزی را ثابت می‌کند؟ ۱۴ دانستنی جالب درباره اپل فوتبال به فساد کشیده شده است چگونه تصاویر خود را به صورت گروهی واترمارک گذاری کنیم؟ پیروزی جوانان ایران مقابل چین تایپه در کاپ آسیا زیر ۱۸ سال شروع فوق العاده‌ای مقابل سپاهان داشتیم / به بازیکنانم افتخار می‌کنم ساغر مرادی در مسابقات بین المللی تکواندو زنان قهرمان شد/۶ نفر حذف شدند بازگشت فینال اروپا به کمپ نو؛ مونیخ یک سال زودتر میزبان است زندگی زیباست…! (۲۶۱) – جذاب آموزش قدم به قدم کشیدن ابروها عکس ساعد سهیلی و همسرش گلوریا هاردی هشدار صریح نیروهای مسلح یمن به مزدوران سعودی میدان داران کرمانی: ما کف خیابان حریف می طلبیم جزئیات جدید از شرایط هولناک دکتر حسام ابوصفیه در زندان صهیونیست‌ها هدیه تولد متفاوت عمو پورنگ به مادرش+عکس مزار حضرت زهرا(س) کجاست؟ علیزاده: مسئولان برای مهار گرانی‌ها تدبیر کنند

♥2

یک دختر خوب چه جوریاس ؟ (طنز)

  • کد خبر : 15740
  • ۲۲ اسفند ۱۳۹۴ - ۱۱:۴۸
یک دختر خوب چه جوریاس ؟ (طنز)

یک نوع نگاه در جامعه وجود دارد که به خاطر یک فوت اختراع تلفن را زیر سوال می‌برد و تلفن خانه را جمع می‌کند. مثل عموی من. همین که دخترعموهایم کمی بزرگ شدند و به سن شوهر کردن رسیدند و همین که اولین‌بار یک از خدا بی‌خبری زنگ زده بود خانه عمو و توی گوشی […]

یک نوع نگاه در جامعه وجود دارد که به خاطر یک فوت اختراع تلفن را زیر سوال می‌برد و تلفن خانه را جمع می‌کند. مثل عموی من.

همین که دخترعموهایم کمی بزرگ شدند و به سن شوهر کردن رسیدند و همین که اولین‌بار یک از خدا بی‌خبری زنگ زده بود خانه عمو و توی گوشی فوت کرده بود، عمو تصمیم گرفت کلا این وسیله گناه را از خانه حذف کند.

منظورش تلفن بود، می‌گفت آن پدرسوخته فوت می‌کند، این دخترها هم ممکن است خبط کنند و فوت کنند، بعد آن بی‌شعور دوباره فوت کند، بعد دوباره اینها فوت کنند و بعد کارشان بشود فوت کردن و بعد از فوت کردن ممکن است با هم حرف بزنند و کار از کار بگذرد. خلاصه عمو تلفن خانه را جمع کرد و زیر بار استدلال‌های فامیل که می‌گفتند مگر به دخترهایت اعتماد نداری نرفت. مدتی بعد عمو دور پشت‌بام خانه را تورمرغی کشید. پرسیدیم عمو تور چرا؟ گفت: شنیده‌ام دختر پسرهای جوان می‌روند بالای پشت‌بام و به هم چشمک می‌زنند. یک چشمک این می‌زند، یک چشمک آن، یک چشمک این می‌زند یک چشمک آن و بعد ممکن است با هم حرف بزنند یا نامه ردوبدل کنند.

 

بله، عموی جالبی دارم. اگر بخواهم دقیقا عمویم را دقیق توصیف کنم او کسی بود که عقیده داشت همه باید حتا به زور شده به بهشت بروند و کسی نباید در آسفالت کردن جاده جهنم بکوشد. عمویم کسی بود که وقتی دخترهایش می‌پرسیدند عروسکم خوشگل است می‌گفت: نگویید خوشگل بگویید زیبا، نه زیبا هم نگویید، بگویید مامانی، نه مامانی هم نگویید، بگویید قشنگ، نه قشنگ هم نگویید، اصلا شما چرا باید پیش غریبه‌ها از عروسک‌تان تعریف کنید و کلمات قبیح درباره‌اش به کار ببرید؟

یک بار یادم هست یکی از دخترعموهایم که لباس نو پوشیده بود به عمویم گفت: بابا خوشگل شدم؟ و عمویم با خشم گفت: برازنده شدی دخترم. دخترعمویم وقتی برازنده را شنید گریه کرد چون آن‌قدر بچه بود که نمی‌دانست برازنده یعنی چه! آن موقع من هم آن‌قدر بچه بودم که نفهمیدم برازنده یعنی چه، ولی فهمیدم دختر خوب نهایت باید برازنده باشد. همین.

 



لینک کوتاه : https://balasari.com/?p=15740
 

نوشته های مشابه

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0