• امروز : چهارشنبه, ۲۲ مهر , ۱۴۰۵
  • برابر با : Wednesday - 14 October - 2026
کل اخبار 6411

اطلاعیه ها

عکس از جشن عروسی مرد و زن عاشق در یخبندان! جزئیات الگوی جدید دهک‌بندی/افزایش۵۰درصدی کالابرگ از ۱۵ مهر ایران به هیئت اجرایی انجمن همبستگی ورزش کشورهای اسلامی راه یافت امام جمعه زنجان ارتحال آیت الله شبیری زنجانی را تسلیت گفت ارتش تروریستی آمریکا: ۵ نفتکش ایرانی را هدف قرار دادیم اطلاعیه شرکت ملی پالایش و پخش درباره استفاده از متانول در بنزین واکنش سخنگوی کمیسیون امنیت ملی به حمله آمریکا به جشن عروسی در سیریک طرح تحریم سپاه در راه سنا دانلود کتاب قحطی بزرگ تصاویری جدید از مگان فاکس در شهر نیویورک نجات کودک ۲ ساله ای که ۲۰ مایل با مرگ حرکت کرد! +تصویر مبلغ انتقال مهاجم تیم ملی فوتبال ایران به الوصل امارات مشخص شد دانلود آهنگ جدید بردیا بنام چشم به راه حملات موشکی عربستان به صعده ۴.۸ تن برنج و خوراک دام فاقد مجوز در سنقروکلیایی کشف شد حمایت از تولید و سرمایه‌گذاری از اولویت ‌های مهم دستگاه قضایی است پرداخت عیدی به ۱۰۰۰ خانواده دارای بیش از دو معلول تهرانی آموزش تصویری ساخت گل نرگس با فوتر یا نمد عکسهایی از تمبر دوره قاجار اموال ۳۹۴ نفر از خائنان به کشور توقیف شد ۱۶ کشته در حمله القاعده به گردشگران یک هتل در ساحل عاج

♥6

داستانی زیبا از وحدت در عشق

  • کد خبر : 37314
  • ۱۰ آبان ۱۳۹۵ - ۲۱:۲۸
داستانی زیبا از وحدت در عشق

داستانی زیبا از وحدت در عشق عاشقی به در خانه یارش رفت و در زد… عاشقی به در خانه یارش رفت و در زد. معشوق گفت: کیست¿ عاشق گفت: »من« هستم. معشوق گفت: برو, هنوز زمان ورود خامان و ناپُختگان عشق به این خانه نرسیده است. تو خام هستی. باید مدتی در آتش جدایی بسوزی […]

داستانی زیبا از وحدت در عشق

عاشقی به در خانه یارش رفت و در زد…

داستانی زیبا از وحدت در عشق

عاشقی به در خانه یارش رفت و در زد. معشوق گفت: کیست¿ عاشق گفت: »من« هستم. معشوق گفت: برو, هنوز زمان ورود خامان و ناپُختگان عشق به این خانه نرسیده است. تو خام هستی.

باید مدتی در آتش جدایی بسوزی تا پخته شوی, هنوز آمادگی عشق را نداری. عاشق بیچاره برگشت و یکسال در آتش دوری و جدایی سوخت, پس از یک سال دوباره به در خانه معشوق آمد و با ترس و ادب در زد. مراقب بود تا سخن بی ادبانه ای از دهانش بیرون نیاید.

با کمال ادب ایستاد. معشوق گفت: کیست در می زند. عاشق گفت: ای دلبر دل رُبا, تو خودت هستی. تویی, تو. معشوق در باز کرد و گفت اکنون تو و من یکی شدیم به درون خانه بیا. حالا یک »من« بیشتر نیست. دو »من«در خانه عشق جا نمی شود. مانند سر نخ که اگر دو شاخه باشد در سوزن نمی رود.

گفت اکنون چون منی ای من درآ

نیست گنجایی دو من را در سرا

لینک کوتاه : https://balasari.com/?p=37314
 

نوشته های مشابه

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0