• امروز : چهارشنبه, ۲۲ مهر , ۱۴۰۵
  • برابر با : Wednesday - 14 October - 2026
کل اخبار 6406

اطلاعیه ها

مدل ناخن۲۰۱۳ خودروی ۵.۵ میلیاردی انگلیسی – ایرانی! + عکس هشدار ایران به انگلیس و فرانسه درباره ادامه حمایت از رژیم صهیونیستی آهنگ عشق مردم سعید عرب حملات توپخانه‌ای رژیم صهیونیستی به حومه دمشق نیویورک تایمز: بمبی که مراسم عروسی سیریک را هدف قرار داد، آمریکایی بود حکم استفاده از برنامه های وایبر- واتس آپ رزمایش جانفدایان ایران در بهشهر چگونه با غم از دست دادن همسر کناربیاییم؟ دانشجوی موفق، علم و مهارت را با اخلاق و انسانیت همراه می‌کند نماینده ولی‌فقیه: کاهش ضایعات کشاورزی برای امنیت غذایی ضروری است نجمه سازنچیان به مرحله یک هشتم صعود کرد قشنگترین وبروزترین ست های لباس مجلسی برای کریسمس بلایی که بر سر شعر می‌آورند عکس های آذرخش فراهانی برادر گلشیفته فراهانی آموزش تهیه شیرینی خامه ای کارگردان «یوسف پیامبر» درگذشت استاندار بوشهر: اشتغال صنعتی در استان افزایش می‌یابد مدل قفسه های جالب برای اتاق کودک منابع یمنی: صادرات نفت عربستان را برای ماه‌های طولانی مختل کردیم توتال و ویتول جریمه شدند

♥6

داستانی زیبا از وحدت در عشق

  • کد خبر : 37314
  • ۱۰ آبان ۱۳۹۵ - ۲۱:۲۸
داستانی زیبا از وحدت در عشق

داستانی زیبا از وحدت در عشق عاشقی به در خانه یارش رفت و در زد… عاشقی به در خانه یارش رفت و در زد. معشوق گفت: کیست¿ عاشق گفت: »من« هستم. معشوق گفت: برو, هنوز زمان ورود خامان و ناپُختگان عشق به این خانه نرسیده است. تو خام هستی. باید مدتی در آتش جدایی بسوزی […]

داستانی زیبا از وحدت در عشق

عاشقی به در خانه یارش رفت و در زد…

داستانی زیبا از وحدت در عشق

عاشقی به در خانه یارش رفت و در زد. معشوق گفت: کیست¿ عاشق گفت: »من« هستم. معشوق گفت: برو, هنوز زمان ورود خامان و ناپُختگان عشق به این خانه نرسیده است. تو خام هستی.

باید مدتی در آتش جدایی بسوزی تا پخته شوی, هنوز آمادگی عشق را نداری. عاشق بیچاره برگشت و یکسال در آتش دوری و جدایی سوخت, پس از یک سال دوباره به در خانه معشوق آمد و با ترس و ادب در زد. مراقب بود تا سخن بی ادبانه ای از دهانش بیرون نیاید.

با کمال ادب ایستاد. معشوق گفت: کیست در می زند. عاشق گفت: ای دلبر دل رُبا, تو خودت هستی. تویی, تو. معشوق در باز کرد و گفت اکنون تو و من یکی شدیم به درون خانه بیا. حالا یک »من« بیشتر نیست. دو »من«در خانه عشق جا نمی شود. مانند سر نخ که اگر دو شاخه باشد در سوزن نمی رود.

گفت اکنون چون منی ای من درآ

نیست گنجایی دو من را در سرا

لینک کوتاه : https://balasari.com/?p=37314
 

نوشته های مشابه

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0