• امروز : چهارشنبه, ۲۲ مهر , ۱۴۰۵
  • برابر با : Wednesday - 14 October - 2026
کل اخبار 6412

اطلاعیه ها

دستگیری ۳ نفر از عوامل اصلی نزاع دسته‌جمعی در تویسرکان آخرین وضعیت مصدومیت رضاییان؛ ۶ جای خالی در لیست فولاد متولدین ۱۲ ماه از این کارها دوری کنید جزئیات جدید از شرایط هولناک دکتر حسام ابوصفیه در زندان صهیونیست‌ها کاروان کشتی ایران برای ویزای آمریکا راهی استانبول شد قرآن:روابط دوست دختر/ پسر ممنوع حرام نامشروع؟! لبنان؛ دو گام مقاومت در برابر یک گام تجاوز سهم صفر مدارس دولتی عادی میان ۳۰ رتبه برتر کنکور/عدالت آموزشی زیر سؤال غریب آبادی: اعتراف ناتو نشان داد اروپا بخشی از تجاوز به ایران بوده است هیلاری کلینتون: ما باعث شدیم ایران قوی شود افزایش هوش با رژیم غذایی مناسب یک بازیگر دیگر خواننده شد+عکس ستاد کل نیروهای مسلح: هزینه سنگینی بر دشمن آمریکایی تحمیل خواهیم کرد تشدید نظارت بر پایانه‌های حمل‌ونقل خوزستان در آستانه پایان تابستان فال امروز ۲۳ شهریور ماه دوست دارید خودتان جنسیت نوزادتان را مشخص کنید! بیوگرافی و عکس های لئوناردو دی کاپریو دانستنی های بچه دار شدن ویژه زوجهای جوان محمد جمشیدی: بسکتبال ایران شایسته پیروزی برابر چین بود عکس های جدید محمدرضا هدایتی + بیوگرافی دانلود بازی معروف برج سازی (جنگا) برای موبایل (اندروید) Jenga ۱.۸ Android Game

♥1

حکایت گاو نر ملا

  • کد خبر : 35526
  • ۲۲ اسفند ۱۳۹۴ - ۱۰:۳۶
حکایت گاو نر ملا

[ad_۱] روزی ملانصرالدین تصمیم می‌گیرد گاو نر خود را به دلیل فشار اقتصادی و بی‌پولی برای فروش به بازار ببرد. تعدادی که از شرایط ناگوار ملانصرالدین مطلع بودند و می‌خواستند با استفاده از این فرصت گاو او را ارزان از چنگ‌اش در بیاورند، نقشه‌ای ماهرانه طرح ریزی می‌کنند. به این شکل که، در فواصل کوتاهی […]

[ad_۱]

روزی ملانصرالدین تصمیم می‌گیرد گاو نر خود را به دلیل فشار اقتصادی و بی‌پولی برای فروش به بازار ببرد.

تعدادی که از شرایط ناگوار ملانصرالدین مطلع بودند و می‌خواستند با استفاده از این فرصت گاو او را ارزان از چنگ‌اش در بیاورند، نقشه‌ای ماهرانه طرح ریزی می‌کنند.

به این شکل که، در فواصل کوتاهی از یکدیگر و در مسیر ملانصرالدین به بازار، یک نفر از آن‌ها به کاری مشغول می‌شود. ملانصرالدین گاو را بسته و افسار به‌دست منزل را ترک می‌کند. کمی بعد یکی از آن‌ افراد از ملا می‌پرسد: ملا بز خود را چند می‌فروشی؟ ملا می‌گوید مردک دیوانه شده‌ای، این گاو نر است نه بز! سپس به راه خود ادامه می‌دهد. کمی بعد یکی دیگر ملا را می‌بیند و بعد از سلام و احوال‌پرسی می‌گوید ملا این بز فروشی است؟ ملا کمی تعجب می‌کند و می‌گوید این بز نیست، گاونر است و می‌رود. دوباره کمی بعدتر این داستان تکرار می‌شود. بعد از چندین بار تکرار ملا به بازار می‌رسد و برای فروش گاو خود اقدام می‌کند. با هماهنگی قبلی دوباره ملا با داستان قبل مواجه می‌شود و قانع می‌شود که گاو نر که او دارد، در واقع بز است نه گاو نر! سپس به قیمت بز آن را می‌فروشد. به منزل که می‌رسد همسرش از او می‌پرسد ملا گاو را فروختی؟ ملا خطاب به همسر می‌گوید: خانم چیزی که ما داشتیم گاو نبوده، بز بوده! ما در این چند سال اشتباه می‌کرده‌ایم. خلاصه گاو ملا را به قیمت بز خریدند و ملا نیز باور کرد.

پیامی که این داستان دارد این است که: افراد بااستعداد گاهی از هوش خود استفاده‌ی نادرستی می‌برند. این یعنی گاو خود را به قیمت بز عرضه می‌کنند. مراقب باشید که چنین اتفاقی رخ ندهد که ما مسئول هستیم در قبال امکاناتی که در اختیار داریم. گاهی نیز توسط شخص دیگری ارزش‌های افراد ندیده گرفته می‌شوند یا بهای ناچیزی دارند! در چنین مواقعی باید هوشیار باشیم و تلاش کنیم که تلف نشویم. افراد عموما با کاسه‌ی خود دیگران را می‌سنجند و از این نکته غافل‌اند که ممکن است طرف مقابل تشت بزرگ‌تری داشته باشد! این نیز واقعیتی تلخ است که اجتماع دانش‌آموزی ما با آن دست به گریبان است. معلمین محترم بایست به نکات یادشده توجه کافی نمایند تا خدای ناکرده دانش‌آموزان بااستعداد آن‌ها دچار ضرر و زیان نشوند. صداقت در عمل و گفتار کلید حل هر مشکلی است. ما اثباتی برای این مساله نداریم. اما قویا توصیه می‌کنیم.

[ad_۲]

لینک کوتاه : https://balasari.com/?p=35526
 

نوشته های مشابه

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0