• امروز : چهارشنبه, ۲۲ مهر , ۱۴۰۵
  • برابر با : Wednesday - 14 October - 2026
کل اخبار 6412

اطلاعیه ها

سخنرانی‌در‌اجلاس شانگهای و دیدار با پوتین؛ اهم برنامه‌های پزشکیان دانلود جدیدترین نسخه فروشگاه ساز پرستاشاپ فارسی Presta Shop نکاتی برای تهیه شور پاییزی جدیدترین و بهترین اس ام اس های تبریک روز عرفه داماد ۱۱ ساله و عروس ۹ ساله (!) + عکس رایج ترین مشکلات پا و روش های درمان آن اجزا بسته خروج از رکود بمب بزرگ نقل و انتقالات پرسپولیسی شد! با این روشها ترس ازبارداری را کاهش دهید هشدار به شناورهایی که از مسیرهای نامعتبر تنگه هرمز تردد می‌کنند مأموریت طارمی در الوصل/ حفظ صدرنشینی و فتح آسیا کشف جسد در کنار محل پارک خودرو لطیفه ها و جوک های خنده دار تلگرام پرده های مختلف را چگونه بشوییم؟ برای خانه تکانی نوروز کاهش ۱۶ هزار تومانی قیمت سکه برگزاری مراسم قرعه‌کشی لیگ‌برتر هندبال مردان همزمان با بدرقه تیم‌ملی بیزاتی: در نیمه دوم شخصیت خودمان را نشان دادیم؛همه بازیکنان عالی هستند فیس‌بوک، سلامت روان را مختل می‌کند آیین ختم شهدای شهرستان دیّر برگزار شد مد لباس عجیب وغریب این دختر!! تأکید وزیر اقتصاد بر تسریع در واگذاری اموال مازاد دولت

♥1

حکایت گاو نر ملا

  • کد خبر : 35526
  • ۲۲ اسفند ۱۳۹۴ - ۱۰:۳۶
حکایت گاو نر ملا

[ad_۱] روزی ملانصرالدین تصمیم می‌گیرد گاو نر خود را به دلیل فشار اقتصادی و بی‌پولی برای فروش به بازار ببرد. تعدادی که از شرایط ناگوار ملانصرالدین مطلع بودند و می‌خواستند با استفاده از این فرصت گاو او را ارزان از چنگ‌اش در بیاورند، نقشه‌ای ماهرانه طرح ریزی می‌کنند. به این شکل که، در فواصل کوتاهی […]

[ad_۱]

روزی ملانصرالدین تصمیم می‌گیرد گاو نر خود را به دلیل فشار اقتصادی و بی‌پولی برای فروش به بازار ببرد.

تعدادی که از شرایط ناگوار ملانصرالدین مطلع بودند و می‌خواستند با استفاده از این فرصت گاو او را ارزان از چنگ‌اش در بیاورند، نقشه‌ای ماهرانه طرح ریزی می‌کنند.

به این شکل که، در فواصل کوتاهی از یکدیگر و در مسیر ملانصرالدین به بازار، یک نفر از آن‌ها به کاری مشغول می‌شود. ملانصرالدین گاو را بسته و افسار به‌دست منزل را ترک می‌کند. کمی بعد یکی از آن‌ افراد از ملا می‌پرسد: ملا بز خود را چند می‌فروشی؟ ملا می‌گوید مردک دیوانه شده‌ای، این گاو نر است نه بز! سپس به راه خود ادامه می‌دهد. کمی بعد یکی دیگر ملا را می‌بیند و بعد از سلام و احوال‌پرسی می‌گوید ملا این بز فروشی است؟ ملا کمی تعجب می‌کند و می‌گوید این بز نیست، گاونر است و می‌رود. دوباره کمی بعدتر این داستان تکرار می‌شود. بعد از چندین بار تکرار ملا به بازار می‌رسد و برای فروش گاو خود اقدام می‌کند. با هماهنگی قبلی دوباره ملا با داستان قبل مواجه می‌شود و قانع می‌شود که گاو نر که او دارد، در واقع بز است نه گاو نر! سپس به قیمت بز آن را می‌فروشد. به منزل که می‌رسد همسرش از او می‌پرسد ملا گاو را فروختی؟ ملا خطاب به همسر می‌گوید: خانم چیزی که ما داشتیم گاو نبوده، بز بوده! ما در این چند سال اشتباه می‌کرده‌ایم. خلاصه گاو ملا را به قیمت بز خریدند و ملا نیز باور کرد.

پیامی که این داستان دارد این است که: افراد بااستعداد گاهی از هوش خود استفاده‌ی نادرستی می‌برند. این یعنی گاو خود را به قیمت بز عرضه می‌کنند. مراقب باشید که چنین اتفاقی رخ ندهد که ما مسئول هستیم در قبال امکاناتی که در اختیار داریم. گاهی نیز توسط شخص دیگری ارزش‌های افراد ندیده گرفته می‌شوند یا بهای ناچیزی دارند! در چنین مواقعی باید هوشیار باشیم و تلاش کنیم که تلف نشویم. افراد عموما با کاسه‌ی خود دیگران را می‌سنجند و از این نکته غافل‌اند که ممکن است طرف مقابل تشت بزرگ‌تری داشته باشد! این نیز واقعیتی تلخ است که اجتماع دانش‌آموزی ما با آن دست به گریبان است. معلمین محترم بایست به نکات یادشده توجه کافی نمایند تا خدای ناکرده دانش‌آموزان بااستعداد آن‌ها دچار ضرر و زیان نشوند. صداقت در عمل و گفتار کلید حل هر مشکلی است. ما اثباتی برای این مساله نداریم. اما قویا توصیه می‌کنیم.

[ad_۲]

لینک کوتاه : https://balasari.com/?p=35526
 

نوشته های مشابه

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0