• امروز : شنبه, ۲۵ مهر , ۱۴۰۵
  • برابر با : Saturday - 17 October - 2026
کل اخبار 6447

اطلاعیه ها

برای سم زدایی از بدن چه بخوریم؟ تصاویر تسلیم شدن مزدوران سعودی به نیروهای مسلح یمن تغییر مسیر تجارت درهرمز؛مزیت صدهامیلیارد دلاری امارات به ایران می‌رسد؟ تقدیر کنفدراسیون فوتبال آسیا از ناظمی دانلود کتاب چشم دوم فرودگاه «ملک فهد» در منطقه دمام به تعطیلی کشیده شد خواص فوق‌العاده‌ هویج طراحی تلفن های هوشمند آینده ببینید|بی‌اعتنایی دیپلمات‌های ایرانی به اصرار مجری اینترنشنال حضور ۸ مربی ایرانی در مسابقات کاراته بازی‌های آسیایی ۲۰۲۶ عکس های مهسا کرامتی و همسرش راما در جشن عروسی تفاوت های «وایرلس» و «وای-فای» چیست؟ مراسم گرامیداشت «روز پزشک» حکم مردی که زن دوم خود را به قتل رسانده بود وزیر کشور عازم ترکیه شد ۴۰ دختر دانشجوی سیستان و بلوچستان مهمان امام رضا(ع) شدند چگونه قابلیت Google Now On Tap را در اندروید ۶ فعال یا غیرفعال کنیم؟ ساندویچ میگو تصاویری جدید از مگان فاکس در شهر نیویورک زندگی زیباست …! شکار لحظه ها با سرعت بالا

♥2

ضرب المثل هایی که با ترتیب حروف الفبا (ل) شروع میشوند

  • کد خبر : 35011
  • ۱۹ اسفند ۱۳۹۴ - ۱۲:۲۰
ضرب المثل هایی که با ترتیب حروف الفبا (ل) شروع میشوند

[ad_۱] لالایی میدونی چرا خوابت نمیبره. لام تا کام صحبت نکرد لا ابالی چه کند، دفتر دانائی را . لایق ریش پدرش است. لایق آب ریختن به دست او نیست. لایق هر سر نباشد، افسری. لام تا کام با کسی در اینباره صحبت نکن. لاف کار اجلاف است. لباس میپوشد، تا خود را بپوشد. لباس […]

[ad_۱]

لالایی میدونی چرا خوابت نمیبره.

لام تا کام صحبت نکرد

لا ابالی چه کند، دفتر دانائی را .
لایق ریش پدرش است.
لایق آب ریختن به دست او نیست.

لایق هر سر نباشد، افسری.
لام تا کام با کسی در اینباره صحبت نکن.
لاف کار اجلاف است.

لباس میپوشد، تا خود را بپوشد.
لباس پس از عید، برای گل منار خوب است.
لب بود که دندون اومد.

لب از لب برداشت.

لبش را تو گذاشت.

لباده بر گاو نهادن.

لت و پارش کرد.
لقمان حکیم را گفتند: ادب از که آموختی؟ گفت: از بی‌ادبان. سعدی
لگد به گور حاتم زده.
لنگه کفش هم در بیابان غنیمت است
لنگ انداختن
لطف مکرر
لجن مالش کرد.
لرزه بر اندامش افتاد.
لعنت بر دکان داری که مشتری خودش را نشناسد.
لغز می خواند.
لفت لعابش می دهد.

لفتش نده.
لقمه سر سیری است.

لق لق ، زبون گرفته.

لقمه به اندازه دهانت بردار.
لقمه بزرگ توی گلویت گیر می کند.
لقمه را از پشت سر به دهان می گذارد.
لم کار را یاد گرفته است.
لگد به بخت خود می زند.
لوطی خور شد.
لوطی گری کرد.

لولهنگش آب می‌گیره.
لش لش را میره و بیکار میگرده .

لقمه بزرگتر از دهن گلو را میگیره. ( لقمه یزرگتر از دهانش بر میداره.)
لنگ حمام را هر کس ساعتی میبنده.
لنگه کفش در بیابان نعمت است.
لنگی را بر هوا ری پوشیدن.
لگد مادیان بر نریان درد نکند.

لذت دنیا زن و دندان بود؛ بی زن و دندان جهان زندان بود.
لیلی مرد بود یا زن.

لیلی را از دریچه چشم مجنون باید دید.
لل للی و تل للی.

[ad_۲]

لینک کوتاه : https://balasari.com/?p=35011
 

نوشته های مشابه

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0