خبرگزاری بالاسری، گروه فرهنگی _ صادق وفایی: همیشه اظهار کرده میشود تاریخ تکرار میشود. این، گزارهای صحیح و یکی از حقایقِ آزمونپسداده و از آبپیشین جهان پیرامون ماست. یکنمونه بارزش هم جنگهایی است که ایالات متحده آمریکا از زمان تاسیساش تا در روز جاری در دنیا راه انداخته است؛ منشا و ریشه همه اینجنگها تحریک یهود بینالملل و هلدادن آمریکا به گرداب جنگ است.
یکی از موارد مشابهت تاریخی جنگهای آمریکا، مربوط به همینجنگی است که اینروزها در آن گیر افتاده و مثل باتلاق دولت اینسرزمین را پایین میکشد. منظور، جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل (بهتر است بگوییم یهود بینالملل) علیه ایران است. اگر تاریخ جنگهای آمریکا را مرور کنیم، یکنکته بارز جلب توجه میکند؛ اینکه خود آمریکاییها نمیخواستهاند وارد جنگ شوند با این حال یکنیروی مرموز که همیشه سعی کرده دیده نشود و خود را از انظار عمومی دور نگه دارد، آمریکا را هل داده است.
شروع جنگ فعلی آمریکا با ایران که اسرائیل فعلا بهطور ظاهری خود را از آن کنار کشیده، بسیار شبیه ورود آمریکا به جنگهای جهانی اول و دوم است. بین جنگ آمریکا با ایران و جنگ جهانی اول، مشابهتهای جالبی وجود دارد. یکموردش، عدم رضایت آمریکا برای ورود به جنگ است که در نهایت، پروندههای جاسوسی اپستین، رئیسجمهور وقت اینسرزمین را ناچار به هرگونه امتیازدادن به یهود کرد. شباهت دیگر تبلیغاتی است که در قالب سیاهنمایی علیه جبهه مقابل میشود؛ اگر روزی اظهار کرده میشد آلمان میخواهد به آمریکا در آنسوی اقیانوس اطلس حمله کند، در روز جاری شهروندان غرب را از حمله ایران به آمریکا میترسانند.
نتیجه بررسی اسناد تاریخی و پروندههای پشت پرده تاریخ آمریکا و یهود بینالملل، به ایننتیجه میانجامد که دولتمردان آمریکا هیچوقت، چارهای جز اطاعت از اربابان یهودی و سرمایهدار خود نداشتهاند؛ چه در سال 1917 و چه سال 2025!
با به بنبست رسیدن جنگ بریتانیا و متحدانش با آلمان، متفقین میدانستند تضعیف روسیه اینامکان را به آلمان میداد که نیروهای خود را در جبهه غربی دو برابر کند؛ وضعیتی که باعث به هم خوردن تعادل جنگ به نفع نیروهای آلمان و دوستانش را در بر داشت.
به اینترتیب دولتمردان بریتانیا با صحنهگردانی یهود بینالملل در پشت پرده، به ایننتیجه رسیدند که برای پیروزی در جنگ باید ایالات متحده را به نفع متفقین وارد جنگ کنند تا سقوط روسیه جبران شود. در اینمرحله بحرانی آرتور بالفور که همه نامش را در تاریخ نکبت و اشغال فلسطین شنیدهاند، وارد میدان شد.
بالفور یک لرد و یهودی بریتانیایی بود که با خاندان یهودی روچیلد مقالات و با آنها توافق کرد در ازای جلب حمایت بریتانیا برای تشکیل یکسرزمین یهودی در فلسطین، یهود بینالملل از قدرت خود برای وادار کردن آمریکا برای ورود به جنگ استفاده کند.
دیوید لوید جورج نخستوزیر انگلستان در زمان جنگ جهانی اول هم نوشتهای در مورد اعلامیه بالفور دارد که در آن اظهار کرده است:
«یهودیان روسی از همان ابتدا بهصورت مخفیانه به نفع نیروهای مرکزی فعالیت میکردند. تا سال 1917 تلاشهای زیادی برای فروپاشی جامعه روس، که بعدا انقلاب نام گرفت انجام داده بودند. اینباور وجود داشت که اگر بریتانیای کبیر خودش در تحقق آرمانهای صهیونیستی در فلسطین پیشگام شود، رضایت یهودیان روس جلب خواهد شد.
نیز اینباور وجود داشت که چنیناعلامیهای تاثیر زیادی بر دنیای یهود در خارج از روسیه خواهد گذاشت و حمایت مالی یهودیها را برای دولتهای دوست به دست خواهد اورد. در آمریکا، همکاری یهودیها در اینزمینه از ارزشی ویژه برخوردار بود چون متفقین تمام طلاها و اوراق بهادار قابل معامله خود را برای خرید از آمریکا تمام کرده بودند.
چنین بود که ملاحظات اصلی در 1917 دولت بریتانیا را بر آن داشت تا با یهودیت پیمان ببندد.»
سموئل لندمن در کتاب «بریتانیای بزرگ، یهودیان و فلسطین» ضمن تایید نقش یهودیان در وارد کردن آمریکا به جنگ جهانی اول، اظهار کردههای جورج لوید را هم تایید کرده و میگوید:
«گرچه پرزیدنت وودرو ویلسون رئیسجمهور آمریکا با شعار «او ما را از جنگ دور نگه داشت» در مبارزات انتخاباتی شرکت کرده بود، با این حال با تسلیمشدن مقابل اعلامیه بالفور و نفوذ یهودیها بهسرعت به سمت مسیر مداخلهگری در جنگ حرکت کرد.»
همزمان با ورود آمریکا به جنگ جهانی اول، مطبوعات این سرزمین که در مالکیت یهودیان سرمایهدار بودند، داستانهای موحشی در مورد جنایات آلمانها منتشر کرده و در مقالاتی اینشایعه را گسترش دادند که آلمان قصد دارد از طریق خلیج مکزیک به آمریکا حمله کند؛ در حالیکه آلمان با گذشت 4 سال از جنگ هنوز نتوانسته بود پاریس را هم تصرف کند.
در چشم به هم زدنی، آلمانیها که از نظر نژاد و اخلاق، تفاوتی با آمریکاییها و انگلیسیها نداشتند، «تاتار» و «قاتلان کودکان» نامیده شدند. جالب بود که آلمان با وجود داشتن نهادهای انتخاباتی و دموکراسی مشابه متفقین، به استبداد متهم میشد.
پرطمطراقترین شعارهای رسانههای یهودی آمریکا در آنبرهه، برای آغاز بزرگترین و خونآلودترین جنگ تاریخ بشر، از اینقرار بودند: «جنگی برای تامین دموکراسی در دنیا» و «جنگی برای پایان دادن به جنگ!» اگر دقت کنیم، از این شعارها اینروزها و طی روزهای حملات آمریکا به ویتنام، افغانستان و عراق هم کم نشنیدهایم!
دیوید دوک نویسنده آمریکایی در مورد ماجرای ورود آمریکا به جنگ جهانی اول میگوید «آمریکا برای مدتها خود را از اینجنگ مخرب بر حذر داشته بود با این حال سرانجام قدرت یهود که دغدغهشان مثل همیشه فقط منافعشان بود، معادله را واژگون کرد. بالاخره جان ناقابل چندهزار آمریکایی در برابر منافع شهروندان برگزیده ارزش چندانی نداشت!»
ایننویسند نیز میگوید تا همین روزهای که در آن زندگی میکنیم، آمریکاییهای اندکی از نقش موثر یهودیان در وادار کردن آمریکا برای ورود به جنگ جهانی اول و جنگهای دیگر مثل جنگ افغانستان و جنگ عراق خبر دارند.
دیوید دوک در فرازی از کتاب «برتری طلبی یهود» خود که چندسال پیش از حمله آمریکا و اسرائیل به ایران و دفاع مقدس سوم (جنگ 40 روزه) نوشته شده، پیشبینی جالبی کرده و نوشته بود:
«همانطور که اینخطوط را مینویسم، یهودیان برتریطلب در حال نفرتپراکنی برای تحریک جنگی دیگر علیه ایران هستند؛ جنگی که برای شهروندان آمریکا و تمام دنیا ویرانگر خواهد بود.»
/
