به گزارش خبرگزاری بالاسری از بیرجند، در بلندترین نقطه غربی بیرجند، جایی بر فراز تپهای طبیعی که بر شهر اشراف دارد، بنایی ایستاده است که قرنها شاهد فراز و فرود زندگی شهروندان این دیار بوده؛ قلعه بیرجند، همان دژ تاریخی که در میان شهروندان با نامهای «قلعه تهده» و «پایینشهر» نیز شناخته میشود.
این قلعه تنها یک بنای تاریخی نیست؛ بخشی از هویت و پیشین بیرجند را در خود جای داده است. دژی که روزگاری محل استقرار نگهبانان شهر بود و مأموریت آنان رساندن اخبار، تأمین امنیت و مقابله با تهدیدهایی بود که از دوردستها به سوی شهر میآمد.
قلعه بر فراز تپهای طبیعی و در خیابان جمهوری اسلامی بیرجند قرار گرفته و نقشه آن به شکل چهارضلعی طراحی شده است. هفت برج، حصارهای مستحکم و دو ورودی در ضلعهای شمالی و غربی، ساختاری دفاعی به آن بخشیدهاند؛ هرچند در روز جاری از هفت برج قلعه، شش برج همچنان پابرجاست.
بر فراز برجهای استوانهای قلعه، روزنههایی برای دیدهبانی و تیراندازی تعبیه شده بود. نگهبانان از همین نقاط، تحرک مهاجمان را زیر نظر میگرفتند و در صورت خطر، به ساکنان شهر هشدار میدادند.
دژی برای روزهای محاصره
با این حال راز جذابتر قلعه بیرجند، در زیر زمین پنهان شده است. بر اساس روایتها و شواهد موجود، شبکهای از راهروها و نقبهای زیرزمینی قلعه را به برخی نقاط مهم شهر از جمله ارگ بهارستان و ارگ کلاهفرنگی متصل میکرد. این مسیرها در روزهای عادی شاید بخشی از زندگی پنهان شهر بودند، با این حال در زمان هجوم دشمن، ارزش واقعی خود را نشان میدادند.
در قلعه آبانبارها و انبارهای آذوقه وجود داشت تا در زمان محاصره، امکان پناه گرفتن شهروندان فراهم باشد. ساکنان شهر، خانوادهها، تجار، پیشهوران و افراد مهم میتوانستند در هنگام خطر از مسیرهای زیرزمینی خود را به دژ برسانند و از حملات در با این حالن بمانند.
همین ویژگی، قلعه را از یک برج و باروی ساده فراتر میبرد؛ قلعه بیرجند در حقیقت بخشی از سبا این حالنه دفاعی شهر بود؛ سبا این حالنهای که روی زمین با دیوار و برج و در زیر زمین با نقب و راهرو شکل گرفته بود.
از صفویه تا قاجار
قلعه بیرجند را از بناهای دوره صفویه میدانند و برخی روایتها نیز پیشینه آن را به دورههای پیش از صفویه نسبت میدهند. این دژ در دوره قاجار نیز بازسازی و همچنان مورد استفاده قرار گرفت و در برابر تهدیدهایی همچون حملات ترکمنها و ازبکها، نقش پناهگاه و مرکز دفاعی شهر را ایفا میکرد.
مصالح اصلی بنا خشت، گل و چینه است؛ مصالحی که در معماری سنتی خراسان جنوبی فراوان به کار رفته و با وجود سادگی، در ساختار دفاعی قلعه استحکام قابل توجهی ایجاد کرده است.
وسعت قلعه در منابع مختلف حدود دو هزار و 500 تا بیش از سه هزار مترمربع ذکر شده است؛ با این حال آنچه بیش از اعداد اهمیت دارد، جایگاه آن در شکلگیری شهر بیرجند است. این دژ را هسته اولیه شهر دانستهاند؛ جایی که امنیت، سکونت و حیات اجتماعی به دنبالرامون آن شکل گرفت و گسترش یافت.
بازگشت یک دژ به زندگی
سالها گذشت و کاربرد نظامی قلعه از میان رفت، با این حال ارزش تاریخی آن بیشتر شد. سرانجام عملیات مرمت و نوسازی این بنای تاریخی در سال 1378 از سوی شهرداری بیرجند آغاز شد تا دژ قدیمی شهر بار دیگر به بخشی زنده از فضای شهری تبدیل شود.
در روز جاری اگرچه صدای نگهبانان از فراز برجها شنیده نمیشود و دیگر کسی برای فرار از مهاجمان در نقبهای تاریک قلعه پناه نمیگیرد، با این حال دیوارهای خشتی آن همچنان روایتگر روزگاری است که امنیت یک شهر به همین برجها و باروها وابسته بود.
قلعه بیرجند را باید از بلندای تپه تماشا کرد؛ جایی که شهر زیر پای آن گسترده شده و برجهای خاموش، هنوز بر فراز بیرجند ایستادهاند. شاید جذابترین بخش این دژ نه آن چیزی باشد که در روز جاری دیده میشود، بلکه آنچه در زیر خاک پنهان مانده است؛ راهروهایی که اظهار کرده میشود روزگاری قلعه را به قلب شهر پیوند میدادند و در روزهای هجوم، مرز میان زندگی و مرگ بودند.





/
