• امروز : دوشنبه, ۹ شهریور , ۱۴۰۵
  • برابر با : Monday - 31 August - 2026
اخبار امروز : 43
1

داستان کوتاه «قربانی»

  • کد خبر : 30599
  • ۲۷ بهمن ۱۳۹۴ - ۲۳:۱۷
داستان کوتاه «قربانی»

[ad_1] یه روز گاو پاش میشکنه دیگه نمی تونه بلند شه ، کشاورز دامپزشک میاره . دامپزشک میگه: ” اگه تا ۳ روز گاو نتونه رو پاش وایسته گاو رو بکشید ” گوسفند اینو میشنوه و میره پیش گاو میگه: “بلند شو بلند شو” گاو هیچ حرکتی نمیکنه… روز دوم باز دوباره گوسفند بدو بدو […]

[ad_1]

یه روز گاو پاش میشکنه دیگه نمی تونه بلند شه ، کشاورز دامپزشک میاره .

دامپزشک میگه:

” اگه تا ۳ روز گاو نتونه رو پاش وایسته گاو رو بکشید ”

گوسفند اینو میشنوه و میره پیش گاو میگه:

“بلند شو بلند شو”

گاو هیچ حرکتی نمیکنه…

روز دوم باز دوباره گوسفند بدو بدو میره پیش گاو میگه:

” بلند شو بلند شو رو پات بایست”

بازگاو هر کاری میکنه نمیتونه وایسته رو پاش

روز سوم دوباره گوسفند میره میگه:

“سعی کن پاشی وگرنه امروز تموم بشه و نتونی رو پات وایسی دامپزشک گفته باید کشته شی ”

گاو با هزار زور پا میشه..

صبح روزبعد کشاورز میره در طویله و میبینه گاو رو پاش وایساده از خوشحالی بر میگرده میگه:
” گاو رو پاش وایساده ! جشن میگیریم …گوسفند رو قربونی کنید… ”

نتیجه اخلاقی:
خودتونو نخود هر آشی نکنید !

[ad_2]

لینک کوتاه : https://balasari.com/?p=30599
 

نوشته های مشابه

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0