به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری بالاسری، بهدنبال گزارشهای متعدد در رسانههای بینالمللی بهویژه رسانههای آمریکایی در مورد سرنوشت پایگاههای آمریکا در ناحیه بعد از ضربات سنگینی که ایران در جنگ به آنها وارد کرد، رسانهها و محافل ناحیه بهویژه سرزمینهای خلیج فارس، سؤالات زیادی در مورد پیش رو این پایگاهها بعد از جنگ اخیر مطرح میکنند.
در این زمینه، وبسایت قطری عربی21 در گزارشی تحت عنوان «آیا دوران پایگاههای ایالات متحده در خلیج فارس به پایان رسیده است؟»، نوشت: جنگ با ایران، آسیبپذیری پایگاههای نظامی بزرگ ایالات متحده در خلیج فارس را در برابر موشکها و پهپادها آشکار کرد و یک سؤال استراتژیک دیرینه را برای واشنگتن در مورد امکان حضور نظامی گستردهاش در ناحیه دوباره مطرح کرد.
دوراهی بزرگ آمریکا بعد از دریافت ضربات سنگین از ایران در جنگ ناحیهای
پس از دهههای طولانی که این پایگاهها سنگبنای حضور ایالات متحده در ناحیه بودند، این سرزمین هماکنون با یک دوراهی بزرگ روبهروست: یا صرف میلیاردها دلار برای بازسازی تأسیساتی که آسیبپذیر بودهاند، یا بازنگری در اندازه استقرار نظامی خود برای هماهنگی با ماهیت جنگ مدرن،
در این زمینه، اخیراً روزنامه انگلیسی فایننشال تایمز گزارشی را در مورد پیش رو حضور نظامی ایالات متحده در خلیج فارس منتشر و عنوان کرد که حملات ایران به تأسیسات ایالات متحده با موشکهای کوتاهبرد و پهپادها، آسیبپذیری این پایگاههای عظیم را، بهویژه بهدلیل نزدیکی آنها به سواحل ایران، نشان داده و واشنگتن را مجبور کرده است نیروها و هواپیماهای خود را به مکانهایی دورتر از برد حملات منتقل کند.
برای نزدیک به چهار دهه، پایگاههای نظامی ایالات متحده در خلیج فارس، سنگبنای حضور نظامی آمریکا در ناحیه را تشکیل دادهاند و واشنگتن بیش از سه دهه است که به پایگاههای نظامی در تمام سرزمینهای اصلی خلیج فارس دسترسی داشته است، با این حال هماکنون از آن خواسته میشود که تصمیم بگیرد آیا میلیاردها دلار برای بازسازی این تأسیسات هزینه کند یا در میزان حضور نظامی خود در غرب آسیا تجدیدنظر کند.
هال برندز، محقق دانشگاه جان هاپکینز، در این زمینه اظهار کرد: این تأسیسات آمریکا هماکنون بسیار آسیبپذیر هستند و پیشبینی میشود که نیروهای آمریکایی، از خلیج فارس و فراتر از برد پایگاههای در محدوده موشکهای کوتاهبرد و پهپادها جابهجا شوند.
کاهش حضور نظامی آمریکا در ناحیه بعد از شکست در جنگ با ایران
با کاهش محبوبیت پایگاههای بزرگ و دائمی میان برنامهریزان دفاعی ایالات متحده، که در حال بازنگری در نحوه جنگها هستند، واشنگتن ممکن است بهسمت مدلی از استقرار نیروها متمایل شود که هدف قراردادن نیروهای آمریکایی را دشوارتر میکند.
این روند، درخواستهای قدیمی برای کاهش حجم حضور ایالات متحده در خلیج فارس را تسریع کرده است، حضوری که برای دههها جنبهٔ نظامی ترتیباتی را در بر میگرفت که بهعنوان توافقی برای تأمین امنیت بهازای تضمین منافع نفتی واشنگتن و متحدان ناحیهای آن آغاز شد.
فرماندهی مرکزی ایالات متحده اخیراً آزمایش توزیع نیروها در پایگاههای رزمی کوچکتر و استقرار سریع جتهای جنگنده از طریق باندهای هوایی موقت را که برای برخاستن و فرود سریع طراحی شدهاند، شروع کرده است.
بعد از جنگی که با ایران اتفاق افتاد، میزان خسارت وارده به تأسیسات و زیرساختهای روی زمین، نگرانی عمدهای در مورد پایگاههای ایالات متحده در خلیج فارس به وجود آورده است.
در طول این جنگ، ایران آشیانههای هواپیما، تأسیسات پشتیبانی، زیرساختهای راداری و مراکز فرماندهی و کنترل را هدف قرار داد و ناوگان پنجم ایالات متحده را مجبور کرد از جزیره دورافتاده دیگو گارسیا بهعنوان یک مرکز تأمین جایگزین برای پایگاه آسیبدیده خود در بحرین استفاده کند.
نیت سوانسون، مدیر سابق بخش ایران در شورای امنیت ملی ایالات متحده عنوان کرد که با توجه به حجم این خسارات، بازسازی این سایتها فایده چندانی ندارد و باید بودجه زیادی برای آن صرف شود.
هزینه سنگین بازسازی پایگاهها و ترس از گسترش حملات ایران
مؤسسه امریکن انترپرایز، یک اندیشکده مستقر در واشنگتن، در ماه آوریل تخمین زد که تعمیر خسارات وارده به 11 پایگاه ایالات متحده در هفت سرزمین ناحیه تقریباً 5 میلیارد دلار هزینه خواهد داشت.
در همین حال، ایالات متحده نیروهای خود را به سرزمینهای اشغالی و اردن منتقل کرده و نیز عملیات هوایی را از پایگاههای خود در اروپا انجام داده است، با این حال، این تغییر موقعیت نیروهای آمریکایی از چشم ایران پنهان نخواهد ماند.
با افزایش اطمینان تهران از اجتنابناپذیر بودن رویارویی طولانیمدت با واشنگتن، دنی سیترینوویچ، تحلیلگر سابق امور ایران در شعبه اطلاعات نظامی اسرائیل، عنوان کرد که انتظار میرود ایران سرمایهگذاری بیشتری روی موشکهای میانبرد با قابلیت حمله به اردن و اسرائیل انجام دهد.
در این میان هرگونه ارزیابی مجدد از استقرار نظامی ایالات متحده، بر تعداد نیروهای مستقر در خلیج فارس نیز تأثیر خواهد گذاشت. در شرایط عادی، حدود 35000 نیرو در عربستان سعودی، با این حالرات متحده عربی، بحرین، قطر و کویت بهصورت چرخشی مستقر هستند،
با این حال، سه استراتژیست سابق ایالات متحده در وزارت جنگ این سرزمین پیشبینی کردند که این تعداد به سطحی کاهش خواهد یافت که از قبل از حمله آمریکا به عراق در سال 2003 دیده نشده است.
معضل بزرگ آمریکا و شیخنشینان بعد از افشای آسیبپذیری پایگاههای واشنگتن
با این حال کاهش حضور آمریکا در غرب آسیا این سرزمین را با یک معضل استراتژیک روبهرو میکند، اینکه؛ چگونه استقرار خود در خلیج فارس را بدون افزایش نفوذ ایران یا نگران کردن متحدان عرب خود کاهش دهد.
از دهههای پیشین تعامل میان آمریکا و متحدان ناحیهای خود، بر مبنای توافق نفت در برابر امنیت بوده است، در حالی که برخی از سرزمینهای خلیج فارس بهطور فزایندهای بهدنبال تنوع بخشیدن به روابط امنیتی خود بهدور از واشنگتن بودهاند، با این حال، درگیری احتمالی با ایران، همه متحدان را بر آن داشته است تا ماهیت تعهد ایالات متحده به دفاع از خود را مورد بازنگری قرار دهند.
ناظران معتقدند که پیش رو نامشخص پایگاههای ایالات متحده، حس فزایندهای از یک معضل استراتژیک عمیقتر ناشی از بنبست در رویارویی با تهران را پنهان میکند.
حضور ایالات متحده در خلیج فارس به سالهای پس از حمله شوروی به افغانستان و سرنگونی شاه ایران در سال 1979 برمیگردد، زمانی که جیمی کارتر، رئیس جمهور وقت ایالات متحده، چیزی را که بعدها بهعنوان “دکترین کارتر” شناخته شد، معرفی کرد، این دکترین تصریح میکرد که واشنگتن به هیچ قدرت متخاصمی اجازه تسلط بر خلیج فارس را نخواهد داد و از زور برای خنثی کردن چنین تلاشی استفاده خواهد کرد.
ایران چگونه دکترین کارتر را نابود کرد؟
با این حال گرگوری براو، مورخ و تحلیلگر گروه اوراسیا، معتقد است که دکترین کارتر فروپاشیده است و این حس وجود دارد که واشنگتن به نقطه شروع بازگشته است؛ انقلاب اسلامی در ایران انگیزه دکترین کارتر بود، در حالی که جنگ با ایران منجر به فروپاشی این دکترین شد.
با توجه به این تغییر، بهنظر میرسد کاخ سفید فاقد یک مفهوم استراتژیک جدید برای ناحیه است که بتواند مقبا این حالتی را که بهدنبال یک مسیر منسجم در پیش رو در ناحیه هستند، راهنمایی کند.
هال برندز، محقق دانشگاه جان هاپکینز، در این زمینه عنوان کرد که پنتاگون برنامهها و آمادگیهایی را برای چگونگی تغییر جهت حضور نظامی ایالات متحده تدوین خواهد کرد، با این حال اجرای مداوم این برنامهها دشوار خواهد بود؛ زیرا آنها ناگزیر در مقطعی با دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا در تضاد خواهند بود.
مجله آمریکایی فارن افرز نیز در مقالهای که اخیراً انتشار یافت، در این زمینه عنوان کرد که جنگ با ایران یک فاجعه بزرگ است. ایالات متحده و اسرائیل یک جنگ غیرضروری را شروع کردند که قوانین بینالمللی را نقض میکرد و منجر به از دست رفتن جان 1700 غیرنظامی ایرانی از جمله 307 کودک شد، خسارات گستردهای به زیرساختهای غیرنظامی وارد کرد و بیثباتی ناحیهای را تشدید کرد.
این رسانه آمریکایی اضافه کرد: این حملات با پاسخ متقابل ایران همراه بود که منجر به کشته شدن 18 نظامی آمریکایی و زخمی شدن بیش از 600 نفر دیگر در پایگاههای آمریکا در سرزمینهای عربی شد، علاوه بر آن شهروندان در سراسر جهان همچنان از افزایش شدید قیمت انرژی ناشی از بسته شدن تنگه هرمز رنج میبرند.
بر اساس این مقاله، این شکستها ناشی از حضور نظامی آمریکا در ناحیه است که به این باور غلط واشنگتن دامن زده است که باید دائماً جنگ راه بیندازد و در درگیریهای جاری برای تقویت امنیت خود مداخله کند. میزبانی از پایگاهها و نیروهای آمریکایی، سرزمینهای میزبان را نیز آسیبپذیرتر کرده و آنها را در معرض حملات مستقیم ایران و متحدان آن قرار داده است. ایالات متحده برای دهههای طولانی طوری رفتار کرده است که انگار حضور نظامی آن در ناحیه برای محافظت از منافع استراتژیک و امنیت ناحیهایاش ضروری است با این حال در واقع بیشتر بهدنبال محافظت از شرکایی مانند اسرائیل بوده است.
فارن افرز تصریح کرد: دههها جنگ و سیاستهای نادرست، جانهای بیشماری را گرفته و مبالغ هناظهار کردی پول را هدر داده است، بدون اینکه امنیت قابلتوجهی برای ایالات متحده فراهم کند، و بهعوض توجه واشنگتن را از چالشهای مبرم در آسیا و اروپا منحرف کرده است، از این رو زمان آن رسیده است که ارتش آمریکا ناحیه را ترک کند.
/+
