• امروز : یکشنبه, ۲۶ مهر , ۱۴۰۵
  • برابر با : Sunday - 18 October - 2026
کل اخبار 6465

اطلاعیه ها

شهری که مردم آن سنگ شدند + فیلم بهترین روش های دسته بندی و مرتب کردن آهنگ ها در کامپیوتر ببینید|لحظه سرنگونی جنگنده F-۱۵ عربستان در آسمان مأرب یمن حماسه آفرینی مردم انقلابی نوشهر بازیگر ایرانی که رپ می خواند و دلش می خواهد رپر شود +عکس تجاوز رژیم صهیونیستی به جنوب لبنان با بمب‌های فسفری مجموعه عکس نوشته های زیبا مخصوص تلگرام کلاهبرداری میلیونی از طریق فروش ارز الکترونیکی در فضای مجازی پست اسماعیل بقایی در رابطه با قاب عکس حاج قاسم در سالن سازمان ملل تصاویر صفحه نخست روزنامه‌های سه‌شنبه ۲۵ اسفند مدل روسری ترک برند ARMINE برمکی به نشان برنز دست یافت گلایه اینستاگرامی “جواد رضویان” و جداییش از تلویزیون! +تصویر عکس استاد شجریان در آمریکا رویای کنترل قیمت نفت با گفتار درمانی ترامپ متوهم جدیدترین مدل های طراحی ناخن شب یلدایی احتمال دارد حکم اعدام بابک زنجانی تغییر کند محمد قاسمی به فینال مسابقات شنا ۱۰۰ متر آزاد نرسید باز‌ی‌های آسیایی ۲۰۲۶| شروع مقتدرانه تیم فوتبال امید با شکست امارات دوست داشتن چه معنی ای دارد؟! + عکس جزییات حریق گسترده تریلی حامل بنزین از زبان پلیس

♥2

ضرب المثل هایی که با ترتیب حروف الفبا (ل) شروع میشوند

  • کد خبر : 35011
  • ۱۹ اسفند ۱۳۹۴ - ۱۲:۲۰
ضرب المثل هایی که با ترتیب حروف الفبا (ل) شروع میشوند

[ad_۱] لالایی میدونی چرا خوابت نمیبره. لام تا کام صحبت نکرد لا ابالی چه کند، دفتر دانائی را . لایق ریش پدرش است. لایق آب ریختن به دست او نیست. لایق هر سر نباشد، افسری. لام تا کام با کسی در اینباره صحبت نکن. لاف کار اجلاف است. لباس میپوشد، تا خود را بپوشد. لباس […]

[ad_۱]

لالایی میدونی چرا خوابت نمیبره.

لام تا کام صحبت نکرد

لا ابالی چه کند، دفتر دانائی را .
لایق ریش پدرش است.
لایق آب ریختن به دست او نیست.

لایق هر سر نباشد، افسری.
لام تا کام با کسی در اینباره صحبت نکن.
لاف کار اجلاف است.

لباس میپوشد، تا خود را بپوشد.
لباس پس از عید، برای گل منار خوب است.
لب بود که دندون اومد.

لب از لب برداشت.

لبش را تو گذاشت.

لباده بر گاو نهادن.

لت و پارش کرد.
لقمان حکیم را گفتند: ادب از که آموختی؟ گفت: از بی‌ادبان. سعدی
لگد به گور حاتم زده.
لنگه کفش هم در بیابان غنیمت است
لنگ انداختن
لطف مکرر
لجن مالش کرد.
لرزه بر اندامش افتاد.
لعنت بر دکان داری که مشتری خودش را نشناسد.
لغز می خواند.
لفت لعابش می دهد.

لفتش نده.
لقمه سر سیری است.

لق لق ، زبون گرفته.

لقمه به اندازه دهانت بردار.
لقمه بزرگ توی گلویت گیر می کند.
لقمه را از پشت سر به دهان می گذارد.
لم کار را یاد گرفته است.
لگد به بخت خود می زند.
لوطی خور شد.
لوطی گری کرد.

لولهنگش آب می‌گیره.
لش لش را میره و بیکار میگرده .

لقمه بزرگتر از دهن گلو را میگیره. ( لقمه یزرگتر از دهانش بر میداره.)
لنگ حمام را هر کس ساعتی میبنده.
لنگه کفش در بیابان نعمت است.
لنگی را بر هوا ری پوشیدن.
لگد مادیان بر نریان درد نکند.

لذت دنیا زن و دندان بود؛ بی زن و دندان جهان زندان بود.
لیلی مرد بود یا زن.

لیلی را از دریچه چشم مجنون باید دید.
لل للی و تل للی.

[ad_۲]

لینک کوتاه : https://balasari.com/?p=35011
 

نوشته های مشابه

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0