به گزارش خبرنگار بالاسری، مراسم رونمایی از کتابهای «اخراج» و مجموعه «جهان پسا آمریکا» با حضور حسین آجورلو، کارشناس مسائل بین الملل، مجتبی صمدی و محمدعلی شیخالاسلامی مولفان کتاب و روحالله متفکرآزاد، عضو هیئترئیسه و رئیس فراکسیون دانشگاهیان مجلس شورای اسلامی در خبرگزاری بالاسری برپا شد.
مجتبی صمدی، مجری مراسم رونمایی از کتابهای «اخراج» و مجموعه «جهان پسا آمریکا»، با اشاره به همزمانی این برنامه با هفته استکبارستیزی و سالروز ۱۳ آبان اظهار کرد: این مراسم فرصتی برای معرفی بخشی از آثار ارائهشده به دومین همایش بینالمللی افول آمریکا است که در قالب هفت جلد مجموعه مقالات و یک جلد مقالات انگلیسی انتشار یافتهاند.
صمدی با اشاره به سابقه برگزاری همایش بینالمللی افول آمریکا اظهار کرد: در سالهای اخیر، این همایش با مشارکت مجموعه دانشگاه، مجمع تشخیص مصلحت نظام و دبیرخانه این مجمع برپا شده است. سال پیشین نیز سومین دوره همایش، با وجود قرار گرفتن در فاصله دو جنگ، برپا شد؛ هرچند محدودیتها امکان برگزاری بخش بینالمللی آن را فراهم نکرد.
وی اضافه کرد: تصمیم گرفتیم در ایام هفته استکبارستیزی، بخشی از آثاری را که در دومین همایش افول آمریکا با عنوان «جهان پسا آمریکا» در سال ۱۴۰۰ ارائه شده بود، رونمایی کنیم. این آثار در قالب هفت جلد مجموعه مقالات و یک جلد شامل مقالات انگلیسی تدوین شدهاند که مقالات آن از سوی استادان و صاحبنظران بینالمللی به همایش ارائه شده است.
مجری این مراسم با معرفی کتاب «اخراج» بهعنوان یکی از آثار شاخص این مجموعه اظهار کرد: این کتاب با تکیه بر سیاست و راهبرد جمهوری اسلامی ایران برای اخراج ایالات متحده از ناحیه غرب آسیا تدوین شده است. در نگارش آن، از دیدگاهها و راهنماییهای استادان و صاحبنظران، از جمله حسین آجورلو، بهره گرفته شده و سردار سرلشکر محسن رضایی نیز مقدمهای بر آن نوشته است.
صمدی با تأکید بر اهمیت راهبردی این اثر پیگیری کرد: «اخراج» نوع نگاه جمهوری اسلامی ایران به موضوع افول آمریکا و راهبری این روند در ناحیه غرب آسیا را بررسی میکند؛ موضوعی که در کنار مباحث مطرحشده در مجموعه «جهان پسا آمریکا»، ابعاد ناحیهای و بینالمللی افول ایالات متحده را مورد توجه قرار میدهد.

ادبیات «اخراج آمریکا» باید از بحث افول این سرزمین فراتر برود
حسین آجورلو، کارشناس مسائل بینالملل، با قدردانی از پژوهشکده شهید صدر برای ایجاد انسجام در تولید ادبیات مرتبط با آمریکاپژوهی در ایران اظهار کرد: بحث افول آمریکا از مرحله چشمانداز و تحلیلهای انتزاعی عبور کرده و به مسئلهای عینی تبدیل شده است؛ ازاینرو، هماکنون باید بهجای تمرکز صرف بر اثبات افول این سرزمین، در مورد چگونگی تحقق راهبرد اخراج آمریکا از ناحیه و شکلگیری نظمی درونزا و غیرآمریکایی ایدهپردازی کرد.
آجورلو با اشاره به فعالیتهای پژوهشکده شهید صدر در حوزه آمریکاپژوهی اظهار کرد: پیش از شکلگیری این مجموعه، در مورد سیاستهای آمریکا، ساختار این سرزمین و موضوعات مرتبط با آمریکاپژوهی، آثار و پژوهشهای متعددی در دانشگاهها و مراکز مختلف صورت گرفته بود. این تلاشها اگرچه مفید و اثرگذار بودند، با این حال در یک مسیر منسجم و هدفمند قرار نداشتند و گاه بر اساس علایق فردی یا سازمانی پیش میرفتند.
در حوزه اظهار کردمانی، ایران به یکی از مهمترین رقبای آمریکا تبدیل شده است. برخلاف برخی قدرتهای دیگر مانند چین که رقابت خود با آمریکا را عمدتاً در حوزه منافع و اقتصاد دنبال میکنندوی پیگیری کرد: شکلگیری پژوهشکده شهید صدر با همکاری دانشگاه با این حالم حسین(ع) و مجمع تشخیص مصلحت نظام، در دوره مسئولیت سردار محسن رضایی، گام مؤثری برای انسجامبخشی به این تولیدات علمی بود. به اعتقاد من، این مجموعه فتح بابی در زمینه تولید ادبیات منسجم در مورد آمریکا و سیاستهای آن در چارچوب رویکرد جمهوری اسلامی ایران ایجاد کرد.
این کارشناس مسائل بینالملل با تأکید بر اهمیت دشمنشناسی در راهبردهای کلان سرزمین اظهار کرد: همانطور که رهبر شهید بر مسئله دشمنشناسی تأکید داشتند، شناخت دقیق دشمن و جایگاه آن در معادلات ناحیهای و بینالمللی اهمیت اساسی دارد. گاهی رژیم صهیونیستی بهعنوان بزرگترین دشمن ایران معرفی میشود، با این حال باید توجه داشت که ایالات متحده آمریکا حامی اصلی این رژیم است و اسرائیل در ناحیه، در بسیاری از موارد نقش بازیگر نیابتی آمریکا را ایفا میکند.
آجورلو با اشاره به جایگاه اظهار کردمانی جمهوری اسلامی ایران در معادلات جهانی بیان کرد: در حوزه اظهار کردمانی، ایران به یکی از مهمترین رقبای آمریکا تبدیل شده است. برخلاف برخی قدرتهای دیگر مانند چین که رقابت خود با آمریکا را عمدتاً در حوزه منافع و اقتصاد دنبال میکنند، جمهوری اسلامی ایران در سطح اظهار کردمانی نیز با نظام مسلط غرب رقابت دارد. ازاینرو، لازم است تولید ادبیات علمی در این زمینه متناسب با چنین جایگاهی تقویت شود.
وی با بیان اینکه در مورد افول آمریکا در سالهای پیشین نیز آثار و تحلیلهای متعددی در جهان تولید شده است، اضافه کرد: در بلوک شرق و حتی در دوران اتحاد جماهیر شوروی نیز ادبیاتی در مورد افول آمریکا شکل گرفته بود، با این حال خلأ اصلی، تولید آثاری متناسب با اظهار کردمان انقلاب اسلامی بود؛ اظهار کردمانی که در روز جاری به یکی از مهمترین رقبای فکری و سیاسی غرب در سطح بینالمللی تبدیل شده است. پژوهشکده شهید صدر و مرکز مطالعات آمریکا در این زمینه گام مهمی برداشتهاند، هرچند مسیر پیشرو همچنان طولانی است.
این کارشناس مسائل بینالملل با اشاره به ارزش تاریخی آثار تولید شده در این حوزه اظهار کرد: ممکن است برخی از این آثار در سالهای پیش رو برای متخصصان تکراری به نظر برسند، با این حال باید توجه داشت که این ادبیات در مقطع زمانی خاصی تولید شده و میتواند بهعنوان مبنایی برای پژوهشهای بعدی مورد استفاده قرار گیرد. برگزاری همایشها و انتشار کتابهایی مانند مجموعه «جهان پسا آمریکا» و کتاب «اخراج» نیز در همین مسیر قابل ارزیابی است. نیز برخی از افرادی که در این نشستها و مصاحبهها مشارکت داشتند، بعدها به شهادت رسیدند و هماکنون آثار و دیدگاههای آنان بخشی از میراث فکری این جریان پژوهشی به شمار میرود.
آجورلو با بیان اینکه زمانی سخن اظهار کردن از افول آمریکا با برچسبهایی مانند هیجانزدگی، ایدئولوژیزدگی یا سیاسیکاری مواجه میشد، اظهار کرد: در روز جاری نشانههای این افول را میتوان در مواضع مقامهای آمریکایی و تحولات عرصه بینالملل مشاهده کرد. حتی مقامهای ارشد این سرزمین نیز در مورد پایان دوران برتری مطلق آمریکا و تغییر جایگاه آن در جهان سخن میگویند.
وی اضافه کرد: یکی از شاخصهای قدرت هژمونیک، توانایی اجماعسازی و همراه کردن بازیگران دیگر است؛ با این حال آمریکا در سالهای اخیر در این زمینه نیز با چالش روبهرو شده است. این سرزمین نهتنها در همراه کردن برخی متحدان اروپایی و عربی خود با دشواری مواجه است، بلکه حتی در روابط با رژیم صهیونیستی نیز نشانههایی از کاهش توان اثرگذاری و اجماعسازی آن دیده میشود.
این کارشناس مسائل بینالملل پیگیری کرد: در روز جاری سرزمینهای اروپایی و حتی برخی متحدان سنتی آمریکا، در قالب سیاستهایی مانند موازنهسازی یا تنوعبخشی به روابط خارجی، به دنبال گسترش تعاملات خود با چین هستند. این روند نشان میدهد قدرت آمریکا دیگر بهتنهایی پاسخگوی نیازهای خود و متحدانش نیست. اقدبا این حالتی که این سرزمین برای نمایش قدرت انجام میدهد نیز بیش از آنکه نشانه توانایی حل مسائل باشد، نوعی قدرتنمایی برای حفظ تصویر پیشین از جایگاه خود است.
وقتی از اخراج سخن میگوییم، بر عاملیت بازیگران ناحیهای تأکید داریم؛ یعنی شرایطی ایجاد شود که آمریکا ناگزیر به ترک ناحیه شود، نه اینکه خود این سرزمین بر اساس محاسبات و منافعش تصمیم به خروج بگیرد
آجورلو با اشاره به ابعاد مختلف افول آمریکا اظهار کرد: این افول را میتوان در چند سطح مورد بررسی قرار داد؛ نخست، در سلسلهمراتب قدرت بینالمللی که آمریکا دیگر مانند پیشین از موقعیت بیرقیب برخوردار نیست. دوم، در حوزه نظم بینالملل که ابزارهای نظمساز این سرزمین، از جمله نهادهای مالی و سازوکارهای اثرگذار بر بازار انرژی، بهتدریج بخشی از کارکرد پیشین خود را از دست میدهند. حتی برخی سازوکارهایی که آمریکا برای تثبیت هژمونی خود ایجاد کرده بود، هماکنون با چالش مواجهاند و این سرزمین در مواردی از همان نهادها فاصله میگیرد.
وی تصریح کرد: از این رو، بحث افول آمریکا دیگر صرفاً یک چشمانداز یا آرزوی سیاسی نیست، بلکه به مسئلهای عینی تبدیل شده است. در چنین شرایطی، به نظر میرسد پژوهشکده شهید صدر باید در گام بعدی از مرحله اثبات افول آمریکا عبور کند و به بررسی راهبردهای تحقق اخراج این سرزمین از ناحیه بپردازد.
«اخراج» با «خروج» آمریکا تفاوت دارد
آجورلو با تبیین تفاوت مفهومی خروج و اخراج در روابط بینالملل اظهار کرد: خروج یک قدرت از ناحیه معمولاً به معنای تصمیم آگاهانه و مدیریتشده آن برای ترک یک حوزه جغرافیایی است. در چنین وضعیتی، بازیگر قدرتمند پیش از خروج، بسترهای نفوذ خود را حفظ میکند، برای جایگزینها و آلترناتیوها برنامه دارد و مسئولیتهای خود را به بازیگران دیگر واگذار میکند. در واقع، خروج میتواند بخشی از یک راهبرد کلان برای تمرکز بر مناطق دیگر و مدیریت منابع و ظرفیتهای قدرت باشد.
وی پیگیری کرد: با این حال اخراج، معنای متفاوتی دارد. در این وضعیت، قدرت مستقر با شرایط و نظمی مواجه میشود که دیگر امکان ادامه حضور و اعمال سلطه پیشین را برای او فراهم نمیکند. به بیان دیگر، اخراج زمانی مطرح میشود که نظم جدید ناحیهای با ساختار و منافع قدرت مسلط سازگار نباشد و آن قدرت دیگر نتواند نقش تعیینکننده پیشین را ایفا کند.
این کارشناس مسائل بینالملل با اشاره به اهمیت راهبردی مفهوم اخراج در ادبیات سیاسی جمهوری اسلامی ایران بیان کرد: اخراج آمریکا به معنای پایان نظم آمریکایی در ناحیه است، نه صرفاً جابهجایی نیروها یا تغییر شکل حضور نظامی این سرزمین. مسئله اصلی، شکلگیری نظمی جدید و غیرآمریکایی است که بر ظرفیتها و منافع سرزمینهای ناحیه تکیه داشته باشد.

اندیشکدهها؛ از تحلیل افول تا ایدهسازی برای نظم جدید
آجورلو با تأکید بر نقش مراکز پژوهشی در طراحی پیش رو ناحیه اظهار کرد: تحقق چنین نظمی صرفاً با طرح مفهوم اخراج امکانپذیر نیست و به ایدهپردازی و برنامهریزی نیاز دارد. اندیشکدهها بهعنوان نهادهای ایدهساز میتوانند در مورد نظم مبتنی بر منافع ملی سرزمینهای ناحیه، طرحهای مؤثری ارائه کنند تا دولتها و بازیگران ناحیهای بتوانند از نتایج این پژوهشها در سیاستگذاریهای خود بهره بگیرند.
وی اضافه کرد: اگر اخراج آمریکا با تدبیر و ایدهای روشن همراه شود، میتواند به شکلگیری نظمی منجر شود که برای سرزمینهای ناحیه فرصت رشد و شکوفایی فراهم کند؛ با این حال اگر برای دوران پس از حضور آمریکا برنامهای وجود نداشته باشد، ممکن است بازیگر دیگری جایگزین آن شود و همان محدودیتها و فشارها را بر سرزمینهای ناحیه تحمیل کند.
این کارشناس مسائل بینالملل در پایان تصریح کرد: هماکنون یکی از مأموریتهای مهم اندیشکدهها این است که از بحث در مورد اینکه آمریکا افول میکند یا خیر، فراتر بروند و در مورد چگونگی تحقق نظم جدید ناحیهای ایدهسازی کنند؛ نظمی که نه بر مبنای خروج مدیریتشده یک قدرت خارجی، بلکه بر پایه ظرفیتهای درونی و منافع مشترک سرزمینهای ناحیه شکل بگیرد.
اخراج؛ نتیجه فشار بازیگران ناحیهای، نه تصمیم آمریکا
محمدعلی شیخالاسلامی، مولف کتاب«اخراج» در آیین رونمایی از کتاب «اخراج» با اشاره به خاستگاه شکلگیری ایده این اثر اظهار کرد: ایده اصلی کتاب از بیانات رهبر شهید پس از شهادت حاج قاسم سلیمانی و شهید ابومهدی المهندس استخراج شد. ایشان پس از تشییع پیکر این دو شهید، در سخنانی تصریح کردند که تشییع حاج قاسم و ابومهدی المهندس سیلی به آمریکا بود، با این حال سیلی اصلی و سختتر، مقابله با هژمونی و خوی استکباری آمریکا و بهویژه اخراج این سرزمین از ناحیه است.
وی پیگیری کرد: پس از آن سخنرانی نیز رهبر شهید در مناسبتهای مختلف به این موضوع اشاره کردند. از جمله در دیداری با سران و رهبران برخی سرزمینها، به ریشه مشکلات ناحیه و نقش حضور آمریکا در شکلگیری این مشکلات پرداختند و اخراج آمریکا از ناحیه را راهکار از میان برداشتن این ریشهها دانستند. این مسئله بعدها در بیانات فرماندهان سرزمین، بهویژه شهید سردار سلامی نیز بارها مورد تأکید قرار گرفت.
مؤلف کتاب «اخراج» با اشاره به تفاوت میان مفهوم اخراج و خروج آمریکا اظهار کرد: یکی از موضوعاتی که در ابتدای کتاب به آن پرداختهایم، همین تمایز است. وقتی از اخراج سخن میگوییم، بر عاملیت بازیگران ناحیهای تأکید داریم؛ یعنی شرایطی ایجاد شود که آمریکا ناگزیر به ترک ناحیه شود، نه اینکه خود این سرزمین بر اساس محاسبات و منافعش تصمیم به خروج بگیرد.
شیخالاسلامی اضافه کرد: ممکن است آمریکا به این نتیجه برسد که هزینه حضورش در ناحیه بیش از دستاوردهای آن است و مانند برخی اظهارات ترامپ در مورد هزینههای چندینتریلیوندلاری حضور آمریکا در ناحیه، تصمیم به ترک آن بگیرد؛ با این حال این با اخراج تفاوت دارد. در اخراج، بازیگران ناحیهای با ایجاد فشار و تغییر معادلات، زمینه بیرون رانده شدن آمریکا را فراهم میکنند.
وی با اشاره به تحولات عراق و افغانستان بیان کرد: به اعتقاد من، آنچه در عراق و افغانستان اتفاق افتاد، بهویژه در موضوع پایان حضور نظامی آمریکا در عراق، بیشتر با مفهوم اخراج قابل توضیح است تا خروج. اگر فشار محور مقاومت وجود نداشت، آمریکا همچنان میتوانست به حضور خود در عراق ادامه دهد؛ همانطور که پیشتر نیز با وجود پایان مهلتهای تعیینشده، حضورش را حفظ کرده بود.
اخراج فقط نظامی نیست؛ نفوذ فکری و فرهنگی هم باید پایان یابد
این نویسنده با بیان اینکه مفهوم اخراج باید متناسب با ابعاد مختلف حضور آمریکا در ناحیه تعریف شود، اظهار کرد: حضور آمریکا صرفاً به حضور فیزیکی و نظامی محدود نیست و این سرزمین در حوزههای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فکریـفرهنگی نیز ابزارهای نفوذ گستردهای دارد. از این رو، وقتی از اخراج سخن میگوییم، باید مشخص کنیم کدام ابعاد از حضور آمریکا مدنظر است و چه نوع اخراجی را دنبال میکنیم.
وی با اشاره به برخی سازوکارهای نفوذ فرهنگی و اقتصادی آمریکا در سرزمینهای ناحیه اظهار کرد: آمریکا پس از جنگ جهانی دوم نهادهایی مانند آژانس توسعه بینالمللی آمریکا را با پوشش کمکهای اقتصادی ایجاد کرد، با این حال فعالیت این مجموعهها به حوزههای مختلف نفوذ اقتصادی، فکری و فرهنگی نیز گسترش یافت. برنامههایی مانند آیلپ در عراق و نمونههای مشابه آن در سرزمینهای دیگر نیز از ابزارهایی هستند که آمریکا برای اثرگذاری بر نسل پیش رو رهبران ناحیه به کار میگیرد.

شیخالاسلامی تشریح کرد: در این برنامهها، افراد نخبه و مستعد شناسایی میشوند و در دورههای آموزشی مختلف شرکت میکنند. در ظاهر، هدف این دورهها کمک به توسعه ساختارهای سیاسی و اقتصادی سرزمینهای ناحیه است؛ با این حال در کنار این اهداف اعلامشده، میتوان لایههایی از وابستهسازی اقتصادی و ایجاد نفوذ سیاسی و فکری را نیز مشاهده کرد. حتی برخی پروژههایی که در ظاهر برای پیشرفت یک سرزمین طراحی شدهاند، ممکن است در عمل به افزایش وابستگی آن سرزمین به آمریکا منجر شوند.
صرف اظهار کردن اینکه آمریکا باید برود، کافی نیست. باید بتوانیم در مورد نظم جایگزین و سازوکارهای همکاری سرزمینهای ناحیه نیز ایده ارائه کنیم
وی با تأکید بر اینکه ایران نمونهای از تحقق اخراج نظامی آمریکا از سرزمین است، اضافه کرد: در ایران نیروی نظامی آمریکایی حضور ندارد و در حوزه سیاسی نیز با وجود برخی گرایشهای فکری و فرهنگی متأثر از آمریکا، سیاستمدار آمریکایی در ساختار سیاسی سرزمین حضور ندارد. بااینحال، پرسش اصلی این است که آیا هدف ما صرفاً تحقق اخراج نظامی است یا باید به ابعاد دیگر نفوذ آمریکا نیز توجه کنیم؟
مؤلف کتاب «اخراج» با اشاره به دیدگاه برخی صاحبنظران در مورد اولویت اخراج نظامی آمریکا اظهار کرد: برخی استادانی که با آنها اظهار کردوگو کردیم، معتقد بودند اخراج نظامی باید در اولویت قرار گیرد؛ زیرا با تحقق آن، زمینه برای سرعت گرفتن اخراج در حوزههای دیگر، از جمله فکری و فرهنگی، فراهم میشود. البته در حوزه سیاسی، به دلیل شرایط نظام بینالملل، نمیتوان لزوماً از قطع کامل روابط سخن اظهار کرد.
شیخالاسلامی پیگیری کرد: در مقابل، برخی دیگر از متخصصان تأکید داشتند که اگر حضور فیزیکی آمریکا از ناحیه حذف شود، با این حال اندیشه و فرهنگ شهروندان همچنان وابسته به محصولات آمریکایی باشد، این سرزمین میتواند از مسیر دیگری بازگردد. به تعبیر آنها، ممکن است آمریکا را از در بیرون کنیم، با این حال از پنجره دوباره وارد شود؛ زیرا تا زمانی که مصرف اقتصادی، فکری و فرهنگی جوامع ناحیه به محصولات و الگوهای آمریکایی وابسته باشد، زمینه نفوذ مجدد این سرزمین همچنان وجود دارد.
بعد از آمریکا چه باید کرد؟
وی با اشاره به ضرورت طراحی راهبردی برای دوران پس از آمریکا اظهار کرد: مسئله مهم دیگری که در کتاب به آن پرداختهایم، این است که اگر حضور نظامی و حتی نفوذ فکری و فرهنگی آمریکا از ناحیه حذف شود، چه جایگزینی برای آن در نظر گرفتهایم؟ به بیان دیگر، در جهان پساآمریکایی، نسخه جمهوری اسلامی ایران برای اداره مناسبات ناحیهای چیست و چه نقشی برای دیگر بازیگران ناحیهای تعریف میشود؟
شیخالاسلامی اضافه کرد: در روز جاری بسیاری از سرزمینهای ناحیه در حوزه فرهنگ، اقتصاد و حتی توان نظامی به آمریکا وابستگی دارند. از این رو، وقتی از آنها میخواهیم حضور آمریکا را کنار بگذارند، باید بتوانیم پاسخ دهیم که پس از آن چه راهکاری پیش روی آنها قرار میدهیم. اینجا مسئله تقابل میان الگوی انقلاب اسلامی و الگوی استکباری و غربمحور آمریکا مطرح میشود.
وی با تأکید بر ضرورت عبور از رویکرد سلبی و حرکت به سمت رویکرد تأسیسی بیان کرد: صرف اظهار کردن اینکه آمریکا باید برود، کافی نیست. باید بتوانیم در مورد نظم جایگزین و سازوکارهای همکاری سرزمینهای ناحیه نیز ایده ارائه کنیم. همانطور که در اظهارات اخیر سردار رضایی نیز بر ضرورت داشتن نسخهای برای دوران پس از آمریکا تأکید شده بود، باید بدانیم پس از کنار رفتن این سرزمین، چه ساختاری قرار است جایگزین آن شود.
مؤلف کتاب «اخراج» در مورد شیوه گردآوری مطالب این اثر اظهار کرد: برای پاسخ به این پرسشها و بررسی ابعاد مختلف موضوع، تلاش کردیم طیف متنوعی از صاحبنظران را در کتاب مشارکت دهیم. از استادان دانشگاه و اعضای هیئت علمی گرفته تا متخصصان مسائل سیاسی، افرادی با تجربه حضور میدانی در ناحیه و مقامات پیشین حوزه بینالملل در این مجموعه حضور دارند.
وی با اشاره به برخی افراد حاضر در این مجموعه مصاحبهها اضافه کرد: از جمله متخصصانی که دیدگاههایشان در کتاب استفاده شده است، میتوان به سعدالله زارعی، افقهی و علی کمیلی اشاره کرد. نیز از افرادی مانند شمشادی که تجربه فعالیت رسانهای و حضور میدانی در سرزمینهایی مانند سوریه را داشتهاند، استفاده کردیم. حسین روزبه نیز از دیگر افرادی است که در این مجموعه مورد توجه قرار گرفته است.
شیخالاسلامی پیگیری کرد: در بخش دیگری از کار، به سراغ مقامات و مدیران پیشین حوزه سیاست خارجی رفتیم؛ از جمله آقای متکی، وزیر خارجه پیشین، و داناییفر. نیز با سفرای سابق ایران در سرزمینهای مختلف ناحیه، از جمله عراق، افغانستان و اردن، اظهار کردوگو کردیم تا بتوانیم موضوع اخراج آمریکا را از منظرهای مختلف و با توجه به شرایط سرزمینهای ناحیه بررسی کنیم.
وی تصریح کرد: هدف ما این بود که با استفاده از دیدگاههای متنوع، به تصویری جامعتر از مفهوم اخراج و الزبا این حالت آن برسیم؛ اثری که بتواند سرآغازی برای پژوهشها و تحقیقات بعدی باشد. این کتاب را نباید پایان کار دانست؛ بلکه آن را نسخهای اولیه میدانم که میتواند در ویرایشهای بعدی تکمیل شود و بخشهایی به آن اضافه کرده یا حتی برخی قسمتهای آن اصلاح شود.

عراق؛ حلقه نخست زنجیره اخراج آمریکا
این نویسنده با اشاره به تغییر شرایط ناحیه از زمان آغاز نگارش کتاب تهماکنون اظهار کرد: نگارش این اثر پس از نخستین سالگرد شهادت حاج قاسم آغاز شد. در جریان برخی مصاحبهها به این جمعبندی رسیدیم که عراق مهمترین نقطه برای آغاز روند اخراج آمریکا از ناحیه است؛ زیرا تحقق این موضوع در عراق میتواند به شکل دومینووار بر حضور آمریکا در دیگر سرزمینهای ناحیه نیز اثر بگذارد.
اگر با فاصله و از منظر کلانتری به تحولات نگاه کنیم، متوجه میشویم که اتفاق بزرگی در حال رخ دادن است و جایگاه آمریکا در معادلات جهانی با چالش جدی روبهرو شده است
وی اضافه کرد: در آن زمان به این نتیجه رسیده بودیم که اخراج آمریکا از عراق به نقطه تحقق نزدیک شده است و خوشبختانه این اتفاق رخ داد. هماکنون میتوان امیدوار بود که این روند در دیگر بخشهای ناحیه نیز با اتکا به ظرفیتهای سرزمینهای ناحیه ادامه پیدا کند.
شیخالاسلامی در پایان با اشاره به علاقه خود برای تقدیم کتاب به رهبر شهید اظهار کرد: بسیار علاقهمند بودم این کتاب را به محضر ایشان تقدیم کنم؛ زیرا ایده اصلی اثر از بیانات ایشان شکل گرفت و ما نیز تلاش کردیم در حد توان و سهم خود، بخشی از این فرمایشات را به مرحله عمل نزدیک کنیم. امیدوار بودم کتاب را به ایشان تقدیم کنم و از نظراتشان بهرهمند شوم.
اخراج آمریکا از ناحیه از مرحله اظهار کردمانسازی عبور کرده و وارد میدان عمل شده است
روحالله متفکرآزاد، عضو هیئترئیسه و رئیس فراکسیون دانشگاهیان مجلس شورای اسلامی، با بیان اینکه نشانههای پایان هژمونی آمریکا در تحولات ناحیهای و بینالمللی آشکار شده است، اظهار کرد: اخراج آمریکا از ناحیه دیگر صرفاً یک مطالبه یا چشمانداز سیاسی نیست، بلکه شواهدی از تحقق تدریجی آن دیده میشود و حتی متحدان پیشین این سرزمین نیز به دنبال راههای تازهای برای تأمین امنیت و تنظیم مناسبات خود هستند.
متفکرآزاد در آیین رونمایی از کتاب «اخراج» با اشاره به تغییرات نظم جهانی اظهار کرد: پذیرش اینکه جهان در حال تغییر است، خود بخشی از این تحول به شمار میرود. پایان هژمونی قدرتهای سنتی به معنای حذف کامل آنها نیست، بلکه به این معناست که منابع قدرت در جهان در حال جابهجایی و توزیع مجدد هستند و موازنههای پیشین تغییر میکنند.
وی با اشاره به روند شکلگیری و گسترش انقلاب اسلامی اضافه کرد: بذری که با این حالم خمینی(ره) کاشتند و به نهال انقلاب اسلامی تبدیل شد، در دوران رهبری با این حالم شهید، حضرت آیتالله سیدعلی خامنهای، به درختی تنومند رسید و هماکنون آثار و ثمرات آن در عرصه بینالمللی نمایان شده است. به اعتقاد من، اظهار کردمان توحیدی انقلاب اسلامی در روز جاری در حال تثبیت جایگاه خود در جهان است و ظرفیت اثرگذاری بیشتری پیدا کرده است.
افول آمریکا؛ واقعیتی که باید آن را دید
رئیس فراکسیون دانشگاهیان مجلس شورای اسلامی با اشاره به آنچه سنتهای الهی در مواجهه با قدرتهای مستکبر خواند، اظهار کرد: من معتقدم همانگونه که فرعون در تاریخ غرق شد، فرعون زمانه نیز سرانجامی مشابه خواهد داشت؛ البته به شرط آنکه ما نیز در مسیر حق و صداقت حرکت کنیم. با این نگاه، آمریکا بهعنوان یک ابرقدرت در حال عبور از جایگاه پیشین خود است؛ چه برخی این واقعیت را بپذیرند و چه همچنان در آن تردید داشته باشند.
وی پیگیری کرد: ممکن است حتی برخی از تحلیلگران و سیاستمداران غربی نیز در پذیرش این تغییرات با تردید مواجه باشند، با این حال شواهد میدانی و تحولات بینالمللی نشان میدهد که موازنه قدرت در حال تغییر است. کتاب «اخراج» نیز از این جهت اهمیت دارد که تلاش میکند این شواهد را در کنار مبانی علمی و تحلیلی قرار دهد و تصویری روشنتر از تحولات پیشرو ارائه کند.
متفکرآزاد با تأکید بر ضرورت فاصله گرفتن از هیجانات مقطعی برای تحلیل تحولات اظهار کرد: شاید هنوز به دلیل نزدیکی زمانی حوادث، ابعاد واقعی اتفاقاتی را که در ناحیه رخ داده است، بهدرستی درک نکرده باشیم. اگر با فاصله و از منظر کلانتری به تحولات نگاه کنیم، متوجه میشویم که اتفاق بزرگی در حال رخ دادن است و جایگاه آمریکا در معادلات جهانی با چالش جدی روبهرو شده است.

وی با اشاره به تحولات نظامی اخیر و هزینههای واردشده به ایران اظهار کرد: روشن است که سرزمین در این تقابل آسیبهایی را متحمل شده است؛ شهادت رهبر، فرماندهان و شمار زیادی از شهروندان، از جمله کودکان، خسارت به زیرساختها و فشارهای اقتصادی، واقعیتهایی هستند که نمیتوان آنها را نادیده گرفت. با این حال در کنار این خسارتها، باید مورد بررسی قرار داد که طرف مقابل تا چه اندازه به اهداف خود رسیده و چه دستاوردهایی برای ایران و جبهه مقاومت رقم خورده است.
این نماینده مجلس با اشاره به محدودیتهای آمریکا در عرصه نظامی و دریایی ناحیه اظهار کرد: یکی از نشانههای تغییر موازنه، محدود شدن توان آمریکا برای تأمین امنیت و مدیریت تردد در ناحیه است. سرزمینی که زمانی خود را قدرت بیرقیب نظامی میدانست، در روز جاری برای عبور و مرور دریایی و حمایت از کشتیهای مورد نظرش با محدودیتهایی مواجه شده است. حتی بنا بر گزارشها و روایتهای مطرحشده از تحولات اخیر، برخی کشتیها برای عبور از مسیرهای ناحیهای ناچار به رعایت ملاحظاتی مانند خاموش کردن سبا این حالنههای موقعیتیاب خود شدهاند تا از شناساییشدن در با این حالن بمانند.
متفکرآزاد اضافه کرد: این تحولات نشان میدهد که آمریکا دیگر نمیتواند مانند پیشین نقش تعیینکنندهای در تأمین امنیت ناحیه ایفا کند. مسئله فقط محدودیت توان نظامی این سرزمین نیست؛ بلکه متحدان آن نیز بهتدریج در حال بازنگری در شیوه تأمین امنیت خود هستند.
وی با اشاره به شکلگیری سازوکارهای جدید همکاری ناحیهای بیان کرد: حتی سرزمینهایی که تا دیروز امنیت خود را در چارچوب حضور و حمایت آمریکا تعریف میکردند، در روز جاری به دنبال مسیرهای دیگری برای تأمین امنیت هستند. شکلگیری و تقویت اظهار کردوگوهای ناحیهای و تلاش سرزمینهای ناحیه برای مدیریت مسائل امنیتی خود، نشانهای از آغاز تغییر در این معادلات است.
جهان چندقطبی از شعار به دستور کار عملیاتی رسیده است
عضو هیئترئیسه مجلس شورای اسلامی با اشاره به تحولات اقتصادی و دیپلماتیک جهان اظهار کرد: در حوزه سیاسی و اقتصادی نیز نشانههای تغییر جایگاه آمریکا قابل مشاهده است. در روز جاری جهان بهطور جدی در مورد دوران پس از هژمونی آمریکا و شکلگیری نظم چندقطبی اظهار کردوگو میکند. موضوعی که پیشتر بیشتر در سطح شعار و اظهار کردمان مطرح میشد، هماکنون به یکی از محورهای اصلی مذاکرات و نشستهای بینالمللی تبدیل شده و برای تحقق آن، برنامهها و گامهای اجرایی طراحی میشود.
وی با اشاره به عضویت ایران در گروه بریکس و سازمان همکاری شانگهای اظهار کرد: در دولت شهید رئیسی، ایران به بریکس و شانگهای پیوست و این عضویتها ظرفیتهای تازهای برای توسعه همکاریهای اقتصادی و سیاسی سرزمین ایجاد کرد. نیز تلاشهایی که در سالهای پیشین برای شکلگیری سازوکارهای همکاری میان سرزمینهای تحت تحریم صورت گرفته بود، هماکنون اهمیت بیشتری پیدا کرده است؛ زیرا تحریمها که زمانی ابزاری برای وادار کردن سرزمینها به تسلیم بودند، در روز جاری با واکنش و مقاومت بازیگران مختلف مواجه شدهاند.
انتقادهای علنی برخی مقامهای اروپایی و از جمله اظهارات رئیسجمهور اوکراین در مورد ضرورت مهار رفتارهای ترامپ، نشان میدهد که نارضایتی از سیاستهای آمریکا به متحدان نزدیک این سرزمین نیز رسیده است
متفکرآزاد پیگیری کرد: در نشستهای اخیر بریکس، از جمله در بخش پارلمانی این مجموعه که نمایندگان مجلس ایران نیز در آن حضور داشتند، گامهای عملیتری برای تحقق همکاریهای چندجانبه مطرح شده است. این نشان میدهد که بحث نظم چندقطبی از مرحله اظهار کردمانسازی عبور کرده و به سمت طراحی سازوکارهای اجرایی حرکت میکند.
وی با اشاره به اهمیت انرژی در تغییر موازنه قدرت اظهار کرد: انرژی به یکی از ابزارهای مهم برای به چالش کشیدن هژمونی آمریکا تبدیل شده و میتوان اظهار کرد این حوزه به پاشنه آشیل قدرت این سرزمین بدل شده است. البته این مسئله تنها به انرژی محدود نیست و در حوزههای دیگری مانند کشاورزی و برخی نیازهای راهبردی نیز نشانههایی از تغییر وابستگیها و محدودیتهای قدرتهای بزرگ دیده میشود.
از تضعیف هژمونی آمریکا تا شکسته شدن تابوی پایان رژیم صهیونیستی
متفکرآزاد با اشاره به تحولات پس از عملیات هفتم اکتبر و تغییر تصویر بینالمللی رژیم صهیونیستی اظهار کرد: یکی از اتفاقات مهم پس از هفتم اکتبر این بود که رژیم صهیونیستی ناچار شد میان حفظ بقا و حفظ تصویری که سالها از مظلومیت خود در افکار عمومی جهان ساخته بود، یکی را انتخاب کند. به اعتقاد من، این رژیم با رفتارها و جنایتهایی که پس از آن رخ داد، عملاً آن تصویرسازی را کنار گذاشت و چهره واقعی خود را آشکار کرد.
وی اضافه کرد: پیش از این، سخن اظهار کردن از پایان رژیم صهیونیستی در بسیاری از محافل بینالمللی با محدودیت و حساسیت همراه بود؛ با این حال در روز جاری این موضوع در دانشگاههای آمریکا و اروپا و در میان بخشهایی از افکار عمومی غرب نیز مطرح میشود. شعار «از نهر تا بحر» دیگر صرفاً شعاری محدود به محافل خاص نیست و به مطالبهای در بخشهایی از جنبشهای دانشجویی و حامیان فلسطین در سرزمینهای غربی تبدیل شده است.
این نماینده مجلس تصریح کرد: معنای این شعار، مطالبه شکلگیری فلسطین در سراسر سرزمین تاریخی آن است؛ نه صرفاً محدود کردن مسئله به غزه. اینکه چنین مطالبهای در دانشگاههای آمریکا و اروپا نیز شنیده میشود، تحول مهمی در فضای افکار عمومی جهان است و نشان میدهد تابوی سخن اظهار کردن از پایان وضعیت کنونی رژیم صهیونیستی در حال شکسته شدن است.

اخراج آمریکا؛ فراتر از یک مطالبه سیاسی
متفکرآزاد با اشاره به نشانههای تغییر نگاه متحدان آمریکا به این سرزمین اظهار کرد: وقتی حتی برخی رهبران و مقامهای سرزمینهای متحد آمریکا نیز در مورد رفتار و سیاستهای این سرزمین موضع انتقادی میگیرند، باید این تحولات را جدی گرفت. برای نمونه، انتقادهای علنی برخی مقامهای اروپایی و از جمله اظهارات رئیسجمهور اوکراین در مورد ضرورت مهار رفتارهای ترامپ، نشان میدهد که نارضایتی از سیاستهای آمریکا به متحدان نزدیک این سرزمین نیز رسیده است.
وی اضافه کرد: این تحولات به معنای پایان کامل قدرت آمریکا در یک مقطع کوتاه نیست، بلکه نشاندهنده آغاز فرایند پایان هژمونی و تغییر جایگاه این سرزمین در نظام بینالملل است. از این رو، صحبت از اخراج آمریکا از ناحیه باید بر اساس شواهد و تحولات واقعی دنبال شود، نه صرفاً بهعنوان یک آرمان یا شعار سیاسی.
رئیس فراکسیون دانشگاهیان مجلس شورای اسلامی در پایان با قدردانی از تدوین کتاب «اخراج» اظهار کرد: جامعه دانشگاهی سرزمین باید بتواند در مورد چنین موضوعاتی آزادانه بحث کند و از خودسانسوری در طرح ایدهها و تحلیلهای علمی فاصله بگیرد. مقاومت ملت ایران و تثبیت دستاوردهای آن میتواند زمینهساز تحولات بعدی باشد؛ تحولاتی که بهصورت زنجیرهای بر حضور آمریکا در ناحیه اثر میگذارند. به اعتقاد من، آنچه در روز جاری در مورد عراق و محدود شدن حضور نظامی آمریکا در ناحیه مشاهده میکنیم، میتواند از نشانههای اولیه تحقق فرایند اخراج باشد و آمریکا ناچار شود جایگاه خود را از یک قدرت مدعی هژمونی به سرزمینی معمولی در مناسبات جهانی تغییر دهد.
