• امروز : چهارشنبه, ۸ مهر , ۱۴۰۵
  • برابر با : Wednesday - 30 September - 2026
اخبار امروز : 28
♥0

تروریست واقعی کیست؛ اشغالگر یا جانفدا؟

  • کد خبر : 58199
  • ۰۸ مهر ۱۴۰۵ - ۱۴:۴۸
تروریست واقعی کیست؛ اشغالگر یا جانفدا؟

خبرگزاری بالاسری؛ گروه فرهنگی؛ فاطمه مرادزاده: می‌گویند «حماس» یک سازمان تروریستی است و حماسی‌ها «تروریست»!…، این را کسانی می‌گویند که می‌دانیم هر اَنگ و برچسبی به هر شخص و گروهی که بخواهند می‌زنند تا بر اساس آن برچسب، با شخص و گروهی که مطابق میل‌شان رفتار نمی‌کند، تصفیه‌حساب کنند، مثل سپاه پاسدارانِ ایران اسلامی، بچه‌های «حزب‌الله»ِ […]

خبرگزاری بالاسری؛ گروه فرهنگی؛ فاطمه مرادزاده: می‌گویند «حماس» یک سازمان تروریستی است و حماسی‌ها «تروریست»!…، این را کسانی می‌گویند که می‌دانیم هر اَنگ و برچسبی به هر شخص و گروهی که بخواهند می‌زنند تا بر اساس آن برچسب، با شخص و گروهی که مطابق میل‌شان رفتار نمی‌کند، تصفیه‌حساب کنند، مثل سپاه پاسدارانِ ایران اسلامی، بچه‌های «حزب‌الله»ِ لبنان و گروه‌های مقاومت عراقی و یمنی!

بی‌شک تروریست‌خوانده‌شدن، هیچ اهمیتی برای گروه‌های مقاومتی که در حال دفاع از سرزمین‌شان هستند، ندارد، با این حال شاید بد نباشد در هیاهوی هوچی‌گری رسانه‌های صهیونیستیِ فارسی‌زبان و غیرفارسی‌زبان برای تروریست‌خواندن گروه حماس،‌ با یک مثال و مصداق مرور شود که حماسی‌ها از کجا آمدند و ریشه شکل‌گیری این گروه کوچک مبارز فلسطینی کجاست؛ روندی که برای سایر گروه‌های مقاومت هم صدق می‌کند.


شهید«صهیب لباد»|تولد: 4 آبان 1387 / شهادت: 16 شهریور 1404

 

«صهیب لُباد»؛ تروریست یا شهید غزه‌ای؟!

«صهیب لُباد» 17ساله بود که به شهادت رسید، یک «حماسی» بود، از اعضای گروه حماسِ باریکه غزه که سلاح در دست گرفته بود و در دو‌سه سال اخیر با اشغالگران متجاوز صهیونیستی مبارزه می‌کرد.

با این حال صهیب چطور از «حماس» سر درآورد؟…، به‌زور؟…، با تبلیغات؟…، با شست‌وشوی مغزی؟!…،

نه!… صهیب نوجوان 15ساله بود و درحال تحصیل در مدرسه.

صیهونیست‌های اشغالگر به غزه (سرزمین آباواجدادی صهیب) حمله کردند و از نبرد «الاقصی» به بعد، غزه را بیش از دو سال، شبانه‌روز بمباران کردند. ده‌ها هزارنفر از شهروندان غزه زیر آوار بمباران اشغالگران جان دادند. مادر صهیب، خواهرش نصرا و برادرانش؛ محمد، هانی و انس در جریان یکی از همین حملات هوایی به شهادت رسیدند.

خانه صهیب در محله الدراج در شرق شهر غزه بود. 28 آبان 1402 یعنی 43 روز پس از «طوفان‌الاقصی» و آغاز بمباران‌های بی‌با این حالن غزه، جنگنده‌های اشغالگر یکی از بمب‌هایشان را روی ساختمانی رها کردند که محل زندگی صهیب و خانواده‌اش بود، تقریباً تمام خانواده صهیب به‌جز خودش و پدرش به شهادت رسیدند.

.

خانواده «صهیب لباد» در بمباران صهیونیست‌ها به شهادت رسیدند

صهیب نوجوان بود و کوچکترین عضو خانواده، هنوز به آغوش گرم مادر و بالاسریورزی خواهرانش محتاج و وابسته بود. شهادت آنها با این حال رشته‌های این محبت را پاره کرد و زخم و اندوه عمیقی روی قلبش کاشت.

تقدیر چنین بود که صهیب از آن بمباران و آوار، جان سالم به‌در ببرد، با این حال تماشای سرپناهی که ویران شده است و زیر خروارها ویرانه آن، عزیزترین افراد زندگی‌اش مظلومانه غرقِ در خون جان دادند، لطمه جبران‌ناپذیری به روح و روان صهیب وارد کرد، تصمیم به انتقام از اشغالگران گرفت و ساده‌ترین راه انتقام، پیوستن به گروه رزمنده‌ای بود که در حال دفاع از غزه بودند؛ گروه گردان‌های قسام؛ شاخه نظامی حماس.

صهیب 15ساله بود و محصل، با این حال پس از نابودشدن تمام خاطرات کودکی و مرگ عزیزترین آدم‌های امن زندگی‌اش در چشم‌‌به‌هم‌‌زدنی، به‌یک‌باره بزرگ شد، رزمنده شد، منتقم شد؛ منتقمِ خون مادر و خواهر و برادران و حتی هموطنانش.

«صهیب لُباد» باوجود سن کم، بزرگ شد و به نبرد با تانک‌ها و نیروهای نظامی اشغالگری برخاست که دسته‌دسته وارد غزه می‌شدند و می‌کشتند و ویران می‌کردند.

صهیب‌ها و فهمیده‌ها؛ مدافعان کوچک با روح‌های بزرگ

قصه صهیب برای ما ایرانی‌ها خیلی آشناست! نه؟!…، صهیب برای ما مثل شهید «محمدحسین فهمیده» است.

محمدحسین هم 13ساله بود که ارتش اشغالگر بعثی به ایران حمله کرد، با این حال او باوجود سنِ کم، ‌آن‌قدر بزرگ شده بود که بفهمد «تجاوز دشمن به خاک و ناموس ایرانی» یعنی چه؟…، پس خودش را به جبهه خرمشهر رساند، هیچ اجبار و شست‌وشوی مغزی هم در کار نبود، که اگر بود، باوجود 2بار مجروح شدن در جنگ، برای بار سوم مشتاقانه به میدان رزم برنمی‌گشت.

محمدحسین سومین‌بار به جبهه جنوب رفت و در هشتمین روز از آبان‌ماه و در سی‌امین روز از آغاز جنگ تحمیلی، وقتی 5 دستگاه تانک عراقی، رزمندگان ایران را محاصره کرده بودند، تعدادی نارنجک به کمرش بست و خودش را زیر یکی از تانک‌ها انداخت و با انفجار آن تانک، هم خودش به شهادت رسید و هم سایر تانک‌ها را فراری داد و حلقه محاصره رزمندگان ایرانی را شکست.


شهید محمدحسین فهمیده

 

سپاه پاسداران؛ جانفدایان ایرانی

سپاه پاسداران ایران هم که این‌روزها برچسب تروریستی‌بودن به آن زده‌اند، همین‌طور شکل گرفت.

دغدغه دفاع از ایرانی که تازه در آن انقلاب اسلامی رخ داده بود، و حتی پیش از تجاوز ارتش بعثی، مورد شبیخونِ گروهک‌های منافق داخل و شرور خارج از مرزها قرار گرفته بود، انگیزه اصلی تشکیل سپاه شد و جانفدایان ایرانی که دل‌شان در گروِ ایران و اسلام بود، هسته‌ اولیه آن را پایه‌ریزی کردند. 


بچه‌های سپاه در آغوش با این حالم خمینی

«حزب‌الله لبنان» واکنشی به تحقیر شیعیان و اشغال لبنان

حزب‌الله لبنان هم همین‌طور…، صهیونیست‌ها که جا پای خود را در فلسطین اشغالی محکم کردند و به‌اصطلاح سرزمینشان را در زمین‌های غصب‌شده فلسطینی بنا کردند، بلافاصله شروع به دست‌درازی به لبنان کردند و تا قلب بیروت؛ پایتخت لبنان پیشروی کردند. لبنان مثل فلسطین تازه از زیر یوغ قیمومیت استعمارگران بریتانیایی و فرانسوی رها شده بود و نظام و ارتش قوی و منسجمی نداشت و شبه‌نظامیانی در آن جولان می‌دادند که دولت صهیونیستیِ اسرائیل آنها را با پول‌پاشی خریده بود، از این رو لبنان؛ از مناطق جنوبی آن گرفته تا قلب بیروت، بزرگراهی شده بود که صهیونیست‌ها سرشان را مثل گاو پایین انداخته بودند و در آن مسیر رفت‌وآمد می‌کردند و کشت‌و‌کشتار‌؛ مثل قتل‌عام «صبرا» و «شتیلا» که در سال 1982 توسط اسرائیلی‌ها و شبه‌نظامیان وابسته به آن رژیم صورت گرفت.

 

علاوه بر اینها، شیعیان لبنانی و شهروندانِ محروم جنوب لبنان نسبت به سایر مذاهب، (و در طول یکی‌دو قرن پیشین) در بدترین شرایط اقتصادی (از لحاظ اسکان و امنیت و مسائل بهداشتی) به‌سر می‌بردند، به‌نوعی، هم مورد تجاوز اسرائیلی‌ها و هم سایر گروه‌های لبنانی قرار داشتند. این فقر و محرومیت به‌قدری بود که برخی جوانان شیعی از سر ناچاری (و نبود رهبران و آموزش‌های دینیِ درست و جامع) به گروه‌های چپی و کمونیستی می‌پیوستند (به‌سان همان روایت که می‌گوید؛ فقر از یک در وارد شود، ایمان از در دیگر بیرون می‌رود).

در چنین شرایطی هسته اولیه نخستین نیروی شبه‌نظامی و مقاومت شیعی با نام «امل» توسط سیدموسی صدر با همکاری دکتر مصطفی چمران، و با اهدافی چون بهبود وضع معیشتی و فرهنگی شیعیان و پیگیری استقلال و تمامیت ارضی لبنان، در تیرماه 1353 (ژوئیه 1974) شکل گرفت. چندسال پس از ربوده‌شدن با این حالم موسی صدر و انحراف امل از اهداف تعیین‌شده اولیه، و تداوم اشغالگری و تجاوزات «اسرائیل»، این وظیفه به گردن گروه دیگری از بچه‌های شیعی جنوب لبنان افتاد و «حزب‌الله» با همان رویکردهای اولیه امل و به‌ویژه مبارزه با اشغالگری «اسرائیل» شکل گرفت.

گروه‌های مقاومت عراقی و انصارالله یمن نیز به همین ترتیب تأسیس شدند.

با تجاوز آمریکا به عراق و قتل‌عام عراقی‌ها در سال 1382 (2003م) و سپس هجوم داعشی‌های سرسپردهٔ آمریکایی ـ صهیونیستی در سال 1393 (2014)، گروه‌های مبارز و مدافع شهروندانی در عراق شکل گرفتند.

تجاوز گسترده نیروهای عربستانی و با این حالراتی به یمن نیز باعث قوت گرفتن جانفدایان مدافع یمن (انصارالله) شد که البته آمریکا و سرسپردگانش تمایل دارند نام تروریست روی آنها بگذارند.


انصارالله یمن؛ گروه مبارز علیه اشغالگران و متجاوزان سعودی ـ با این حالراتی

«حماس» از دل تجاوزات بی‌با این حالن به غزه شکل گرفت

حکایت گروه «حماس» هم همین است، ماجرای  اشغالگریِ غزه از 15 بالاسری 1402 (7 اکتبر 2023) شروع نشده بود، غزه از سال 1967 که به اِشغال رژیم صهیونی درآمد، تا «طوفان‌الاقصی» مدام تحت تجاوز و حمله صهیونیست‌ها بود و حتی از سال 1386 (2008) به‌طورکامل محاصره شد و ارتباطش با جهان خارج قطع شد و بزرگترین زندان روباز جهان نام گرفت.

نبرد «طوفان‌الاقصی» فقط بهانه‌ای بود برای دروکردن غزه و کوچاندن و آواره‌کردن شهروندان آن، وگرنه تجاوز تازه‌ای نبود برای غزه‌ای‌ها و فلسطینی‌ها…، و گروه مقاوم و مدافعِ «حماس» از دل همین تجاوزات بی‌با این حالن و بی‌پایان شکل گرفت برای دفاع از سرزمین و ناموس فلسطینیان ساکن در غزه که برای دهه‌ها یک‌جرعه آب خوش از گلوی‌شان پایین نرفته بود.


گروه مجاهد حماس سالهاست برای دفاع از غزه با اشغالگران مبارزه می‌کند

صهیب حماسی شد چون…

پس «صهیب لُباد»؛ رزمنده 16ساله غزه‌ای به گروهی پیوست که از سال‌ها پیش برای مقابله با تجاوزات اشغالگران صهیونی شکل گرفته بود، و البته این پیوستن زمانی و وقتی صورت گرفت که با چشمان خود دید اشغالگران چه بر سر خانه و خانواده‌اش آوردند.

جوهر انتقام آن‌چنان در رگ‌های صهیب به غلیان آمده بود که بدون تجهیزات پیشرفته رزمی به مقابله با تانک‌ها و قوای نظامی اشغالگران اسرائیلی می‌رفت و تصاویری که از او بازمانده گویای این رشادت‌هاست،

تصاویری حماسی و اساطیری که گروه حماس به‌تازگی در قالب ویدئویی از سری ویدئوهای «قمرهای طوفان» و با عنوان «مجاهدی که پایه‌های اشغال را لرزاند»؛ آن را منتشر کرده است.

این ویدئو صهیب را به‌همراه چند مبارز دیگر فلسطینی در کمین یک تانک اسرائیلیِ در حال پیشروی نشان می‌دهد، که میان آتش سنگین، یک موشک ضدتانکِ یاسین‌ـ‌105 را به‌سمت آن شلیک می‌کند.

احمد حمدان؛ فعال شبکه‌های اجتماعی پس از تماشای ویدئوی منتشرشده از صهیب این‌طور نوشته است: «لباد با سینه برهنه و سلاح سبک خود، مقابل یک خودروی زرهی سنگین ظاهر شده است. گویی اسامه بن زید را ـ فرمانده جوان سپاه حضرت پیامبر(ص) مقابل رومیان ـ که خداوند از او راضی باشد، می‌بینم که در روز جنگ موته ارتش مسلمانان را رهبری می‌کند؛ قدم برمی‌دارد، شمشیرش را در دست دارد و ضربه‌ای می‌زند.»

حمدان نوشته خود در مورد صهیب را با این شعر به پایان می‌رساند: «دشمنان تصویر بچه‌شیری را می‌بینند و او را تحقیر می‌کنند، حال آنکه در لباس‌های او شیر قدرتمندی نهفته است.»

شیربچه یا اسامهٔ فلسطینی‌ها مدتی پس از نبرد با اشغالگران صهیونی در گردان الزیتون ـ تیپ غزه، در 16 شهریور 1404 در 17سالگی به شهادت رسید و به جمع شهدای مقاومت و خانواده شهیدش در آسمان پیوست.



شهید صهیب لباد؛ مبارز گروه حماس در غزه

 

/+

منبع

لینک کوتاه : https://balasari.com/?p=58199
  • ارسال توسط :
  • 3 بازدید
  • دیدگاه‌ها برای تروریست واقعی کیست؛ اشغالگر یا جانفدا؟ بسته هستند
 

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0

دیدگاهها بسته است.