• امروز : شنبه, ۱۶ فروردین , ۱۴۰۴
  • برابر با : Saturday - 5 April - 2025
اخبار امروز : 0
0
0

داستان کوتاه «قربانی»

  • کد خبر : 30599
  • 27 بهمن 1394 - 23:17
داستان کوتاه «قربانی»

داستان کوتاه «قربانی»Reviewed by بلانیان on Feb 16Rating: یه روز گاو پاش میشکنه دیگه نمی تونه بلند شه ، کشاورز دامپزشک میاره . دامپزشک میگه: ” اگه تا ۳ روز گاو نتونه رو پاش وایسته گاو رو بکشید ” گوسفند اینو میشنوه و میره پیش گاو میگه: “بلند شو بلند شو” گاو هیچ حرکتی نمیکنه… […]

داستان کوتاه «قربانی»Reviewed by بلانیان on Feb 16Rating:

یه روز گاو پاش میشکنه دیگه نمی تونه بلند شه ، کشاورز دامپزشک میاره .

دامپزشک میگه:

” اگه تا ۳ روز گاو نتونه رو پاش وایسته گاو رو بکشید ”

گوسفند اینو میشنوه و میره پیش گاو میگه:

“بلند شو بلند شو”

گاو هیچ حرکتی نمیکنه…

روز دوم باز دوباره گوسفند بدو بدو میره پیش گاو میگه:

” بلند شو بلند شو رو پات بایست”

بازگاو هر کاری میکنه نمیتونه وایسته رو پاش

روز سوم دوباره گوسفند میره میگه:

“سعی کن پاشی وگرنه امروز تموم بشه و نتونی رو پات وایسی دامپزشک گفته باید کشته شی ”

گاو با هزار زور پا میشه..

صبح روزبعد کشاورز میره در طویله و میبینه گاو رو پاش وایساده از خوشحالی بر میگرده میگه:
” گاو رو پاش وایساده ! جشن میگیریم …گوسفند رو قربونی کنید… ”

نتیجه اخلاقی:
خودتونو نخود هر آشی نکنید !

About Author

لینک کوتاه : https://balasari.com/?p=30599

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰