• امروز : چهارشنبه, ۸ مهر , ۱۴۰۵
  • برابر با : Wednesday - 30 September - 2026
اخبار امروز : 23
♥0

تیم ملی در محاصره شکست/ بحران هویت، شخصیت و مسیر مبهم آینده

  • کد خبر : 58192
  • ۰۸ مهر ۱۴۰۵ - ۱۱:۵۱
تیم ملی در محاصره شکست/ بحران هویت، شخصیت و مسیر مبهم آینده

به گزارش خبرگزاری بالاسری، دو شکست متوالی مقابل ازبکستان و روسیه، پنج گل خورده و تنها یک گل زده، شاید در نگاه اول فقط بخشی از نتایج بازی‌های تدارکاتی تیم ملی باشد؛ با این حال وقتی این نتایج را کنار سال‌های اخیر، وعده جوانگرایی، نبود یک الگوی تاکتیکی مشخص و نوع واکنش تیم در مسابقات […]

به گزارش خبرگزاری بالاسری، دو شکست متوالی مقابل ازبکستان و روسیه، پنج گل خورده و تنها یک گل زده، شاید در نگاه اول فقط بخشی از نتایج بازی‌های تدارکاتی تیم ملی باشد؛ با این حال وقتی این نتایج را کنار سال‌های اخیر، وعده جوانگرایی، نبود یک الگوی تاکتیکی مشخص و نوع واکنش تیم در مسابقات مهم قرار می‌دهیم، مسئله دیگر فقط نتیجه دو بازی نیست، هرچند همین باخت‌ها، گل‌خوردن‌ها و نداشتن کلین‌شیت می‌تواند در تمام ابعاد و زوایای شخصیتی و کاریزماتیک یک تیم مؤثر باشد با این حال تیم ملی ایران با بحران بزرگ‌تری روبه‌روست؛ بحران هویت، شخصیت و مسیر پیش رو.

99 روز تا جام ملت‌های آسیا باقی مانده است و در چنین شرایطی، شاید بدترین اتفاق برای یک تیم ملی این باشد که هنوز مشخص نیست دقیقاً قرار است چه‌تیمی باشد. ایران سال‌ها یکی از قدرت‌های اصلی فوتبال آسیا بود، نه‌فقط به‌دلیل تعداد ستاره‌ها یا جایگاه بازیکنانش در فوتبال اروپا، بلکه به‌دلیل تصویری که از خودش ساخته بود.

حریف آسیایی وقتی مقابل ایران قرار می‌گرفت، می‌دانست با تیمی روبه‌روست که شکست‌دادنش هزینه دارد، این ویژگی را نمی‌توان در جدول رده‌بندی یا تعداد ستاره‌ها اندازه گرفت، این همان چیزی است که می‌توان از آن به‌عنوان «شخصیت تیم» یاد کرد، در روز جاری با این حال این شخصیت بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازسازی است،
شکست 3 بر یک برابر ازبکستان و سپس باخت 2 بر صفر مقابل روسیه، آن هم در فاصله‌ای کوتاه، به خودی خود فاجعه نیست، تیم‌های بزرگ هم شکست می‌خورند، مسئله این است که این شکست‌ها در امتداد چه‌روندی قرار گرفته‌اند و آیا از دل آنها نشانه‌ای از تغییر دیده می‌شود یا خیر.

تیم ملی فوتبال ایران , امیر قلعه‌نویی , تیم ملی فوتبال روسیه , لیگ برتر فوتبال , فوتبال ,

مسئله فقط شکست نیست
اگر تمام بحث را به نتیجه دو بازی اخیر محدود کنیم، ساده‌ترین راه را انتخاب کرده‌ایم. می‌توان اظهار کرد بازی دوستانه و هدف شناخت نقاط ضعف بوده است، بازیکنان اصلی غایب بودند، چند بازیکن در شرایط بدنی ایده‌آل نبودند و تیم هم روی اشتباهات فردی گل خورده است، همه این موارد می‌توانند بخشی از واقعیت باشند با این حال فوتبال ملی را نمی‌توان با کنار هم گذاشتن توضیحات پس از مسابقه تحلیل کرد، واقعیت این است که تیم ملی به هیچ تیمی نه نمی‌گوید و نکات مبهم دیگری از این قبیل؛
تیم ملی چه‌چیزی برای ارائه داشت؟ چه‌الگویی در بازی دیده شد؟ چه‌برنامه‌ای برای حمله وجود داشت؟ در زمان از دست دادن توپ چه‌اتفاقی افتاد؟ بعد از دریافت گل چه‌تغییری ایجاد شد؟ مهم‌تر از همه؛ آیا تیم توانست حریف را مجبور کند مطابق خواسته ایران بازی کند؟

در مسابقه با روسیه، ایران فقط دو گل نخورد؛ در بسیاری از دقایق نیز کنترل مسابقه را در اختیار نداشت. روسیه 67 درصد مالکیت توپ را در اختیار داشت، 12 بار به‌سمت دروازه ایران شوت زد و 5 شوت در چارچوب داشت، ایران با 33 درصد مالکیت، هشت شوت و سه شوت در چارچوب به کار خود پایان داد، این آمار به‌تنهایی حکم نهایی در مورد کیفیت دو تیم نیست، با این حال یک سؤال ساده ایجاد می‌کند؛ اگر قرار است تیم ملی مدعی فوتبال آسیا باشد، چرا در بخش مهمی از مسابقه مقابل روسیه این‌قدر کم توپ را در اختیار داشت و چرا نتوانست جریان بازی را به‌شکل مؤثرتری کنترل کند؟

امید گل، با این حال نه امید به تغییر
امیر قلعه‌نویی پس از مسابقه از برابر بودن امید گل دو تیم صحبت کرد، امید گل ایران و روسیه واقعاً فاصله زیادی نداشت؛ با این حال فوتبال فقط با امید گل بازی نمی‌شود، اگر قرار باشد از میان همه آمارهای یک مسابقه فقط عددی را انتخاب کنیم که فاصله دو تیم را کمتر نشان می‌دهد، ممکن است تصویر دلخواهی از مسابقه بسازیم، با این حال لزوماً تصویر واقعی آن نیست، روس‌ها بیش از دو برابر ایران پاس موفق داشتند، مالکیت آنها نیز دو برابر ایران بود و تعداد شوت و شوت در چارچوب‌شان بیشتر بود، یعنی ایران در برخی موقعیت‌ها توانسته بود موقعیت‌هایی با ارزش قابل‌توجه ایجاد کند، با این حال این با «کنترل مسابقه» تفاوت دارد.

یک تیم می‌تواند با چند موقعیت خوب، امید گل قابل‌قبولی ثبت کند و در عین حال بخش زیادی از مسابقه را تحت‌تأثیر حریف باشد، از این رو امید گل می‌تواند بخشی از تحلیل باشد؛ با این حال نمی‌تواند جای تحلیل تاکتیکی را بگیرد، عددها برای فهم فوتبال هستند، نه برای زیباتر کردن نتیجه.

تیم ملی فوتبال ایران , امیر قلعه‌نویی , تیم ملی فوتبال روسیه , لیگ برتر فوتبال , فوتبال ,

وقتی همه چیز به اشتباه فردی ختم می‌شود
بعد از بازی روسیه، یکی از توضیحات اصلی در مورد نتیجه، اشتباهات فردی بود، قلعه‌نویی اظهار کرد تیمش روی دو اشتباه گل خورده است و حتی این اشتباهات را حرکات بچه‌گانه توصیف کرد با این حال اینجا یک پرسش جدی‌تر مطرح می‌شود؛ آیا هر اشتباه فردی واقعاً فقط فردی است؟ در فوتبال، بازیکن ممکن است اشتباه کند؛ پاس اشتباه بدهد، توپ را از دست بدهد یا در دوئل شکست بخورد، این بخشی از فوتبال است با این حال مربی وظیفه دارد شرایطی بسازد که احتمال چنین اشتباهاتی کاهش پیدا کند؛

وقتی بازیکن صاحب توپ است، چند گزینه برای پاس دارد؟ وقتی توپ از دست می‌رود، چه‌کسی پوشش می‌دهد؟ فاصله خطوط چقدر است؟ تیم چگونه در انتقال دفاعی واکنش نشان می‌دهد؟ آیا بازیکن مجبور است در شرایط دشوار تصمیم بگیرد یا ساختار تیم به او کمک می‌کند؟ از این رو اگر دو گل حاصل دو اشتباه بودند، تحلیل واقعی از همین‌جا آغاز می‌شود؛ نه اینکه همین جمله پایان تحلیل باشد، بازی دوستانه دقیقاً برای همین است که اشتباهات در آن شناسایی و اصلاح شوند با این حال نمی‌شود تمام اشتباهات و مشکلات را با توجیهات در کنفرانس خبری پوشاند،

ضمن اینکه اگر قرار باشد پس از هر بازی فقط بگوییم «نقاط ضعف را شناختیم»، بدون اینکه در مسابقه بعدی نشانه‌ای از اصلاح آنها ببینیم، این پرسش مطرح می‌شود؛ پس فایده این شناخت چه بوده است؟

تیم ملی فوتبال ایران , امیر قلعه‌نویی , تیم ملی فوتبال روسیه , لیگ برتر فوتبال , فوتبال ,

تیم ملی هنوز امضای خودش را پیدا نکرده است
شاید بزرگ‌ترین مشکل تیم ملی در شرایط فعلی این باشد که هنوز نمی‌توان با اطمینان اظهار کرد ایران دقیقاً چه‌نوع فوتبالی بازی می‌کند، این سؤال بعد از چند سال فعالیت یک کادر فنی، سؤال کوچکی نیست؛ وقتی ایران توپ دارد چه می‌کند؟ آیا برنامه مشخصی برای پیشروی دارد؟ وقتی حریف پرس می‌کند چگونه از فشار خارج می‌شود؟ وقتی حریف عقب می‌نشیند، چگونه دفاع فشرده را باز می‌کند؟ وقتی گل می‌خورد، چه‌تغییر تاکتیکی در دستور کار قرار می‌گیرد؟ وقتی جلو می‌افتد، چگونه بازی را مدیریت می‌کند؟ اینها همان جزئیاتی هستند که به یک تیم هویت می‌دهند.

ممکن است تیمی مالکیت را به حریف بدهد و روی انتقال سریع بازی کند، ممکن است تیمی پرس از جلو را انتخاب کند، ممکن است تیمی بازی مستقیم را ترجیح دهد، هیچ‌کدام به خودی خود مشکل نیست، مشکل زمانی است که بعد از سال‌ها، هنوز الگوی مشخصی که بتوان آن را «امضای تاکتیکی» تیم ملی نامید، به‌وضوح دیده نمی‌شود، در چنین شرایطی، تیم ناچار می‌شود بیش از اندازه به بازیکنانش وابسته باشد، در روزی که ستاره‌ها خوب باشند، تیم می‌تواند نتیجه بگیرد با این حال در روزی که کیفیت فردی پایین بیاید، ساختار تیمی چیزی برای جبران کمبودها ندارد، این همان نقطه‌ای است که تیم ملی باید از آن عبور کند.

ذهنیت نباختن
شاید بخشی از مشکل در روز جاری تیم ملی به ذهنیت آن برگردد، نه ذهنیت بازیکنان به‌عنوان افراد؛ بلکه ذهنیت حاکم بر شیوه بازی تیم. در سال‌های اخیر بارها دیده‌ایم که ایران در مسابقات مهم بیش از آنکه برای تحمیل بازی به حریف برنامه داشته باشد، برای کنترل خطر و نباختن وارد مسابقه شده است، این رویکرد ممکن است در مقطعی جواب بدهد با این حال اگر «نباختن» به هدف اصلی تبدیل شود، تیم به‌تدریج ویژگی مهم دیگری را از دست می‌دهد؛ میل به بردن، این دو، یکی نیستند، تیمی که برای بردن بازی می‌کند، باید بتواند وقتی شرایط برابر نیست، بازی را تغییر دهد و ریسک معقول حداقل انجام دهد.

قابلیت  شکستن عقب‌نشینی حریف را داشته باشد و یا حتی باید بتواند بعد از دریافت گل نقشه جدید را داشته باشد و این باور که نتیجه را می‌توان با عملکرد خود تغییر داد نه با اگر و با این حال و دل‌سپردن به اتفاقات بازی، اگر تمام ساختار یک تیم برای جلوگیری از شکست طراحی شود، طبیعی است که در لحظه‌ای که نیاز به بردن دارد، ابزار کافی در اختیار نداشته باشد.

تیم ملی فوتبال ایران , امیر قلعه‌نویی , تیم ملی فوتبال روسیه , لیگ برتر فوتبال , فوتبال ,

جام جهانی؛ سه بازی بدون برد
عملکرد تیم ملی در جام جهانی 2026 در همین چارچوب قابل بررسی است. ایران در سه بازی مرحله گروهی مقابل نیوزیلند، بلژیک و مصر به‌ترتیب 2‌ـ‌2، صفر‌ـ‌صفر و یک‌ـ‌یک مساوی کرد، یعنی شکست نخورد، با این حال پیروزی هم به دست نیاورد، تساوی با تیم‌های قدرتمند یا حتی کسب یک امتیاز در یک مسابقه دشوار، به خودی خود نتیجه بدی نیست با این حال وقتی سه مسابقه کنار هم قرار می‌گیرند، این سؤال به وجود می‌آید؛ آیا تیم ملی ابزار کافی برای تبدیل یک بازی نزدیک به یک برد را در اختیار دارد یا خیر؟!!

این همان نقطه‌ای است که بحث «شخصیت تیم» اهمیت پیدا می‌کند، شخصیت یعنی توانایی تغییر بازی، توانایی القای ایده‌های تیمی به حریفان، اقناع حریفان برای اولویت نباختن مقابل تیم، همه اینها شاید رد ابتدا با نیاختن‌های زیاد و نخوردن گل و داشتن آمارهای مناسب می‌توان ساخت. تیمی که در مسابقات متوالی نمی‌تواند بازی را به‌سمت پیروزی ببرد، دیر یا زود با این پرسش مواجه خواهد شد؛ آیا اساساً برای بردن ساخته شده یا صرفاً برای رقابت نکردنِ بد ساخته شده است؟

تغییر نسل؛ وعده‌ای که هنوز خروجی‌اش مشخص نیست
بعد از جام ملت‌های قبلی، صحبت از تغییر نسل با یک «شیب ملایم» مطرح شد، این تصمیم در اصل قابل‌فهم بود. تیم ملی نمی‌تواند یک‌شبه تمام بازیکنان باتجربه را کنار بگذارد و انتظار داشته باشد نسل جدید بدون هزینه جایگزین شود با این حال شیب ملایم، هرچقدر هم ملایم باشد، باید بالاخره به یک تغییر واقعی منجر شود، در روز جاری سؤال این است؛
پس از چند سال، ستون‌های نسل پیش رو تیم ملی چه‌کسانی هستند؟ کدام بازیکنان جوان قرار است بعد از جام ملت‌ها مسئولیت اصلی را به‌عهده بگیرند؟ چه‌کسانی تهم‌اکنون در مسابقات مهم تجربه کافی به دست آورده‌اند؟ آیا فرآیند انتقال نسل واقعاً در حال انجام است یا صرفاً چند بازیکن جوان هر از گاهی به اردو دعوت می‌شوند؟

جوانگرایی و تغییر نسل با تغییر سن فهرست اتفاق نمی‌افتد، جوانگرایی یعنی اعتماد، فرصت، مسئولیت و تجربه. بازیکن جوان باید در شرایط واقعی بازی کند، اشتباه کند، دوباره بازی کند و به‌تدریج تبدیل به بازیکن اصلی شود، اگر چنین فرآیندی شکل نگیرد، تیم ملی ممکن است در پایان نسل فعلی ناگهان با خلأ بزرگی روبه‌رو شود، وقتی بازیکن حذف می‌شود، سؤال در مورد ساختار باقی می‌ماند.

قلعه‌نویی بعد از بازی روسیه عنوان کرد از برخی بازیکنانی که نتوانسته‌اند اهداف موردنظر کادر فنی را اجرا کنند، در اردوهای پیش رو استفاده نخواهد کرد. تصمیم در مورد انتخاب بازیکنان حق طبیعی کادر فنی است با این حال یک سؤال مهم همچنان باقی است؛ اهداف موردنظر دقیقاً چه بوده‌اند؟ این سؤال زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که هنوز الگوی تاکتیکی تیم برای مخاطب روشن نیست.

اگر بازیکنی نتوانسته است وظیفه‌ای را انجام دهد، باید معلوم باشد آن وظیفه در چه‌ساختاری تعریف شده است، اگر بازیکنی قرار است کنار گذاشته شود، باید مشخص باشد بازیکن بعدی با چه‌ویژگی‌هایی قرار است همان وظیفه را بهتر انجام دهد، در غیر این صورت، تغییر نفرات لزوماً به تغییر تیم منجر نمی‌شود، ممکن است یازده بازیکن تغییر کنند، با این حال همان مشکل باقی بماند.

تیم ملی فوتبال ایران , امیر قلعه‌نویی , تیم ملی فوتبال روسیه , لیگ برتر فوتبال , فوتبال ,

انتخاب حریفان؛ برای چه‌چیزی بازی می‌کنیم؟
مسئله دیگری که نمی‌توان از کنار آن گذشت، انتخاب حریفان تدارکاتی است، بازی دوستانه باید هدف داشته باشد، اگر تیم ملی قرار است مقابل دفاع فشرده بازی کند باید حریف مناسب برای این مسئله انتخاب شود، اگر قرار است خروج از پرس آزمایش شود باید حریفی انتخاب شود که بتواند چنین فشاری ایجاد کند، اگر هدف جوانگرایی است باید مسابقه‌ای وجود داشته باشد که بازیکنان جوان در آن فرصت واقعی بازی داشته باشند، از این رو سؤال در مورد روسیه این نیست که چرا روسیه انتخاب شد،

سؤال مهم‌تر این است؛ ازبکستان و روسیه را برای آزمایش چه‌چیزی انتخاب کردیم؟ آیا انتخاب این مسابقات بخشی از یک برنامه مشخص برای آماده‌سازی جام ملت‌ها بوده است یا صرفاً مجموعه‌ای از بازی‌های موجود در تقویم فیفادی؟ تفاوت این دو بسیار زیاد است.

تیم ملی نباید فقط «بازی دوستانه» داشته باشد؛ باید بازی دوستانه هدفمند داشته باشد.

غیبت بازیکنان؛ توضیح بخشی از مسئله
در نشست خبری پس از بازی روسیه، به غیبت محمد محبی و سبا این حالن قدوس اشاره شد. طبیعی است که نبود بازیکنان مهم روی کیفیت تیم تأثیر بگذارد با این حال تیم ملی برای همین روزها بازی تدارکاتی انجام می‌دهد، اگر نبود یک یا دو بازیکن بتواند ساختار تیم را به‌شکل جدی تغییر دهد، این موضوع نیز باید به‌عنوان یک ضعف شناسایی شود، تیم ملی برای جام ملت‌ها باید بیش از یک نسخه داشته باشد، باید بداند اگر بازیکن اصلی نیست، چه‌کسی جای او را می‌گیرد، باید بداند اگر برنامه اول جواب نداد، برنامه دوم چیست، باید بداند اگر گل خورد، چگونه واکنش نشان می‌دهد و باید بداند اگر بازی به گل نیاز داشت، چه‌تغییراتی باید انجام دهد، این یعنی داشتن استراتژی.

فرصت آخر برای تصمیم‌گیری
هم‌اکنون فقط 99 روز تا جام ملت‌های آسیا 2027 باقی مانده است، در 99 روز نمی‌توان یک نسل کامل ساخت، نمی‌توان تمام عادت‌های تاکتیکی یک تیم را از نو طراحی کرد با این حال می‌توان مسیر را تغییر داد، می‌توان تصمیم گرفت که تیم ملی قرار نیست فقط برای نباختن وارد زمین شود، می‌توان الگوی تاکتیکی مشخصی تعریف کرد، می‌توان بازیکنان را بر اساس آن الگو انتخاب کرد، می‌توان جوانان را واقعاً وارد چرخه اصلی کرد، می‌توان از مسابقه بعدی به‌عنوان اولین آزمون این تغییر استفاده کرد، تغییر اساسی لزوماً به‌معنای انقلاب در ترکیب نیست، گاهی تغییر اساسی یعنی تغییر نگاه،

یعنی اینکه مربی قبل از مسابقه بداند چه‌چیزی را می‌خواهد آزمایش کند و بعد از مسابقه بتواند دقیقاً بگوید چه‌چیزی جواب نداده است، یعنی اگر بازیکنی حذف می‌شود، دلیل فنی آن روشن باشد، یعنی اگر بازیکنی جوان وارد تیم می‌شود، قرار نباشد فقط چند دقیقه برای ثبت یک آمار ملی بازی کند، یعنی اگر تیم شکست خورد به‌جای پیدا کردن یک عدد برای کوچک کردن فاصله، واقعاً سراغ ریشه مشکل برود، تیم ملی به توضیح کمتر و تغییر بیشتر نیاز دارد،
امیر قلعه‌نویی بعد از شکست روسیه اظهار کرد این بازی برای تیم ملی مفید بوده و نقاط ضعف تیم را مشخص کرده است، حالا باید منتظر ماند و دید این ضعف‌های شناسایی‌شده در بازی‌های بعدی چگونه اصلاح خواهند شد، ارزش یک بازی دوستانه به این نیست که بعد از آن بتوان در مورد مفید بودن آن صحبت کرد،

ارزش بازی دوستانه زمانی مشخص می‌شود که اثر آن را در مسابقه بعدی ببینیم، اگر تیم همان فوتبال را بازی کند، همان اشتباهات را تکرار کند، همان بازیکنان بدون تغییر نقش در زمین باشند و همان رویکرد ادامه پیدا کند، آن وقت شاید مشکل تیم ملی نه نداشتن شناخت از ضعف‌ها، بلکه نداشتن برنامه‌ای برای برطرف کردن آنها باشد.

99 روز تا جام ملت‌ها باقی مانده است، در این 99 روز، تیم ملی بیش از یک پیروزی برای آرام کردن فضای موجود نیاز دارد، به هویت نیاز دارد، به الگوی تاکتیکی نیاز دارد، به نسل‌سازی نیاز دارد، به استراتژی نیاز دارد و بیش از همه، به بازگشت ذهنیت بردن نیاز دارد، ایران نباید فقط تیمی باشد که مقابل حریفان شکست نمی‌خورد، باید تیمی باشد که حریف بداند اگر بخواهد مقابلش برنده شود، باید برای آن هزینه بدهد در غیر این صورت، شکست مقابل ازبکستان و روسیه مسئله اصلی نخواهد بود، مسئله اصلی این خواهد بود که تیم ملی ایران آرام‌آرام در حال از دست دادن چیزی است که سال‌ها برای ساختنش زمان صرف شده بود؛ شخصیت،

99 روز مانده به جام ملت‌های آسیا، بازسازی این شخصیت باید از زمین شروع شود؛ نه از نشست خبری.

نویسنده: امیر کریمی

/+

منبع

لینک کوتاه : https://balasari.com/?p=58192
  • ارسال توسط :
  • 3 بازدید
  • دیدگاه‌ها برای تیم ملی در محاصره شکست/ بحران هویت، شخصیت و مسیر مبهم آینده بسته هستند
 

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0

دیدگاهها بسته است.