به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری بالاسری، با گذشت حدود یک هفته از پیشروی سریع نیروهای صنعا در ساحل غربی یمن و رسیدن آنها به مناطق مشرف بر باب المندب، عربستان سعودی مجموعهای از مسیرهای نظامی، سیاسی و دیپلماتیک را برای مدیریت شرایط جدید فعال کرده است. پیشروی انصارالله در این ناحیه در روزهای اخیر با سرعت قابل توجهی صورت گرفت و معادلات جنگ یمن را وارد مرحله تازهای کرده. همزمان فشار بر ریاض برای یافتن راهی جهت متوقف کردن روند تحولات را افزایش داده است.
در روزهای نخست، تلاش عربستان بر ادامه فشار نظامی و استفاده از توان هوایی متمرکز بود. تا جایی که متوسط حملات هوایی عربستان به یمن در این ایام از 60 حمله هوایی نیز بالاتر رفت. با این حال، تحولات میدانی نشان داد که حملات هوایی نتوانسته است وضعیت جدید ساحل غربی را تغییر دهد. در همین مدت، پاسخ های انصارالله به حملات سعودی نیز دامنه درگیری را از خاک یمن فراتر برد و تاسیسات و زیرساخت های انرژی عربستان را در معرض حملات قرار داد. در چنین شرایطی، ریاض به تدریج مسیرهای دیگری را در کنار گزینه نظامی دنبال کرد؛ از تلاش برای جلب حمایت آمریکا و سرزمینهای ناحیه گرفته تا استفاده از کانال های سیاسی و میانجی گری.
یکی از نخستین مسیرهایی که عربستان دنبال کرد، جلب حمایت بیشتر آمریکا بود. با این حال، شرایط ناحیه ای و تمرکز واشنگتن بر رویارویی گسترده تر با ایران، به ویژه بحران تنگه هرمز، عملا ظرفیت آمریکا برای ورود مستقیم و گسترده به جبهه یمن را محدود کرده است. «الاخبار» به نقل از منابع خود نوشته است که پس از تحولات ساحل غربی، فرماندهی مرکزی آمریکا ارزیابی خود از وضعیت نیروهای متحد عربستان در یمن را در اختیار ریاض قرار داده و همزمان تاکید کرده است که آمریکا نیروهای خود را برای جنگیدن به جای طرف های درگیر اعزام نخواهد کرد.

در کنار واشنگتن، ریاض تلاش کرد از ظرفیت سرزمینهای دیگری نیز استفاده کند. پاکستان در هفته پیشین به صراحت عنوان کرد که در چارچوب توافق دفاعی جدید خود با عربستان و ترکیه، در آن مقطع هیچ بحثی در مورد واکنش نظامی به حملات انصارالله در جریان نبوده است. سخنگوی وزارت خارجه پاکستان در 10 سپتامبر عنوان کرد که اسلام آباد در حال حاضر اقدام نظامی مشخصی را در دستور کار ندارد، هرچند بر تعهد خود به توافق دفاعی تاکید کرد. این موضع عملا نشان داد که توافق مکه، دست کم در این مرحله، به ورود فوری پاکستان به جنگ یمن منجر نشده است.
ترکیه نیز در شمار سرزمینهایی قرار گرفت که تلاشهای دیپلماتیک برای جلوگیری از گسترش درگیری را دنبال کردند، با این حال نشانهای از ورود نظامی مستقیم آنکارا به جنگ مشاهده نشد. به این ترتیب، تلاش ریاض برای ایجاد یک ائتلاف نظامی گسترده تر در برابر انصارالله، دست کم در مقطع کنونی، به نتیجه مورد انتظار نرسیده است.
همزمان، عربستان تلاش کرد از ابزار تبلیغاتی نیز برای تغییر فضای سیاسی و افکار عمومی استفاده کند. ادعاهایی در مورد حملات انصارالله به مکه در رسانههای نزدیک به ریاض مطرح شد، با این حال این ادعاها نیز نتوانست روند تحولات میدانی را تغییر دهد. در همین حال، منابع نزدیک به انصارالله این ادعاها را بخشی از تلاش ریاض برای فشار سیاسی و تبلیغاتی بر صنعا توصیف کردند.
سفر بن سلمان به مصر
در میانه این تحولات، سفر محمد بن سلمان به مصر نیز در چارچوب تلاشهای ریاض برای یافتن راهی جهت مدیریت پرونده یمن اهمیت پیدا کرد. بر اساس گزارش «الاخبار»، مقبا این حالت مصری در جریان این سفر، به جای پیشنهاد ورود نظامی به جنگ، بر ضرورت باز کردن مسیر اظهار کردوگو با انصارالله تاکید کردند.

بر اساس این گزارش، مقبا این حالت مصری معتقد بودند حتی در صورت ورود مستقیم آمریکا به درگیری عربستان و یمن، شرایط ناحیه اجازه نمی دهد چنین اقدامی لزوما به یک نتیجه پایدار به سود ریاض منجر شود. از همین رو، توصیه اصلی قاهره به بن سلمان، کاهش سطح درگیری و حرکت به سمت اظهار کرد وگوی مستقیم با صنعا بوده است.
حرکت ریاض به سمت آتش بس
مجموع این تحولات در نهایت عربستان را به سمت فعال کردن مسیر مذاکره سوق داده است. «الاخبار» در 26 شهریور گزارش داد که ریاض از طریق میانجی عمان پیشنهادی برای برقراری یک آتش بس دو هفتهای به انصارالله ارائه کرده است. بر اساس این گزارش، عربستان پیشنهاد کرده در این مدت مذاکرات مستقیم با صنعا انجام شود تا در مورد ارسال کمکهای بشردوستانه به یمن اظهار کرد وگو و زمینه برای رسیدن به یک توافق جامع فراهم شود.
گزارش دیگری از همین روزنامه در 27 شهریور نیز تایید میکند که رایزنیهای عربستان در روزهای پیشین، آمریکا، مصر، پاکستان و عمان را در بر گرفته و در نهایت پیشنهاد آتشبس دو هفتهای و اظهار کرد وگوی مستقیم از طریق عمان مطرح شده است. در این چارچوب، ریاض آمادگی خود را برای رفع محاصره و ورود کمکهای انسانی به مناطق تحت کنترل انصارالله عنوان کرده است.
با این حال مسئله اصلی برای صنعا، صرفا توقف موقت درگیری نیست. بر اساس اطلاعات انتشار یافته در «الاخبار»، انصارالله خواهان راه حلی فراگیر برای پایان جنگ و محاصره است. رفع محاصره هوایی، زمینی و دریایی، خروج نظامی، امنیتی و سیاسی عربستان از صحنه یمن و مشارکت عربستان در تامین مالی سازوکاری برای جبران خسارتهای ناشی از جنگ، از جمله مطالبی است که این رسانه به عنوان خواسته های انصارالله مطرح کرده است.
در همین چارچوب، صنعا نیز با نقش عربستان در مدیریت اظهار کرد وگوهای داخلی یمن مخالفت کرده است. موضع اعلام گردیده از سوی انصارالله این است که اظهار کرد وگوی یمنی ـ یمنی موضوعی داخلی است و عربستان نباید نقش مدیریت یا سرپرستی آن را بر عهده بگیرد.
ورود چین به عرصه میانجیگری
همزمان با فعال شدن کانال عمان، پای چین نیز به این پرونده باز شده است. رویترز در 26 شهریور گزارش داد که عربستان از پکن خواسته است برای کنترل شرایط جدید در دریای سرخ و باب المندب وارد عمل شود و چین نیز به صورت خصوصی از تهران خواسته است برای مهار تنش در یمن از نفوذ خود بر انصارالله استفاده کند.

بر اساس گزارش رویترز، این درخواست چین با تهدید یا فشار اقتصادی علیه ایران همراه نبوده است. منابع ایرانی به این خبرگزاری اظهار کردهاند که پاسخ تهران بر این نکته متمرکز بوده که ثبات ناحیهای در درجه نخست به پایان جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران وابسته است. وزارت خارجه چین نیز در موضعی رسمی بر ضرورت جلوگیری از گسترش درگیری، اظهار کرد وگو و حفظ امنیت کشتیرانی تاکید کرده است.
روند یک هفته پیشین نشان میدهد که عربستان از ادامه فشار نظامی، تلاش برای جلب حمایت آمریکا و سرزمینهای ناحیه، و استفاده از ابزارهای تبلیغاتی، به تدریج به سمت مسیر مذاکره حرکت کرده است. در مقابل، انصارالله پس از تثبیت موقعیت خود در ساحل غربی و مناطق مشرف بر بابالمندب، بر این موضع تاکید دارد که توقف موقت جنگ بدون رفع محاصره و پایان مداخله عربستان، نمی تواند راه حلی برای بحران یمن باشد. این تاکید بر مطالبات اصلی را میتوان درس بزرگ انصارالله از بیش از دو سال مذاکره بیثمر با سعودیها ارزیابی کرد.
هماکنون پرونده یمن در نقطه ای قرار گرفته که تحولات میدان، مسیر دیپلماسی را نیز تعیین میکند؛ از یک سو ریاض تلاش میکند با آتشبس و مذاکره از گسترش بیشتر درگیری جلوگیری کند و از سوی دیگر صنعا تلاش دارد دستاوردهای میدانی خود را به یک چارچوب سیاسی جدید تبدیل کند. ورود عمان و چین به این روند نیز نشان میدهد که مسئله باب المندب و ساحل غربی یمن در کنار جنگ ایران و مسئله تنگه هرمز به تدریج به یکی از مهمترین پروندههای امنیتی ناحیه تبدیل شده است و همگرایی بازیگران مقاومت در این دو پرونده میتواند به ایجاد ارزش اضافه کرده قابل توجه برای مقاومت بینجامد.
نویسنده: احمد حاجی صادقیان، کارشناس مسائل یمن
/
