«ایمان محمدی» دراظهار کردوگو با خبرنگار بینالملل خبرگزاری بالاسری با اشاره به تسلط انصارالله یمن بر تنگه باب المندب در مورد تاثیرات این رخداد بر تقابل محور مقاومت با آمریکا و رژیم صهیونیستی اظهار کرد: تحولات اخیر که از جنگ رمضان شروع شد، تهران به سمت این رفت که با بستن تنگه هرمز فشاری که آمریکا در نظر داشت به ایران بیاورد به حاشیه براند. در این فضا آمریکا تحت تاثیر قرار گرفت، به گونهای که مجبور شد از ذخایر استراتژیک نفتی خود استفاده کند. هماکنون حجم این ذخایر به پیش از قرن جاری میلادی کاهش پیدا کرده و این یک ضربه مهلک به آمریکاست. این تحول دو اثر داشت اول؛ کمبود نفت در بازار جهانی و دوم؛ افزایش ریسک انتقال نفت از خلیج فارس است.
این کارشناس مسائل یمن با بیان اینکه حملات انصارالله باهدف شکستن محاصرهای بود که ریاض علیه یمن اعمال کردهاست، اظهار داشت: قرار بود این تحریمها با امضای توافقنامه آتش بس در سال 2022 پایان یابد با این حال با گذشت 4 سال از امضای این توافقنامه هنوز تحریمها به قوت خود باقی است لذا ارتش و انصارالله مجبور شدند به منظور پایان دادن به این تحریمها راهبرد محاصره در مقابل محاصره به دنبالش گیرد. نیروهای مسلح یمن با بستن بندرهای غربی عربستان باعث شد حدود 4 میلیون بشکه نفت که از«ینبع» صادر میشد، به یک میلیون بشکه کاهش پیدا کند. این موضوع به کمبود نفت در بازار جهانی دامن زد.
انصارالله بازیگر قوی ضدصهیونیستی
محمدی با اشاره به پیشروی نظامی نیروهای مسلح یمن و مسلط شدن آنها بر سراسر ساحل غربی یمن و تنگه باب المندب اظهار کرد: هرچند این جنبش ورود مستقیم به بازار نفت نداشت و تنگه باب المندب را نبست با این حال ریسک انتقال نفت از مسیر دریای سرخ را افزایش داد.
این تحلیلگر در مورد تاثیر عملیات اخیر انصارالله یمن بر رژیم صهیونیستی اظهار کرد: این جنبش از بهار 1372 به عنوان یک بازیگر ضدرژیم اسرائیل عمل کرده و هماکنون به یکی از بازیگران قوی ضد صهیونیستی تبدیل شدهاست. درحقیقت، هر چقدر انصارالله قویتر شود، چالشی که برای رژیم اسرائیل ایجاد شده تقویت میشود. در اینجا باید اظهار کرد که رخدادهای اخیر، قدرت چانه زنی انصارالله در تحولات یمن را بالا برد و این به معنای قدرتمندتر شدن جنبش انصارالله است. به طور کلی، تحولات هفته اخیر یمن باعث شد، محور مقاومت درمقابل محور غربی، عبری و عربی تقویت و کارتهای بازیش بیشتر بشود.
یکپارچه سازی جغرافیایی
محمدی در پاسخ به این سوال که «این تحولات به چه سمت و سویی خواهد رفت؟» اظهار کرد: اگر منظور از سمت سوی تحولات، یمن است. احتمالا انصارالله به سمت یکپارچه سازی جغرافیای یمن شمالی پیش خواهد رفت. شما میدانید، یمن دو جغرافیای تاریخی دارد، قبل سال 1990 یمن دو بخش بود یمن شمالی و یمن جنوبی. هماکنون چند تکه کوچک در یمن شمالی از کنترل انصارالله خارج است. شهر تغز، یک بخشهایی از ناحیه الجوف، مارب و یک بخشهایی از استان الحجه باقی ماندهاست. انصارالله بخش بزرگی از استان تغز را هفته پیشین آزاد کرد. اگر این جنبش بتواند جغرافیای تاریخی یمن شمالی را یکپارچه سازی کند، در این صورت به عنوان تنها بازیگر بخش شمالی در پرونده سیاسی یمن مطرح میشود.
وی اضافه کرد: در این حالت فقط بازیگران جنوبی یمن باقی میمانند. در چند ماه پیشین اختلافی که بین با این حالرات و عربستان رخ داد و ریاض، با این حالرات را از یمن اخراج و شورای انتقالی جنوب به عنوان بزرگترین بازیگر در جنوب منحل عنوان کرد. انحلال سیاسی یک حزب به معنای این نیست که جامع طرفدارانش از بین می روند الان بخش زیادی از طرفداران شورای انتقالی جنوب تمایل به همکاری با عربستان ندارند و این یک ظرفیت دیگری است که انصارالله به سمت استفاده از در پرونده بحران یمن حرکت کند.
حرکت به سمت توافق با قبائل جنوب
این کارشناس در پاسخ به پرسش دیگری مبنی بر اینکه آیا منظور، جذب این افراد توسط انصارالله است؟ اظهار کرد: فضای یمن یک فضای قبیلهای است. به این معنا انصارالله یا هر بازیگر دیگری که بخواهد با ناحیهای وارد تعامل شود، باید با شیوخ قبائل آنجا مذاکره کند.هنگامی توافقات قبیلهای صورت گرفت، اتحادها شکل خواهد گرفت.
وی پیگیری کرد: احتمالا انصارالله به سمت توافق با شیوخ قبایل جنوب حرکت میکند تا بتواند انشاء الله جنوب را بدون تنش با خودش همراه کند البته در شمال همین اتفاق افتاد. پیشرویهای اخیر جنبش انصارالله نشان داد، مناطق زیادی بدون تنش و درگیری آزاد شد. به محض اینکه نظامیان و مزدوران وابسته به عربستان عقب نشینی کردند، قبائل هیچ عکسالعملی از خود نشان ندادند و این نمایانگر تمایل قبائل به همکاری با صنعاست.
عدم یکپارچگی مزدوران سعودی
وی با بیان اینکه نیروهای تحت کنترل عربستان یکپارچه نیستند، اضافه کرد: اینان برخلاف نیروهای تحت کنترل انصارالله که یکپارچه هستند و یک ارتش رسمی تشکیل می دهند، این چنین نیستند. در این نیروها سلفیها، العمالقه، نیروهای سلفی تحت عنوان الدرع الاولی، نیروهای الدرع الوطنی، نیروهای قبایلی وابسته به ریاض، …حضور دارند. به طورکلی شاهد چند پارگی در نیروهای تحت کنترل عربستان هستیم. این نیروها بربخشهایی از مناطق یمن سیطره دارند. آنها ممکن است به حمایت یکدیگر نیرو به دیگر مناطق اعزام کنند با این حال نیروهای اعزامی هیچ تعلق خاطر به آن ناحیه ندارند و آنجا را متعلق به خودشان نمیدانند. این عدم اتحاد و چند گانگی در نیروهای وابسته به عربستان، شکست آنان را راحت تر میکند و این درحالی است که انصارالله هم اینک از لحاظ اقتصادی، امنیتی و سیاسی در شرایط بهتری قرار دارد و طرف مقابل هیچ چشم انداز روشنی ندارد که جانش را به خطر بیندازد و بخواهد از چیزی که نمیداند چیست و آیند ای ندارد دفاع کند. لذا شاهد فروپاشی نیروهای طرف مقابل هستیم.
این کارشناس در مورد توافقنامه نظامی عربستان با ترکیه و پاکستان «پیمان مکه» و احتمال یارگیری ریاض در جنگ یمن اظهار کرد: از لحاظ تاریخی هرگاه عربستان احساس ضعف کند به سمت پیمانها وائتلافها حرکت میکند با این حال مسئله این است که در زمان کنونی این ائتلافها و پیمانها نمیتوانند ریاض را از مهلکه نجات دهند. در سال 2015 ما شاهد ائتلاف قویتری از سوی عربستان بودیم، در این ائتلاف « طوفان صحرا» سرزمینهای بیشتری حضور داشتند، شرایط ناحیه در آن زمان بیشتر به نفع عربستان بود، انصارالله مثل آلان اینقدر قوی نبود و بازیگر شناخته شدهای نبود. در آن زمان ائتلاف مزبور نتوانست به ریاض کمک کند.
وی اضافه کرد: هماکنون قدرت ناحیهای عربستان و غرب ضعیفتر شده و آمریکا به عنوان حامی اصلی ریاض با چالشهای متعدد روبروست. ترکیه و پاکستان که پیمان مکه را امضاء کردند در جریان درگیریهای یمن عنوان کردند این پیمان دفاعی است و ما ورود رسمی نخواهیم کرد. به طور کلی، انصارالله بازیگر قویتری شده و توان وارد کردن ضربات دردناکی به عربستان دارد لذا به نظرنمیرسد پیمان مکه آنقدری که سر وصدا کرده بتواند واقعیت میدانی را تغییر دهد.
بی فایده بودن حملات علیه یمن
این تحلیلگردر پاسخ به پرسش دیگری مبنی بر اینکه « آمریکا و رژیم صهیونیستی تمایل ندارد که انصارالله در دریای سرخ و تنگه باب المندب قدرتش افزایش پیداکند آیا ممکن است آنها علیه انصارالله دست به اقدام نظامی بزنند؟» اظهار کرد: اگر این اقدام نظامی به معنای حملات ایذایی باشد و برخی اهداف در یمن زیر ضرب برود، همانطوری که آمریکا و رژیم اسرائیل درپیشین برخی اهداف را در یمن بمباران کردند، این چنین اقدبا این حالتی بیفایده است.
وی تاکید کرد: اگر این گونه اقدبا این حالت نظامی آوردهای داشت در دوسال قبل نتیجه میداد با این حال چیزی که ممکن موثر باشد پشتیبانی 100 درصد هوایی است. یعنی جنگندههای آمریکایی، صهیونیستی و سعودی از عملیاتهای زمینی مزدوران ریاض 100 در صدی پشتیبانی بکنند. این امر یک توان خیلی بالایی میخواهد که آمریکا به دلیل تنش با ایران دارای چنین توانمندی نیست، رژیم صهیونیستی هم بهخاطر بعد جغرافیایی فاقد این توانایی است و چنانچه عربستان بخواهد پشتیبانی هوایی از مزدوران کند باید ضربات دردناک انصارالله را جان بخرد. درمجموع، احتمال پشتیبانی هوایی از مزدوران سعودی وجود دارد با این حال هزینه آن زیاد است که بعید به نظر میرسد طرف مقابل حاضر باشد چنین هزینهای را بپردازد.
سنگین شدن وزنه مقاومت
وی با اشاره به تسلط انصارالله بر تنگه باب المندب در مورد تاثیرات ناحیهای آن اظهار کرد: این تسلط باعث شده وزنه محور مقاومت سنگین تر شود. شما میدانید قبلا در رسانههای غربی و غیر غربی اعلام میکردند، مقاومت دیگر از بین رفته و ضعیف شدهاست با این حال تسلط یمنیها بر تنگه باب المندب نشان داد مقاومت همچنان پا برجا و قوی است و هر روز ظرفیت وارد کردن ضربات دردناک به طرف مقابل را دارد .
نکته دوم تثبت قدرت بر تنگه باب المندب است. شما میدانید محور مقاومت از 8 تنگه آبی مهم جهان 2 تنگه را در اختیار دارد و قدرت خودش را بر این دو تنگه تثبت کرده است. این موضوع در تعاملات پیش رو با قدرتهای جهانی و ناحیهای برای مقاومت آورده دارد.
نکته سوم در مورد تحولات ناحیه است ما در جنگ ایران و آمریکا بحث تنگه هرمز را داریم که فضا برای پیشروی یمن درتنگه باب المندب و تثبیت انصارالله بر سواحل غربی این سرزمین کارت ایران را برای مذاکرات با آمریکا قوی تر میکند. از این طرف ( یمن) به همین شکل است. ایران به تازگی در مذاکرات عنوان کرده برداشته شدن محاصره یمن یکی از شروط تهران است. این تحولات نمایانگر قدرت محور مقاومت است. به هرحال، چنانچه در شرایط کنونی جنگهای ناحیه به پایان برسد ما به صورت قدرتمندتر از تنشها خارج شدیم و احتمالا پیش رو روشن تری خواهد بود.
مشروعیت بخشی بینالمللی
محمدی در پایان تصریح کرد: در کنار جنگی که درحال پیشروی است و تحولات میدانی که انصارالله رقم می زند، ایران باید به سمت مشروعیت بخشی بینالمللی به انصارالله حرکت کند و این جنبش توسط سایر سرزمینها به رسمیت شناخته شود. اگر هرگونه تحولات، پیشروی و تثبیت میدانی فاقد مشروعیت بینالمللی باشد، انصارالله نمیتواند به عنوان بازیگر دولتی به رسمیت شناخته شود لذا ایران باید به سمت اقدبا این حالت برنامه ریزی شده برای به رسمیت شناختن دولت صنعا حرکت کند.
/
