به گزارش خبرگزاری بالاسری، محمدرضا سبزعلیپور رئیس مرکز تجارت جهانی ایران و رئیس شورای سیاستگذاری اقتصاد مقاومتی و بخش خصوصی طی یادداشت تحلیلی، ضمن هشدار در مورد پیامدهای تداوم بی ثباتی ارزی و ضرورت اقدام فوری و هماهنگ، بر جلوگیری از افزایش نرخ ارز از یک متغیر اقتصادی به عاملی برای تشدید همزمانِ مشکلات تولید، تجارت، تورم، سرمایه گذاری و قدرت خرید تصریح کرد.
در روزهای اخیر نرخ دلار در بازار آزاد از محدوده 220 هزار تومان عبور کرده و همزمان بانک مرکزی از برخورداری سرزمین از ظرفیت های ارزی و آمادگی برای عرضه منابع ارزی به منظور مدیریت بازار سخن اظهار کرده است.
این اظهارات میتواند پیام مهمی برای فعالان اقتصادی داشته باشد؛ با این حال در کنار آن باید یک واقعیت مهم را نیز در نظر گرفت:
مسئله در روز جاری اقتصاد ایران فقط قیمت دلار نیست؛ مسئله، بیثباتی و از دست رفتن قابلیت پیشبینی است.
ممکن است یک اقتصاد بتواند برای مدتی نرخ ارز بالایی را تحمل کند با این حال تحمل نوسانات شدید، پیبه دنبال و غیرقابل پیشبینی بسیار دشوارتر است.
برای توضیح شرایط در روز جاری شاید یک تصویر ساده با این حال اقتصادی و قابل فهم، راهگشا باشد. گلوله برفی وقتی در سراشیبی حرکت میکند، فقط جلو نمی رود؛ بلکه در مسیر خود، لحظه به لحظه بزرگتر میشود. بیثباتی ارزی نیز میتواند چنین اثری داشته باشد.
افزایش نرخ ارز، هزینه واردات را بالا میبرد؛ افزایش هزینه واردات، قیمت مواد اولیه، کالاهای واسطهای، قطعات و تجهیزات را افزایش میدهد؛ این افزایش هزینه به تولید منتقل میشود؛ قیمت کالا و خدمات بالا میرود؛ قدرت خرید کاهش پیدا میکند؛ انتظارات تورمی تشدید میشود؛ فعالان اقتصادی نسبت به پیش رو نگران تر میشوند و همین نگرانی ها میتواند تقاضای احتیاطی برای دارایی های ارزی و سایر دارایی ها را افزایش دهد.
در نتیجه، یک چرخه بدین صورت شکل میگیرد:
افزایش نرخ ارز → افزایش هزینه تولید و تجارت → افزایش قیمتها → کاهش قدرت خرید → تشدید انتظارات تورمی → افزایش نااطمینانی → فشار بیشتر بر بازار ارز → افزایش مجدد نرخ ارز …
این چرخه، اگر به موقع متوقف نشود، میتواند یک مسئله ارزی را به یک مسئله فراگیر اقتصادی تبدیل کند.
البته نباید همۀ تورم را به نرخ ارز نسبت داد. رابطه تورم و نرخ ارز دوطرفه است؛ تورم نیز ارزش پول ملی را تحت فشار قرار میدهد با این حال زمانیکه این دو متغیر وارد یک چرخه تقویت کننده شوند، مدیریت شرایط به مراتب دشوارتر خواهد شد.
خطر اصلی برای تولیدکننده، فقط گرانی ارز نیست
از منظر تولید و تجارت خارجی، یکی از مهمترین آسیب های جهش ارزی، از بین رفتن امکان برنامه ریزی و قیمت گذاری است. تولیدکنندهای که در روز جاری برای خرید مواد اولیه، قطعات، ماشینآلات یا کالاهای واسطهای اقدام میکند، باید بتواند هزینه تأمین فردای خود را نیز تا حدی پیشبینی کند.
صادرکننده نیز برای انعقاد قرارداد، تعیین قیمت، تأمین مواد اولیه، بازگشت ارز و برنامه ریزی صادرات به یک محیط نسبتاً باثبات نیاز دارد.
وقتی نرخ ارز با سرعت بالا تغییر میکند، حتی بنگاهی که بازار، مشتری و ظرفیت تولید دارد، ممکن است از توسعه فعالیت خودداری کند زیرا نمیداند هزینه جایگزینی مواد اولیه یا سرمایه در گردش او در هفته ها و ماههای پیش رو چقدر خواهد بود.
در چنین شرایطی، بخشی از منابعی که باید صرف تولید، سرمایه گذاری، اشتغال و توسعه صادرات شود، به جای توسعه فعالیت اقتصادی، متأسفانه صرف مدیریت ریسک و مقابله با نااطمینانی ها خواهد شد. این هزینهای است که در تابلوی بازار ارز دیده نمیشود با این حال برای اقتصاد بسیار سنگین است.
خطر بزرگتر: عادی شدن بیثباتی است!
شاید یکی از مهمترین خطرات در روز جاری این باشد که جامعه اقتصادی به افزایشهای پیدرپی نرخ ارز عادت کند. اگر فعالان اقتصادی به این نتیجه برسند که « فردا حتماً گران تر از در روز جاری است»، رفتار اقتصادی آنان نیز تغییر خواهد کرد.
تولیدکننده، فروشنده، واردکننده و حتی مصرف کننده، تصمیمات خود را بر اساس ترس از پیش رو تنظیم میکنند. در این نقطه، انتظار افزایش قیمت، خود به یکی از عوامل افزایش قیمت تبدیل میشود که بسیار خطرناک است!! از این رو مدیریت انتظارات در شرایط فعلی یک موضوع فرعی یا تبلیغاتی نیست؛ بلکه بخشی از سیاست اقتصادی است.
بانک مرکزی نیز در روزهای اخیر بر این نکته تأکید نموده که بخشی از تحولات بازار تحت تأثیر فضای روانی است و برای عرضه ارز آمادگی دارد. این ظرفیت باید به شکلی عمل شود که بازار نه فقط « ارز موجود» بلکه اطمینان از دسترسی به ارز در زمان مناسب را بخوبی احساس کند.
آیا هنوز میتوان ترمز افزایش نرخ ارز را کشید؟ پاسخ روشن است: بله.
اقتصاد ایران هنوز ظرفیت های قابل توجهی دارد و سرزمین با وجود فشارهای خارجی و محدودیت های تجاری، ابزارهای مختلفی برای مدیریت شرایط در اختیار دارد.
رئیس کل بانک مرکزی نیز اخیراً بر کفایت منابع ارزی و آمادگی برای عرضه تا سقف 2 میلیارد دلار تصریح کرده است!! نیز در روزهای اخیر بانک مرکزی عرضه گستردهای از ارز را از مسیر شبکه بانکی در دستور کار قرار داده است.
با این حال نکته مهم اینجاست: تزریق ارز به تنهایی کافی نیست!
اگر مسئله فقط کمبود اسکناس یا عرضه لحظهای ارز بود، بله، با یک عرضه بزرگ باید فشار بازار به سرعت کاهش و اوضاع پایدار و قابل اعتماد میشد. در حالیکه گزارشهای اخیر نشان میدهد که حتی با اعلام آمادگی بانک مرکزی برای عرضه قابل توجه ارز طرف، هنوز تقاضای ثبت شده برای خرید ارز در برخی مراحل پایین بوده و همچنان نگاه بازار به موضوع انتظارات و چشمانداز پیش رو معطوف است.از این رو باید از « یک اقدام» عبور کرد و به سمت یک بسته منسجم ثبات اقتصادی و ارزی رفت.
پیشنهادات عملی برای عبور از شرایط بحرانی فعلی:
1- مداخله هدفمند، نه دفاع بیقید از یک عدد:
بانک مرکزی باید در نقاطی که بازار دچار نوسان غیرمنطقی و رفتار هیجانی میشود، به موقع و هدفمند مداخله کند. هدف نباید صرفاً دفاع از یک نرخ اسمی باشد؛ بلکه هدف اصلی باید شکستن موج نوسان، جلوگیری از شکلگیری انتظارات فزاینده و حفظ نظم بازار باشد.
منابع ارزی سرزمین سرمایه ملی اند و باید هوشمندانه استفاده شوند؛ به گونهای که هم بازار را آرام کنند و هم برای نیازهای حیاتی اقتصاد، بعنوان پشتوانه باقی بمانند.
2- ارز تولید و تجارت را در اولویت قرار دهیم:
تأمین به موقع ارز مواد اولیه، کالاهای واسطهای، تجهیزات و نیازهای ضروری تولید، باید از اولویتهای فوری سیاست ارزی باشد. وقتی تولیدکننده بداند ارز مورد نیاز فعالیت واقعی او در زمان مناسب تأمین میشود، نیاز به رفتارهای احتیاطی و افزایش موجودی های غیرضروری نیز کاهش خواهد یافت.
3- صادرکنندگان را شریک سیاست ارزی بدانیم:
صادرکنندگان سرزمین بخشی از ظرفیت ارزی اقتصاد ایران هستند. در شرایط و زمان محدودیت منابع، باید مسیر بازگشت ارز صادراتی، تسویه معاملات، نقل و انتقال منابع و استفاده از ارز حاصل از صادرات تا حد امکان تسهیل شود.
همزمان، مقررات باید به گونهای باشد که صادرکننده احساس کند در حال همکاری با سیاستگذار برای تأمین ارز سرزمین است نه اینکه صرفاً با مجموعهای از محدودیتها و مشکلات مواجه است.
4- هماهنگی دقیق و واقعی میان سیاستهای پولی، مالی و تجاری ایجاد شود:
بازار ارز را نمیتوان فقط با ابزار ارزی مدیریت کرد. بودجه دولت، نقدینگی، سیاست پولی، سیاست تجاری، واردات، صادرات و مقررات اقتصادی همگی بر بازار ارز و انتظارات فعالان اقتصادی اثر داشته و تأثیرگذارند.
از این رو در مقطع فعلی، بیش از هر زمان دیگری به هماهنگی عملیاتی و روزانه میان بانک مرکزی، دولت و دستگاههای اقتصادی و تجاری نیاز داریم.
5- برای بازار، « برنامه» اعلام کنیم:
در شرایط فعلی، شاید یک برنامه روشن و قابل فهم برای بازار، حتی از یک خبر مقطعی در مورد عرضه ارز نیز مهمتر باشد. فعالان اقتصادی باید بدانند طی هفته ها و ماههای پیش رو:
اولویت تخصیص ارز چیست؟
منابع ارزی چگونه مدیریت خواهد شد؟
تولیدکننده چگونه ارز مورد نیاز خویش را تأمین خواهد کرد؟
صادرکننده چه مسیری برای بازگشت ارز خواهد داشت؟
و سیاستگذار برای کنترل نوسانات چه چارچوبی دارد؟
بازار بیش از هر چیز به پیش بینی پذیری نیاز دارد.
6- از تصمیمات ناگهانی و مقررات بی ثبات پرهیز کنیم:
حتی تصمیمات درست نیز اگر ناگهانی و غیرقابل پیشبینی اجرا شوند، میتوانند به نااطمینانی اقتصادی در سرزمین دامن بزنند. در شرایط فعلی، فعالان اقتصادی باید بتوانند برای سه، شش و دوازده ماه پیش رو برنامه ریزی کنند.
ثبات مقررات صادرات و واردات، ثبات رویه های ارزی و پرهیز از تصمیمات متناقض، بخشی از سیاست ثبات اقتصادی است.در روز جاری مسئله دلار نیست؛ مسئله « هزینه تأخیر» است.
اینجانب بعنوان یک فعال اقتصادی و مسئول در حوزه تجارت جهانی، وظیفه ذاتی خود میدانم این هشدار را صریح با این حال دلسوزانه مطرح کنم:
در روز جاری مسئله و مشکل فقط این نیست که دلار چند هزار تومان است؛ بلکه مسئله این است که هزینۀ بیثباتی برای اقتصاد ایران تا کجا میتواند ادامه پیدا کند. ما نباید اجازه دهیم افزایش نرخ ارز از یک متغیر اقتصادی به عاملی برای تشدید همزمان مشکلات تولید، تجارت، تورم، سرمایه گذاری و قدرت خرید تبدیل شود.
در عین حال، نباید با ادبیات ناامیدکننده یا پیشبینی های هیجانی به این روند دامن زد. اقتصاد ایران در روز جاری بیش از هر چیز به آرامش، تصمیم به موقع، هماهنگی و اعتماد به سیاستگذاری صحیح نیاز دارد. شرایط خارجی و محدودیتهای ارزی را نباید نادیده گرفت با این حال دقیقاً در چنین شرایطی، کیفیت مدیریت داخلی اهمیت بیشتری پیدا میکند.
هشدار در روز جاری ما، برای جلوگیری از هزینۀ سنگین فرداست. این یادداشت نه پیشبینی یک نرخ خاص برای دلار است و نه دعوت شهروندان یا فعالان اقتصادی به رفتارهای هیجانی در بازار ارز. برعکس؛ هدف نگارنده، هشدار دربارۀ روندی است که اگر به موقع مدیریت نشود، میتواند هزینه های بسیار بیشتری را بر اقتصاد سرزمین تحمیل کند. هنوز فرصت برای مهار این روند وجود دارد.
هنوز میتوان با استفاده هماهنگ از ظرفیت های بانک مرکزی، دولت، صادرکنندگان، شبکه بانکی، بخش تولید و فعالان تجارت خارجی، مسیر را اصلاح کرد.
با این حال باید یک نکته را جدی بگیریم:
هزینه اصلاح، با تعلل و گذشت زمان افزایش پیدا میکند. گلولۀ برفیِ بیثباتی، تا زمانیکه متوقف نشده، روز به روز بزرگتر میشود.
از این رو در روز جاری، زمان آن است که پیش از آنکه بی ثباتی ارزی به بحران فراگیر اقتصادی تبدیل شود، ثبات و قابلیت پیشبینی را به اولویت نخست سیاستگذاری اقتصادی سرزمین بازگردانیم.
در روز جاری زمان تصمیم است؛ نه فردا. پیش از آنکه بیثباتی ارزی به بحران فراگیر اقتصادی تبدیل شود، اقدام عاجل، ضروری و لازم است.
/
