خبرگزاری بالاسری، سرویس دین، حوزه و اندیشه، سبا این حالن سفالگر؛ نوجوانان در روز جاری در جهانی بزرگ میشوند که فقط ابزارهایش با جهان نسلهای قبل متفاوت نیست بلکه قواعد ارتباط، دیدهشدن، دوستی، یادگیری و حتی تعریف “خود” نیز در آن تغییر کرده است. شکاف میان نوجوان و خانواده، بیش از آنکه صرفا شکاف سنی باشد، شکاف تجربه است. نوجوان در روز جاری ممکن است صبح خود را با پیامهای دوستانش آغاز کند، بخشی از هویت خود را در شبکههای اجتماعی بسازد، برای یادگیری به ویدئو و هوش مصنوعی رجوع کند، از یک اتفاق خانوادگی در گروه دوستانش حرف بزند و همزمان در خانه، با والدینی روبهرو باشد که مهمترین نگرانیشان این است که وی چقدر با گوشی خود کار می کند. اینجا مساله آغاز میشود: دو جهان در یک خانه زندگی میکنند، با این حال الزبا این حال یکدیگر را نمیفهمند و درک نمیکنند.
این تفاوت البته پدیدهای جدید نیست. نوجوانی همیشه دوره فاصله گرفتن تدریجی از خانواده، شکلگیری هویت مستقل و اهمیت یافتن گروه همسالان بوده است. با این حال فناوری دیجیتال این فرایند را از اتاق نوجوان به جهانی بیمرز منتقل کرده است. نوجوان دیگر فقط در مدرسه و محله با همسالان خود ارتباط ندارد بلکه شبکهای از دوستان، تولیدکنندگان محتوا، گروههای آنلاین و جوامع مجازی دائما در دسترس او هستند.
یونیسف نیز در بررسی زندگی کودکان در جهان دیجیتال تاکید کرده است که اینترنت برای نسل جدید فقط یک ابزار جانبی نیست بلکه بخشی از عرصه یادگیری، ارتباط و شکلگیری مهارتهای پیش رو آنهاست. در عین حال، همین فضا میتواند خطرهایی مانند نقض حریم خصوصی، قلدری آنلاین و انواع سواستفاده را نیز افزایش دهد. از این رو شاید نخستین اشتباه ما این باشد که جهانِ نوجوان را صرفا از دریچه مصرف اینترنت ببینیم. نوجوان فقط کاربر گوشی نیست او در حال ساختن تصویری از خودش در جهانی است که دیگر مرز روشنی میان آنلاین و آفلاین ندارد.
مساله فقط گوشی تلفن همراه نیست!
در بسیاری از خانوادهها، نخستین پاسخ به تغییرات رفتاری نوجوان، وضع قانون است. به عنوان مثال، ساعت استفاده از گوشی تعیین میشود، دسترسی محدود میشود، بعضی برنامهها ممنوع میشوند و گاهی نیز بازرسی تلفن همراه به عنوان راهی برای نظارت در نظر گرفته میشود. با این حال اگر مساله را فقط به ابزار تقلیل دهیم، احتمالا بخش مهمی از واقعیت را از دست میدهیم.
پرسش اساسی این نیست که نوجوان چرا ساعتهای زیادی آنلاین است. پرسش مهمتر این است که در آن جهان چه چیزی پیدا میکند که شاید در جهان واقعیِ اطراف خود کمتر پیدا میکند؟ دوستی؟ تعلق؟ فرصت دیدهشدن؟ امکان ابراز عقیده؟ سرگرمی؟ یادگیری؟ فاصله گرفتن از فشارهای روزمره؟ یا صرفاً راهی برای فرار از ملال؟ کدامیک درست است؟
حتی طراحی بسیاری از پلتفرمهای دیجیتال نیز بیتاثیر نیست. قابلیتهایی مانند پیمایش بیپایان، پخش خودکار، اعلانها و شمارش “لایک” و بازدید با هدف افزایش تعامل طراحی شدهاند و میتوانند جدا شدن از صفحه را دشوارتر کنند. یونیسف در اظهار کردوگویی با یک متخصص رشد نوجوان تاکید می کند که اثر شبکههای اجتماعی برای همه نوجوانان یکسان نیست و باید به نحوه استفاده، محتوای مصرفشده و تاثیر آن بر خواب، فعالیت بدنی و روابط اجتماعی توجه کرد. پس نسخه واحدی به نام کم کردن زمان استفاده از گوشی تلفن همراه نمیتواند پاسخ همه خانوادهها باشد.
*نشریه “آتلانتیک” در گزارشی، روایتهای سادهانگارانهای که مشکلات نوجوانان را صرفا به گوشی و شبکههای اجتماعی نسبت میدهند، رَد می کند و بر نقش عوامل خانوادگی، اجتماعی و شرایط زندگی نوجوان تاکید دارد.
والدینی که میخواهند فرزندشان را کنترل کنند، با این حال نمیشناسند
یکی از تناقضهای مهم دوران جدید این است که والدین ممکن است در مورد خطرات فضای دیجیتال بسیار نگران باشند، با این حال در مورد سازوکار زندگی نوجوان در این فضا شناخت کافی نداشته باشند. گاهی پدر و مادر از فرزند خود میخواهند در مورد چیزی توضیح دهد که خودشان تجربهاش نکردهاند. نتیجه میتواند اظهار کردوگویی باشد که از همان ابتدا میان دو موضع نابرابر شکل میگیرد. یکی من نگران تو هستم و دیگری تو اصلا نمیفهمی من چه میکنم. این وضعیت اگر تکرار شود، به جای اظهار کردوگو، پنهانکاری ایجاد میکند.
پژوهشی منتشرشده از سوی دفتر ناحیهای سازمان جهانی بهداشت در مورد نوجوانان در ایران نیز سالها پیش بر اهمیت احساس درک شدن، احترام و به رسمیت شناختن نیاز نوجوان به استقلال تاکید کرده بود و مشکلات ارتباطی میان والدین و نوجوانان را از عوامل ایجادکننده احساس تنهایی و فاصله گرفتن از مشارکت خانوادگی ارزیابی کرده است.
نکته مهم این است که نیاز نوجوان به استقلال، الزبا این حال به معنای بینیازی از خانواده نیست. اتفاقا در این دوره، نوجوان همچنان به پشتیبانی، امنیت و راهنمایی نیاز دارد. با این حال شکل این حمایت باید تغییر کند. والدینی که با کودک هشتساله خود مانند کودک رفتار میکند، شاید در پانزدهسالگی وی با مقاومت روبهرو شوند. رابطه باید از “من میگویم، تو انجام بده” به سمت “بیایید در مورد مساله با هم تصمیم بگیریم” حرکت کند.
خطرِ بزرگتر، بیاعتمادی است
وقتی نوجوان احساس کند هر حرفی که میزند ممکن است علیه او استفاده شود، طبیعی است که بخشی از زندگی خود را پنهان کند. در این شرایط، خانواده ممکن است از بیرون احساس کند “دیگر چیزی از فرزندمان نمیدانیم”، در حالی که بخشی از این ناآگاهی نتیجه همان الگوی ارتباطی است.
*وبگاه تحلیلی” Aeon ” در گزارشی تاکید می کند که مطالعات جدید از پیچیده بودن جهان نوجوانان حکایت دارند و نباید در رابطه با این دوره زمانی از زندگی افراد(نوجوانی)، ساده انگاری کرد. این وبگاه تحلیلی معتقد است نوجوان در روز جاری جهانی دارد که باید آن را کشف کرد و البته که ارتباط با نوجوانان نیز قواعدی دارد که باید آن ها را شناخت.
این مساله در مورد فضای مجازی اهمیت بیشتری دارد. اگر نوجوان بداند که اعتراف به یک تجربه آنلاین، اشتباه یا حتی یک مساله شخصی، بلافاصله با تنبیه مواجه میشود، احتمال اینکه در موقعیت خطرناک به سراغ والدین برود کاهش پیدا میکند. از این رو هدف خانواده نباید صرفا این باشد که نوجوان “هیچ خطایی نکند” بلکه باید بتواند در صورت مواجهه با مساله، اولین نفرهایی باشند که نوجوان به آنها مراجعه میکند. این تفاوت ظریفی است، با این حال پیامد اجتماعی بزرگی دارد.
جهانِ نوجوان را باید از خودش پرسید
شاید یکی از سادهترین و در عین حال دشوارترین راهها برای کاهش این شکاف، تغییر نوع پرسشهای بزرگسالان باشد. به جای اینکه فقط بپرسیم چرا اینقدر در گوشی هستی؟، میتوان پرسید: چه چیزی آنجا برایت جالب است؟ به جای این دوستها چه کسانی هستند؟، میتوان اظهار کرد: دوست دارم بدانم با چه آدمهایی ارتباط داری و چه چیزی در آنها برایت جذاب است.
به جای این فیلمها چه فایدهای دارند؟، شاید بهتر باشد پرسید: چه چیزی در این محتوا تو را جذب کرده؟ این پرسشها به معنای چشمپوشی از خطرها نیست. اتفاقا شناخت، پیششرط مدیریت خطر است. یونسکو نیز در رویکرد جدید خود به سواد رسانهای خانوادهها، به جای تکیه صِرف بر ترس و ممنوعیت، بر اظهار کردوگو، تفکر انتقادی، تشخیص اطلاعات نادرست و یادگیری مشترک میان نسلها تاکید دارد.
نوجوان در روز جاری را نباید فقط «مساله» دید
در ایران، موضوع نوجوانان فقط مسالهای فرهنگی یا خانوادگی نیست بلکه یک موضوع مهم اجتماعی است. بخش قابل توجهی از جمعیت سرزمین در سنین کودکی، نوجوانی و جوانی قرار دارند و کیفیت ارتباط جامعه با این گروه، بر پیش رو اجتماعی آن اثر خواهد گذاشت. اگر نوجوان دائما به عنوان نسل مسالهدار، وابسته به گوشی یا بیگانه با ارزشهای خانواده تعریف شود، امکان اظهار کردوگو از همان ابتدا کاهش پیدا میکند.
نوجوان پیش از آنکه موضوع نگرانی ما باشد، یک انسان در حال شکل دادن به هویت خودش است. او باید فرصت آزمون و خطا، پرسش و حتی متفاوت بودن داشته باشد. در عین حال به مرزهای روشن، حمایت و آموزش نیز نیاز دارد. هنر خانواده این است که میان آزادی و مسوولیت، استقلال و نظارت، و اعتماد و مراقبت تعادل ایجاد کند. در نهایت، شاید مساله اصلی این نباشد که نوجوانان در روز جاری جهان متفاوتی دارند. مساله مهمتر این است که ما هنوز تا چه اندازه حاضر شدهایم برای شناخت آن جهان وقت بگذاریم. اگر قرار است نوجوان از خانواده فاصله نگیرد، نخستین گام الزبا این حال خاموش کردن گوشی او نیست بلکه شاید روشن کردن چراغ اظهار کردوگو باشد.
نسل نوجوان در روز جاری احتمالا به والدینی نیاز ندارد که همه پاسخها را در مورد جهان جدید بدانند. آنها بیشتر به بزرگسالانی نیاز دارند که بتوانند بگویند من همه چیز را در مورد دنیای تو نمیدانم، با این حال میخواهم آن را بشناسم. بیا در مورداش با هم حرف بزنیم. شاید همین جمله ساده، آغاز دوباره رابطهای باشد که در بسیاری از خانهها پیش از آنکه از دست رفته باشد، فقط زبان مشترکش را گُم کرده است.
