به گزارش خبرنگار بالاسری، نشست «ابنسینا به روایت اصفهان» شامگاه شنبه و همزمان با گرامیداشت هزار و چهل و ششمین زادروز شیخالرئیس ابوعلیسینا در مدرس تاریخی ابنسینا در اصفهان برپا شد. حسین مسجدی، اصفهانپژوه و عضو هیئت علمی دانشگاه، اصغر منتظرالقائم، استاد رشته تاریخ اسلام گروه تاریخ دانشگاه اصفهان و علی شجاعی اصفهانی، باستانشناس و عضو هیئت علمی گروه باستانشناسی دانشگاه هنر، در این نشست از سه منظر تاریخی، تمدنی و باستانشناختی به نسبت میان ابنسینا و اصفهان پرداختند.
حسین مسجدی در آغاز سخنان خود با اشاره به فراوانی منابع مربوط به زندگی ابنسینا اظهار کرد: از بخت خوش این اندیشمند، هم آثار فراوانی از وی باقی مانده و هم شاگردانی مانند جوزجانی در مورد زندگی و اندیشه وی مطالبی ثبت کردهاند؛ با این حال، در میان این اطلاعات، در مورد رابطه ابنسینا و اصفهان پژوهشهای کافی صورت نگرفته است.
وی با بیان اینکه همین خلأ میتواند زمینهای برای تحقیقات تازه باشد، اضافه کرد: هنوز پرسشهای فراوانی در مورد نسبت متقابل ابنسینا و اصفهان وجود دارد و میتوان در مورد اینکه ابنسینا چه تأثیری بر اصفهان گذاشت و اصفهان چه نقشی در زندگی و اندیشه وی داشت، پژوهشهای مستقلی انجام داد.
بخش مهمی از زندگی ابنسینا در اصفهان نیازمند بازخوانی است
این اصفهانپژوه و عضو هیئت علمی دانشگاه تصریح کرد که سخن وی در این نشست بیشتر بر یکسوم پایانی زندگی ابنسینا متمرکز است؛ دورهای که به اعتقاد وی باید جداگانه مورد توجه قرار گیرد.
وی یادآور شد: ابنسینا در سنین جوانی نیز آثار مهمی پدید آورد و بخش قابل توجهی از آثار وی در همان دوره شکل گرفت، با این حال سالهای پایانی زندگی این اندیشمند، بهویژه دوره حضور وی در اصفهان، همچنان نیازمند بررسی دقیقتر است.
این اصفهانپژوه با اشاره به حضور ابنسینا در اصفهان اظهار کرد: وی در سالهای پایانی زندگی خود به اصفهان آمد و در حکومت علاءالدوله کاکویه، محیطی را یافت که میتوانست در آن با امنیت بیشتری به فعالیت علمی، پزشکی و تألیف آثار بپردازد. به اظهار کرده مسجدی، روایتهایی وجود دارد که ابنسینا با ارسال نامهای به علاءالدوله خود را معرفی کرد و پس از آن زمینه حضور وی در اصفهان فراهم شد.
وی با اشاره به استقرار ابنسینا در محدودهای که در منابع با نام قلعه تبرک از آن یاد شده است، پیگیری کرد: پس از ورود وی، علاءالدوله از حضور این دانشمند مطلع شد و از وی برای حضور در دربار دعوت کرد. مسجدی تصریح کرد که جزئیات دقیق محل استقرار و محل برگزاری مباحثات علمی ابنسینا و علاءالدوله همچنان روشن نیست و باید در پژوهشهای تاریخی و باستانشناختی پیش رو دنبال شود.

مباحثات علمی ابنسینا در اصفهان؛ از دربار علاءالدوله تا محافل علمی شهر
مسجدی با اشاره به علاقه علاءالدوله به برگزاری مباحثات علمی اظهار کرد که یکی از ویژگیهای این حاکم، فراهم کردن زمینه اظهار کردوگو و مناظره میان دانشمندان بود و ابنسینا نیز در چنین فضایی حضور داشت. با این حال، مکان دقیق برگزاری این مباحثات مشخص نیست و ممکن است بخشی از آنها در فضاهای حکومتی یا علمی آن روز اصفهان برپا شده باشد.
وی با اشاره به ظرفیت علمی اصفهان در آن دوره، مسجد جامع را یکی از مهمترین کانونهای علمی شهر دانست و با استناد به گزارشهای تاریخی، از برگزاری مجالس درس متعدد در این مسجد سخن اظهار کرد.
این اصفهانپژوه و عضو هیئت علمی دانشگاه پیگیری کرد: هنوز محل دقیق بسیاری از این مجالس و حتی آثار مربوط به شمار زیادی از مدرسان و دانشمندان آن دوره مشخص نیست و همین مسئله نشان میدهد که باستانشناسی شهری میتواند اطلاعات تازهای در مورد ساختار علمی اصفهان در دورههای تاریخی به دست دهد.
مسجدی سپس به یکی از روایتهای مربوط به رویارویی ابنسینا با یکی از ادیبان و دانشمندان آن دوره اشاره کرد و تشریح کرد: در جریان یک مجلس علمی، توانایی ابنسینا در حکمت مورد توجه قرار گرفت، با این حال در زمینه زبان و ادبیات عربی در مورد توانایی وی پرسش یا ایرادی مطرح شد.
وی اضافه کرد: ابنسینا این موضوع را جدی گرفت و برای پاسخ به این چالش، در مدت کوتاهی یکی از آثار مهم ادبی را مطالعه کرد و سپس رسالههایی با سبکهای متفاوت ادیبان برجسته ایرانی در زبان عربی نوشت.
این اصفهانپژوه و عضو هیئت علمی دانشگاه این روایت را نشانهای از ویژگی فکری ابنسینا دانست و اظهار کرد: این اندیشمند در مواجهه با چالشهای علمی، به جای کنار کشیدن، تلاش میکرد کمبود مورد اشاره را جبران کند. مسجدی در ادامه با اشاره به گستره آثار ابنسینا، وی را دانشمندی چندوجهی توصیف کرد که در حوزههایی مانند پزشکی، داروشناسی، فلسفه و علوم طبیعی آثار متعددی پدید آورد و بخشی از این آثار با دوره حضور وی در اصفهان ارتباط دارد.
اصفهان و ابنسینا؛ از تولید آثار علمی تا روایت نجات شهر از کشتار
مسجدی با اشاره به آثار ابنسینا اظهار کرد: شماری از آثار مهم وی در دوره حضور در اصفهان شکل گرفته یا با این دوره ارتباط داشتهاند و از جمله به اشارات، رساله حی بن یقظان و رسالههای متعدد پزشکی و علمی اشاره کرد.
وی اضافه کرد: تنوع آثار ابنسینا نشان میدهد با شخصیتی مواجهیم که در حوزههای گوناگون دانش فعالیت داشته و اصفهان در سالهای پایانی زندگی وی بخشی از این فعالیت فکری بوده است.
این اصفهانپژوه و عضو هیئت علمی دانشگاه به برخی روایتهای تاریخی در مورد نقش ابنسینا در رویدادهای سیاسی مرتبط با اصفهان پرداخت و اظهار کرد: در دوره حملات سلطان مسعود غزنوی به اصفهان، روایتهایی از نقش ابنسینا در جلوگیری از کشتار شهروندان این شهر وجود دارد. بر اساس روایت مطرحشده از سوی مسجدی، در یکی از این موارد ابنسینا با نامهای ادیبانه به سلطان مسعود تلاش کرد وی را از تصمیم خود برای برخورد شدید با شهروندان اصفهان منصرف کند.
مسجدی این روایت را از جمله نمونههایی دانست که در آنها ابنسینا فراتر از یک دانشمند و طبیب، در مسائل سیاسی و اجتماعی نیز نقش داشته است. وی در عین حال بر روایی بودن این گزارشها تأکید داشت و آنها را در چارچوب روایتهای تاریخی مربوط به زندگی ابنسینا مطرح کرد.
این این اصفهانپژوه و عضو هیئت علمی دانشگاه در ادامه به یکی از روایتهای مربوط به درمان بیماری در اصفهان اشاره کرد؛ روایتی که بر اساس آن فردی از رجال حکومتی دچار اختلال شدید رفتاری شده بود و ابنسینا با طراحی شیوهای خاص، بیماری وی را درمان کرد.
مسجدی اظهار کرد: این روایت بعدها در ادبیات و هنر نیز بازتاب یافته و در برخی روایتها ارتباطی میان آن و داستان گاو مطرح شده است.
وی تصریح کرد: رابطه ابنسینا و اصفهان تنها به اقامت یک دانشمند در یک شهر محدود نمیشود، بلکه میتوان از یک رابطه متقابل سخن اظهار کرد که در آن اصفهان زمینهای برای فعالیت علمی و فکری ابنسینا فراهم کرده و ابنسینا نیز در حوزههای علمی و حتی برخی رویدادهای اجتماعی و سیاسی بر اصفهان اثر گذاشته است.
اصفهان در بستر تمدنی آلبویه به مرکز رشد دانش تبدیل شد
اصغر منتظرالقائم در ادامه نشست، برای تبیین جایگاه تمدنی ابنسینا در اصفهان، بحث خود را از شکلگیری دولت آلبویه شروع کرد و این دوره را یکی از مقاطع مهم در تاریخ تمدن ایرانی و اسلامی دانست.
وی با اشاره به شکلگیری دولت آلبویه در قرن چهارم هجری اظهار کرد: سه برادر دیلمی در این دوره به قدرت رسیدند و شاخههای مختلف حکومت آلبویه در بخشهایی از ایران و بغداد شکل گرفت. به اظهار کرده منتظرالقائم، همکاری این سه برادر زمینهای برای ایجاد یک قدرت سیاسی فراهم کرد که در دورهای از تاریخ، بخش مهمی از جهان اسلام را تحت تأثیر قرار داد.
این استاد تاریخ اسلام، تمدن را صرفاً به شهرسازی محدود نکرد و تشریح کرد: برای شکلگیری تمدن، مجموعهای از نظامهای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی باید در کنار یکدیگر قرار گیرند. وی در توضیح وضعیت دوره آلبویه، به امنیت سیاسی، توسعه اقتصادی، فعالیتهای فرهنگی و ساختارهای اجتماعی این دوره اشاره کرد.
منتظرالقائم نیز انتخاب وزیران دانشمند را یکی از ویژگیهای مهم حکومت آلبویه دانست و از افرادی نام برد که در حوزههای علمی، ادبی و مدیریتی نقش داشتند. به اعتقاد وی، توجه حاکمان آلبویه به دانشمندان و بهرهگیری از آنان در ساختار حکومت، بخشی از زمینهای بود که موجب رشد علمی و فرهنگی این دوره شد.
وی در ادامه به ساخت بیمارستانها در برخی مراکز تحت حکومت آلبویه اشاره کرد و اظهار کرد: این اقدبا این حالت نشاندهنده توجه به دانش پزشکی و ساختارهای درمانی در آن دوره است. منتظرالقائم نیز بر نقش اقدبا این حالت عمرانی و شهری در شکلگیری تمدن این دوره تصریح کرد.
از سردر جورجیر تا دارالعلمها؛ نشانههای تمدنی آلبویه در اصفهان
منتظرالقائم در ادامه با اشاره به آثار عمرانی دوره آلبویه در اصفهان، مسجد جورجیر را از جمله شواهد برجایمانده از این دوره دانست و اظهار کرد: بخشهایی از معماری این بنا هنوز قابل مشاهده است.
وی با اشاره به توسعه بافت شهری اصفهان در دوره آلبویه، از ساختوسازهای بزرگ، بازارها و مجموعههای شهری سخن اظهار کرد و گزارشهای تاریخی مانند روایت ناصرخسرو از اصفهان را در شناخت وضعیت این شهر دارای اهمیت دانست.
این استاد دانشگاه نیز از شکلگیری بیمارستانها، کتابخانهها، دارالعلمها و مراکز علمی در این دوره یاد کرد و اظهار کرد جریان علمی گستردهای در ایران و عراق شکل گرفت که در آن علوم اسلامی، فلسفه، پزشکی و دیگر حوزههای دانش رشد کردند.
منتظرالقائم با اشاره به شمار دانشمندان اصفهان در منابع تاریخی اظهار کرد:در برخی منابع، تعداد بسیار زیادی از دانشمندان ساکن اصفهان ثبت شدهاند و این آمار، به اظهار کرده وی، نشانه ظرفیت علمی شهر در آن دوره است. وی از دانشمندانی در حوزههای مختلف نام برد که در این جریان علمی نقش داشتند و بر شکلگیری یک فضای فکری گسترده در اصفهان تصریح کرد.
وی نیز به ایجاد کتابخانهها و مراکز علمی در قلمرو آلبویه اشاره کرد و اظهار کرد: گسترش این مراکز، امکان دسترسی دانشمندان به منابع و تبادل اندیشه را فراهم کرد. به اظهار کرده منتظرالقائم، رشد این جریان علمی در نهایت بستری را ایجاد کرد که فلسفه و علوم مختلف بتوانند در آن توسعه پیدا کنند.
بلوغ فکری ابنسینا در اصفهان و شکلگیری آثاری ماندگار
منتظرالقائم با تمرکز بر جایگاه ابنسینا در این جریان تمدنی اظهار کرد: شیخالرئیس پس از تجربه سیاسی خود در همدان، به اصفهان آمد و در این شهر به دورهای از بلوغ فکری رسید.
وی با اشاره به آثار ابنسینا، میان بخشهایی از آثار وی که پیشتر شکل گرفته بود و آثاری که با دوره بلوغ فکری وی ارتباط داشت، تمایز قائل شد و اظهار کرد آثاری مانند شفا، نجات، قانون و دانشنامه علایی جایگاه مهمی در میراث علمی ابنسینا دارند.
منتظرالقائم، اصفهان را یکی از بسترهای مهم تعامل میان میراث ایرانی و جریان تمدنی اسلامی دانست و اضافه کرد: این تعامل را میتوان در فعالیت علمی ابنسینا مشاهده کرد. وی اظهار کرد فضای علمی اصفهان به گونهای بود که امکان اظهار کردوگو و تعامل میان حوزههای مختلف دانش را فراهم میکرد.
وی با اشاره به درخواست علاءالدوله از ابنسینا برای تدوین اثری در حوزه فلسفه اظهار کرد: حاصل این کار، اثری بود که مباحث فلسفی را در حوزههایی مانند منطق، طبیعیات و الهیات در بر میگرفت. منتظرالقائم این اثر را در کنار شفا و نجات، بخشی از میراث فلسفی ابنسینا دانست.
این استاد تاریخ اسلام نیز با اشاره به قانون ابنسینا، بر اهمیت این اثر در تاریخ پزشکی تصریح کرد و اظهار کرد: این کتاب در دورههای بعد نیز در جهان اسلام و خارج از آن مورد توجه قرار گرفته است.
وی در ادامه، شکلگیری تمدن آلبویه را حاصل مجموعهای از عوامل دانست و اضافه کرد: توسعه راهها، پلها، تجارت، ساختارهای اقتصادی و نظامهای اجتماعی در کنار رشد علم و دانش قرار گرفت. منتظرالقائم نیز به توجه این حکومت به مسائل اجتماعی، سلامت و کاهش فقر اشاره کرد.
روایتهای تاریخی در مورد مرقد ابنسینا؛ از همدان تا اصفهان
منتظرالقائم در بخش پایانی سخنان خود به مسئله محل دفن ابنسینا پرداخت و ضمن اشاره به ابهام موجود در این زمینه، خاطرهای را از فردی که در ساخت آرامگاه ابنسینا در همدان حضور داشته، نقل کرد.
وی اظهار کرد: بر اساس این خاطره، هنگام ساخت آرامگاه ابنسینا در همدان، در یک قبرستان متروکه قبری وجود داشته که اظهار کرده شده بود استخوانهای ابنسینا از آن محل به آرامگاه جدید منتقل شده است. منتظرالقائم اضافه کرد که بعدها از سوی مقامات وقت، سنگ قبری نیز جابهجا شده، با این حال سرنوشت نهایی آن سنگ برای وی روشن نیست.
این تاریخ شناس در عین حال به گزارشهای تاریخی دیگری در مورد اصفهان اشاره کرد و اظهار کرد در روایتهای مختلف، از محلهایی در اصفهان به عنوان محل دفن ابنسینا نام برده شده است. منتظرالقائم تصریح کرد که این مسئله نیازمند بررسی دقیق منابع و شواهد است و روایتهای شفاهی و خاطرات معاصر نیز در کنار منابع تاریخی باید مورد توجه قرار گیرند.
پاسخ به معمای مزار ابنسینا نیازمند کاوش باستانشناختی است
علی شجاعی اصفهانی، باستانشناس و عضو هیئت علمی گروه باستانشناسی دانشگاه هنر، سخنان خود را با تأکید بر ضرورت شناخت دقیق سابقه تاریخی بنا برای انجام مرمت شروع کرد.
وی اظهار کرد: پژوهشی که در دانشگاه هنر اصفهان صورت گرفته، با این هدف شکل گرفته بود که پیش از تصمیمگیری در مورد مرمت بنا، سابقه تاریخی و ویژگیهای آن بهدرستی بررسی شود. شجاعی اصفهانی تصریح کرد که شناخت نادرست از پیشینه بنا میتواند به مرمتهای نادرست منجر شود.
شجاعی اصفهانی مدرس تاریخی ابنسینا را نمونهای مهم برای بررسی باستانشناسی شهری اصفهان دانست و اظهار کرد: این بنا در طول زمان دستخوش تغییرات فراوان شده و ساختمانهای دیگری نیز در اطراف آن وجود داشتهاند که هماکنون بسیاری از آنها از میان رفته و جای خود را به پلاکهای مسکونی دادهاند.
این باستانشناس با اشاره به ویژگیهای معماری بنا تصریح کرد: بر اساس مطالعات موجود، مدرس ابنسینا در کنار مسجد جورجیر از معدود بناهایی است که برای ارتباط آن با دوره پیش از سلجوقیان شواهدی مطرح شده است. وی تصریح کرد تا زمانی که تحقیقات تازهای انجام نشده، این دیدگاه را باید در حد یک نظر پژوهشی در نظر گرفت.
شجاعی اصفهانی نبود نقشه دقیق و مستند از بنا را یکی از مشکلات پژوهشی دانست و اضافه کرد: برای شناخت ساختار اولیه بنا باید مطالعات معماری و باستانشناسی بیشتری انجام شود.
دو احتمال برای محل دفن ابنسینا و تناقضهای منابع تاریخی
شجاعی اصفهانی با ورود به بحث اصلی خود اضافه کرد:پرسش مهم این است که آیا ابنسینا در اصفهان دفن شده است و اگر پاسخ مثبت باشد، محل دفن وی کجاست. به اظهار کرده وی، در حال حاضر دو گزینه اصلی در این زمینه مطرح است؛ یکی بنای محل برگزاری نشست که به عنوان مدرسه ابنسینا شناخته میشود و دیگری محدوده پیرامون مسجد شیخ لطفالله و مدرسه خواجه ملک.
وی در مورد مدرسه تاریخی ابنسینا تشریح کرد که اسناد صریحی که این بنا را هم به عنوان مدرسه و هم به عنوان مقبره معرفی میکنند، عمدتاً متأخر و مربوط به اواخر دوره قاجار و پس از آن هستند. در کنار این اسناد، سنت شفاهی نیز وجود دارد که بنا را از پیشین به عنوان محل مرتبط با ابنسینا معرفی کرده است.
این باستانشناس تصریح کرد: برای داوری در مورد این روایتها، تهماکنون کاوش مستقل باستانشناختی در این محدوده انجام نشده است و همین مسئله موجب شده بخش مهمی از پرسشها همچنان بیپاسخ بماند.
وی با اشاره به منابع تاریخی مربوط به ورود ابنسینا به اصفهان اضافه کرد: در برخی روایتهای مربوط به جوزجانی، از محله گنبد یا تخت گنبد به عنوان محل استقرار ابنسینا یاد شده است. نیز از روستای تیران نیز نام برده شده و در برخی منابع، مسیر ورود ابنسینا به اصفهان و محل استقرار وی با این محدودهها ارتباط داده شده است.
شجاعی اصفهانی اضافه کرد: منابع تاریخی در موضوع محل مرگ و دفن ابنسینا یکدست نیستند. در برخی منابع از همدان به عنوان محل دفن یاد شده و در برخی دیگر اصفهان مطرح شده است. وی به گزارشهای ابناثیر، علی بن زید بیهقی و دیگر منابع اشاره کرد و اظهار کرد اختلاف میان نسخهها و روایتهای مختلف، خود یکی از مسائل مهم پژوهشی است.

روایت انتقال قبر از همدان به اصفهان و ظهور مدرس خواجه نظام الملک
شجاعی اصفهانی در ادامه با اشاره به برخی منابع متأخرتر اظهار کرد در شماری از روایتها، نه فقط اصفهان به عنوان محل دفن مطرح شده، بلکه ادعای انتقال قبر ابنسینا از همدان به اصفهان نیز دیده میشود.
وی تشریح کرد: در برخی روایتهای مربوط به دورههای بعد، محل دفن ابنسینا در محدوده دروازه ته گنبد و خارج از بافت شهری توصیف شده است؛ در حالی که تطبیق این گزارشها با جغرافیای تاریخی اصفهان، پرسشهای تازهای ایجاد میکند.
به اظهار کرده این باستانشناس، برخی منابع دوره صفوی نیز روایت دفن ابنسینا در اصفهان و در محدودهای نزدیک به مسجد شیخ لطفالله و مدرس خواجه نظام الملک را بازتاب دادهاند.
وی اضافه کرد: در برخی روایتها از انتقال پیکر ابنسینا از همدان به اصفهان سخن اظهار کرده شده، با این حال میزان اعتبار این گزارشها نیازمند بررسی بیشتر است.
شجاعی اصفهانی نیز به روایتی مربوط به دوره معاصر اشاره کرد که بر اساس آن، هنگام تعمیر سردابه مدرس خواجه نظام الملک، تابوتی مشاهده شده و احتمال داده شده بود که متعلق به ابنسینا باشد.
وی تصریح کرد این روایت نیز به صورت مستقیم مشاهده نشده و از قول افرادی نقل شده است؛ از این رو نمیتوان آن را به عنوان سند قطعی مطرح کرد.
این باستانشناس با اشاره به گزارشهای تاریخی و شفاهی مربوط به سنگ قبر ابنسینا در اصفهان اظهار کرد: در روایتهای معاصر نیز از وجود سنگ قبری در این محدوده سخن اظهار کرده شده است؛ سنگی که بنا بر برخی روایتها بعدها شکسته یا از محل خارج شده و سرنوشت آن مشخص نیست.
سنت شفاهی، سنگ قبر گمشده و ضرورت بررسی پلاکهای باقیمانده
شجاعی اصفهانی با اشاره به تداوم روایتهای محلی در مورد ارتباط این بنا با ابنسینا اظهار کرد: در دهههای اخیر نیز افرادی از اهالی و پژوهشگران این مکان را مرتبط با مقبره ابنسینا دانستهاند. با این حال، وی تصریح کرد که مجموعه این روایتها برای اثبات قطعی محل دفن کافی نیست و باید در کنار اسناد تاریخی و شواهد باستانشناختی بررسی شود.
وی مسئله تغییر کاربری بنا را نیز مهم دانست و اظهار کرد: این مکان در دورههای مختلف تغییرات متعددی را تجربه کرده و حتی در مقاطعی کاربریهایی برای آن مطرح شده که با شأن تاریخی بنا سازگار نبوده است. به اعتقاد وی، بررسی این تغییرات میتواند به شناخت لایههای تاریخی بنا کمک کند.
این باستانشناس بار دیگر بر وجود دو احتمال اصلی در مورد محل دفن ابنسینا تصریح کرد و اظهار کرد: اگر پیکر ابنسینا در اصفهان دفن شده باشد، باید مشخص شود آیا محل دفن در مدرسه تاریخی ابنسینا بوده یا در محدوده پیرامون مسجد شیخ لطفالله و مدرسه خواجه ملک.
وی راه پاسخ دادن به این پرسش را انجام مطالعات میدانی و کاوشهای باستانشناختی دانست و اظهار کرد: در محدوده پیرامون مدرسه ابنسینا هنوز پلاکها و فضاهایی باقی مانده که میتوان با مطالعه آنها سرنخهایی در مورد ساختار تاریخی مجموعه به دست آورد. به اظهار کرده شجاعی اصفهانی، محدوده پشت میدان و پیرامون مسجد شیخ لطفالله نیز از نظر پژوهش باستانشناختی ظرفیت بررسی دارد.
شواهد معماری بنا؛ پرسشهایی در مورد ساختار اولیه مدرسه ابنسینا
شجاعی اصفهانی در بخش پایانی سخنان خود به ساختار معماری بنا پرداخت و اظهار کرد: برای شناخت وضعیت اولیه مدرسه ابنسینا، باید تناسبات موجود، اختلاف ترازها، مسیرهای دسترسی و فضاهای پیرامونی بررسی شود.
وی با اشاره به اختلاف سطح موجود در محدوده بنا، احتمالهایی در مورد ساختار اولیه آن مطرح کرد و اضافه کرد: ممکن است بنا در پیشین امتدادی شرقی غربی داشته و فضای گنبدخانه در بخشی از این مجموعه قرار گرفته باشد. وی در عین حال تصریح کرد این برداشتها نیازمند بررسی بیشتر و تطبیق با شواهد معماری و باستانشناختی است.
این باستانشناس اظهار کرد: بخشی از این مباحث در پژوهشهای دانشگاهی پیشین نیز مورد بررسی قرار گرفته و برای شناخت دقیقتر ساختار بنا باید نقشه، شواهد معماری، لایههای تاریخی و فضاهای پیرامونی در کنار یکدیگر مطالعه شوند.
شجاعی اصفهانی در پایان تصریح کرد: مسئله حضور، مرگ و دفن ابنسینا در اصفهان همچنان با ابهامهایی جدی روبهروست و پاسخ به آن نیازمند عبور از روایت صرف و حرکت به سمت پژوهش میدانی است. وی انجام کاوشهای باستانشناختی در پلاکهای باقیمانده پیرامون بنا و محدودههای مرتبط را اقدامی دانست که میتواند در صورت وجود شواهد، به روشنتر شدن این معمای تاریخی کمک کند.

