امروز

یکشنبه, ۳۱ تیر , ۱۳۹۷

  ساعت

۲۱:۱۱ بعد از ظهر

سایز متن   /

[ad_1]

لالایی میدونی چرا خوابت نمیبره.

لام تا کام صحبت نکرد

لا ابالی چه کند، دفتر دانائی را .
لایق ریش پدرش است.
لایق آب ریختن به دست او نیست.

لایق هر سر نباشد، افسری.
لام تا کام با کسی در اینباره صحبت نکن.
لاف کار اجلاف است.

لباس میپوشد، تا خود را بپوشد.
لباس پس از عید، برای گل منار خوب است.
لب بود که دندون اومد.

لب از لب برداشت.

لبش را تو گذاشت.

لباده بر گاو نهادن.

لت و پارش کرد.
لقمان حکیم را گفتند: ادب از که آموختی؟ گفت: از بی‌ادبان. سعدی
لگد به گور حاتم زده.
لنگه کفش هم در بیابان غنیمت است
لنگ انداختن
لطف مکرر
لجن مالش کرد.
لرزه بر اندامش افتاد.
لعنت بر دکان داری که مشتری خودش را نشناسد.
لغز می خواند.
لفت لعابش می دهد.

لفتش نده.
لقمه سر سیری است.

لق لق ، زبون گرفته.

لقمه به اندازه دهانت بردار.
لقمه بزرگ توی گلویت گیر می کند.
لقمه را از پشت سر به دهان می گذارد.
لم کار را یاد گرفته است.
لگد به بخت خود می زند.
لوطی خور شد.
لوطی گری کرد.

لولهنگش آب می‌گیره.
لش لش را میره و بیکار میگرده .

لقمه بزرگتر از دهن گلو را میگیره. ( لقمه یزرگتر از دهانش بر میداره.)
لنگ حمام را هر کس ساعتی میبنده.
لنگه کفش در بیابان نعمت است.
لنگی را بر هوا ری پوشیدن.
لگد مادیان بر نریان درد نکند.

لذت دنیا زن و دندان بود؛ بی زن و دندان جهان زندان بود.
لیلی مرد بود یا زن.

لیلی را از دریچه چشم مجنون باید دید.
لل للی و تل للی.

[ad_2]

عضویت درگروه بالاسری
اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی